ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای

ورزش باستانی (زورخانه ای)    

ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای 

درمورد بررسی ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای پس از انقلاب مشروطیت پژوهش های چندی انجام شده است که از میان این پژوهش ها به موارد زیر پرداخته می شود.1 تاریخ ورزش باستانی ایران زورخانه به قلم مرحوم زنده یاد پرتو بیضایی کاشانی سال 1337 این کتاب اخیراً توسط نشر زوار تجدید چاپ ومنتشر شده است. پرتو بیضایی درخصوص علت این پژوهش اشاره داشته "در سنوات اخیر. ( 1337 ) و از تاریخی که حیات ورزش باستانی تجدید شد بارها مشاهده گردید اشخاص علاقمند، تاریخ ورزش باستانی و چگونگی آن را جست وجو می کنند از هنگامی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ورزش های جدید در کشور معرفی شد و رواج یافت، نامیدن ورزش باستانی به عملیات زورخانه یی، رایج شد. این نام احتمالاً از نما و شمای عمومی آن برداشت شده مثل شلوار چرمی و آیین های کشتی پهلوانی و اسباب و آلاتی مثل میل که به گرز و کباده که به کمان و سنگ که به سپر سربازان ایران در دوره باستان می ماند، و ضرب که مانند طبل وسیله ای برای تهییج سربازان در هنگام جنگ بوده است".
در موقع پیدا شدن این نام، این ورزش درسرزمین هایی که در یک حوزه تمدنی مشترک قرارداشتند درایران قدیم از آسیای میانه تا جنوب و غرب آسیا . (تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هندوستان، عراق ، آذربایجان و ترکیه) رواج داشته است.  در این سرزمین ها اقوامی هم نژاد که در روزگاران بس کهن با هم می زیستند بعدها به دو بخش تقسیم شدند، گروهی از آنان به هندوستان رفتند و گروهی دیگر که خود را آریا یا آیریا یعنی دوست با وفا می نامیدند، در سرزمین هایی که در آسیای غربی واقع بود و ایران کنونی و افغانستان و ترکستان و قفقازیه را  شامل می شد سکنی گزیدند، آنجا را ایران به معنی مکان آریایی ها خواندند آریایی ها چند دسته بودند: مادها در غرب و شمال غربی ایران، پارس ها در جنوب ایران و در ناحیه فارس و در شمال شرقی ایران هم گروهی از آریایی ها به نام پارت ها ساکن شدند. سرزمینی که این گروه برای زندگی خویش گزیده بودند فلاتی مسطح بود با دره هایی حاصلخیز و آب و هوایی متغیر. این طبیعت مردم ایران را مردمی با تحرک و کوشا وجنگجو بار آورد تا آنجا که توانستند در سال های 558 تا 331 پیش از میلاد یکی از قدرتمند ترین امپراتوری های آن روزگار را به وجود آورند.

شباهت معماری زورخانه ها با معابد مهری
دکتر مهدی بهار درمقاله پژوهشی خود ورزش باستانی ایران و ریشه های تاریخی آن اظهار داشته است: "بر ورزش باستانی ایران عمری دراز گذشته و مانند همه سنت های باستانی، اصل و منشاء آن در غبار تاریخ گم شده است و امروز اگر می کوشیم اصل آن را بازیابیم، این کوشش تنها بر نشانه هائی استوار است که اینجا و آنجا به چشم می خورد".
زورخانه های ما شباهت های بسیار با معابد مهری دارند. زورخانه ها همیشه با پلکانی طولانی از زیرزمین به سطح خیابان می رسند. همه زورخانه ها که به آئین ساخته شد هاند، در زیر زمین قرار دارند و معمولاً در زیر بناهای دیگر، این زورخانه های کهن نوری اندک دارند. چنانچه ذکر « مدرن » نیاکان و نه با معیارهای شد، معابد مهری در کنار یا نزدیک آب جاری ساخته می شد. رسم دیگر زورخانه زنگ زدن است و آن زنگی است که با زنجیری بر سردم زورخانه آویزان است و مرشد به هنگام ورود پهلوانان بزرگ آن را به صدا در می آورد تا همگان از ورود ایشان آگاه شوند. در معابد مهری نیز زنگی یافته شده است که گمان می کنند آن را به هنگام نشان دادن تصویر مهر در پایان یا در آغاز مراسم به صدا در می آورند.
اگر تصور ما در ارتباط آئین زورخانه با معابد مهری درست باشد این زنگ را در معابد مهری به هنگام ورود بزرگان دین به آواز در می آورده اند. مراتبی که در زورخانه ها وجود دارد، مانند کهنه سوار، مرشد، پیشکسوت، صاحب زنگ، صاحب تاج و نوچه و جز آن، ما را به یاد مراتب هفتگانه پیروان مهر می اندازد و چه بسا این هر دو از یک اصل و منشاء بوده باشند.

در آداب زورخانه، چون پهلوانی به مقام استادی می رسید، و کمال تن و روان می یافت از طرف پیشوایان طریقت به این افتخار دست می یافت که تاج فقر بر سر نهد. 7 این مراسم در آداب مهری نیز وجود دارد. در بسیاری از آثار بازمانده مهری در بیرون شهر روم ایزد خورشید را می توان دید که در برابر مهر زانو زده است و مهر در دست دیگر خود چیزی شبیه کلاه را
آماده گرفته است تا به خورشید دهد. در بوخارست نقشی مانده است که بنابر آن مهر کلاهی فریجی بر سر خورشید می نهد. نوچه ها، پیش خیزها، نوخاسته ها و ساخته ها در زورخانه همان مقامی را دارند که در آئین مهر تازه واردان داشته اند. در آئین مهر رومی، پیروان مهر را با روحیه ای جنگی تربیت می کردند.  در زورخانه نیز به صورتی نمادین، آداب نبرد آموخته می شود.
بسیاری از رقص های سنتی مردانه در ایران و سرزمین های دیگر نیز معرف نوعی نبرد است که خود بازمانده همان آداب کهن جرگه مردانه است. دکتر مهدی بهار معتقد است: در پی این سلسله ارتباط ها – اگر فرض ما درست باشد – م یتوان گمان برد که در معابد مهری اروپائی نیز آئین هائی شبیه به ورزش های زورخانه ای بجای آورده می شده است. وی در پژوهش خود نتیجه می گیرد: -1 با در نظر گرفتن مطالعه تطبیقی آئین مهر و زورخانه و ارتباط زورخانه با جوانمردی، می توان گمان برد که زورخانه ها باید در ایران قدمتی بسیار داشته باشند و اصل آنها اقلاً به دوره اشکانیان برسد؛ زیرا در این دوره است که آئین مهر گسترشی جهانی می یابد، به اروپا می رود و معابد مهری که از بسیاری جهات مانند زورخانه های ما است، در آنجا برپا می شود و آئین عیاری در ایران پا می گیرد. -2 در این آئین پرورش تن برای رسیدن به حقیقت و سلامت روح مهمترین شرط بوده است ولی این پرورش و ورزش تن با آدابی چنان روحانی در آمیخته بوده است که در واقع پرورش روان را از تن جدائی ناپذیر می کرده است. -3 ورزش و انجام حرکات پهلوانی جزو فعالیت های اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بوده است. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل می شد که برای قدرت بدنی و شجاعت روحی که در اختیار داشتند، شکرگزار بوده اند. -4 پهلوانان درصورت نیاز از خانواده و سرزمین خود در برابر دشمنان دفاع می کردند. این پهلوانان با تشویق زائد الوصف همگان برای ورزش، قهرمانی و قدرت خود روبرو می شدند. طبق آموزش مذهبی ایرانیان باستان، مردان زورخانه در نیایش خود ابتدا زیبایی بهشت را می ستودند و سپس قدرت بدنی و فکری خود را از خداوند خواستار می شدند. آنها اعتقاد راسخ به بدن سالم و نیرومند داشتند. ایرانیان باستان به فعالیت های ورزشی خود، که بر الگوی سلاح های جنگی شان تأثیر گذاربوده است، روح معنوی می دادند. 
 

حکیم فیثاغورث پسر منزارک ازبزرگ ترین فلاسفه و دانشمندان یونان باستان که تولد وی را به روایات مختلف 608 یا 580 یا 572 قبل از میلاد ذکر کرده اند و درحدود 497 قبل از میلاد درگذشته است از او سیاحت نامه ای برجای مانده که درمورد دخمه میترا (مهر) 13 آورده است : "بیرون شهر درمدخل غاری تاریک شدم ازغرابت تعیین این محل برای برپا داشتن جشن درخشنده ترین ستارگان، متعجب بودم، با تنی چند از تماشاچیان به درون رفتم آن قدر اعمال و شعائر و مراتب ستایش از پیش چشمانم گذشت که حافظه درستکار من توانایی بیان آن را ندارد، واقفان اسرار را دیدم پیرامون چشمه آب روان، بدن را می شستند و پاکیزگی روان و خرد را از یزدان درخواست می کردند. زرتشت وظایف پیشوای مذهب را به جا می آورد و علامتی زوال ن اپذیر بر سینه هر یک می گذاشت، از حصول این مرتبت، غروری در این اشخاص به وجود آمد، هر یک نانی خوردند و آبی آشامیدند، این نشانه بعثت یا رمز مرور به حیات جدید بود، چنانکه خورشید در سال نو را به جهانیان می گشود، همین را در سرود یزدانی و دعاهای خود می خواندند (سرودن ادعیه با نوازندگی و نغمات توام بوده، هنگام ستایش زانو می زدند، چند قرص نان و یک پیاله آب در موقع ایفاء مراسم موجود بوده که پیشوایان بر آن دعا می خواندند.
"اوستا" کتاب مقدس مذهبی قدیم ایران تا حد زیادی مشوق قهرمانان و ورزشکاران بوده است و از آنان تجلیل و ستایش به عمل می آورد، درست همانند کشتی از واژه کستی 15 یعنی کمبرند و لنگ از (سدره) بستن گرفته شده بخصوص قبضه بسته شده لنگ (سدره) را روی شکم که به هنگام کشتی به دست می گرفته اند کستی می گفته اند و این رسم پیش قبض گرفتن یعنی کشتی گرفتن هنگام شروع کشتی با دورترین رسم زرتشتیان در ایران باستان ارتباط دارد. با توجه به این حقیقت که در زبان فارسی ایران باستان بیش از 30 لغت در ارتباط با مفاهیم قهرمان و پهلوان وجود دارد، میزان علاقه وافر ایرانیان به قهرمانان و پهلوانان مسلم و آشکار می گردد.
در ایران باستان جوانان زیر 24 سال آموزش تکمیلی مرتبط با ورزش را درزمان خود فرا می گرفتند، این ورزش ها عبارت بوده از: دو، سوارکاری، چوگان، پرتاب دارت، کشتی، بوکس، تیروکمان، شمشیربازی و... . این فنون تحت شرایط بسیار سخت آموزش داده می شد تا بتوانند در زمان نیاز شرایط سخت، ن اسازگاری ها و مشکلات ناشی از جنگ از قبیل گرسنگی، تشنگی، کوفتگی، گرما، سرما و ... را تحمل نمایند.

آیا این ورزش در طی تاریخ رواج داشته است؟
ادوارد براون از جمله شرق شناسان بزرگ قرن اخیر نیز تاریخ رواج زورخانه ها را از دوره باستان دانسته است. درطی تاریخ، این ورزش با نام و جایگاهی به شکل دیگر و اسبابی کمی متفاوت » : مرحوم زنده یاد غلامرضا انصاف پور در پژوهش خود اظهار داشته است وی تاریخ معلوم زورخانه را با شکل و وضع کنونی از قرن هفتم دانسته است. انصاف پور اشاره می کند «. و با آداب و رسومی نه چنین جامع رواج داشته است در قرون پیشتر از قرن هفتم فقط به آلات و بعضی آثار آن به طور متفرق درقالب کشتی گرفتن به ویژه در داستان های اساطیری و پهلوانی شاهنامه فردوسی بر می خوریم. انصاف پور جایگاه عملیات ورزش باستانی را از حمله اعراب تا آغاز دوره صفویان به ترتیب: خانه، لنگرگاه، عبادتخانه و ورزشخانه نامیده است.
نام ورزشخانه در گل کشتی میرنجات مربوط به دوره صفویه آمده است. عبادت خانه در تومار افسانه پوریای ولی مربوط به پیش از دوره صفویه است.
 

لنگرگاه از دوره سلجوقیان تا مغولان

خانه به شهادت تاریخ سیستان به دوره تسلط اعراب و کمی بعد از آن تعلق دارد. هنگام تسلط اعراب، نخستین جایگاه های انجام عملیات ورزشی درمکان های زیرزمینی و مخفی گاه ها بوده و عیاران و پهلوانان در » : انصاف پور می گوید آنجاها، پنهان از چشم بیگانگان با مبادرت به این ورزش خود را برای مقابله با آنان نیرومند و آزموده می ساختند.
شایان ذکر است پس از درگذشت پیامبر اسلام (ص) با قدرت رسیدن حکومت امویان، حاکمان اموی از بیت المال برای خوش گذرانی و کارهای شخصی استفاده کردند. آنها عدالت اسلامی را زیر پای گذاشته نژاد عرب را بر دیگر نژادها برتری بخشیدند و با شهادت رساندن خاندان پیامبر گرامی اسلام موجبات نارضایتی مسلمانان و قیام های مردمی را فراهم نمودند.
خاندان بنی عباس یکی از گروه های ناراضی بودند که با کمک پهلوانان ایرانی به رهبری ابومسلم خراسانی به حکومت رسیدند. اما پس از مدتی حکومت، عباسیان نیز راه ستمگری را آغاز نمودند و با کشتار و زندانی کردن مردم موجبات شکل گیری قیام های مردمی را فراهم نمودند و حکومت های مستقل اسلامی در ایران شکل گرفت و قسمت هایی از ایران از سلطه اعراب خارج شد یکی از حکومت های محلی، سلسله سامانیان بود. سامانیان شهر بخارا را به پایتختی انتخاب کردند، شاعران و دانشمندان را تشویق کردند و به رواج زبان فارسی همت گماردند. به دلایل زیاد مسلم است که ایرانیان از دورترین دوران باستان تا بعد از اسلام و همیشه، جاها و محل هایی برای انجام عملیات ورزش های سبک و پهلوانی خود داشته اند. جوانان در دوره هخامنشی ها در فضای باز و گشاده، تحت توجه معلمین مخصوص » : می نویسد I. مثلاً گزنفون 18 در کتاب خود به نام .« آموزش و پرورش بدنی می بینند ملاحظه می شود که در آغاز دوره ساسانیان نیز جوانان در محل هایی مخصوص زیر نظر پهلوانان - با استناد به اشعار تاریخی شاهنامه فردوسی  آموزش ورزشی و پهلوانی می دیدند. در تاریخ اساطیری و پهلوانی ایران، رستم پهلوان پهلوانان، خود یکی از مربیان بوده است و کاووس شاه سیاوش را جهت تربیت به رستم می سپارد واوفنون مختلف ورزشی و دلاوری و راستی را به او می آموزد.

سفارش کتاب مینوی خرد
درباب 43 کتاب مینوی خرد پهلوی به همه سفارش شده است تا خود را به جامه اطمینان و اعتماد به نفس (یعنی پوشیدن شلوار کشتی) و دانش بیارایند و سپر راستی در دست گیرند و با گرز شکرگزاری و کمان آمادگی با آنچه مظاهر اهریمنی است جنگ کنند. به خوبی آشکار است که سنگ و میل و کباده چه همانندی و مقارنه یی با آن سه آلت جنگی و همچنین ورزش کشتی با کشتی در زورخانه ها و عملیات با آن آلات چه ارتباط نزدیکی با این دستور کتاب مینوی خرد پهلوی از عهد باستان دارد. خبر و تفضیل کشتی گرفتن و رونق پهلوانی در بخش اساطیری وپهلوانی شاهنامه فردوسی مشاهده می شود.
به کشتی گرفتن نهادند سر   گرفتند هر دو دوال کمر
 

ورزش باستانی در دوران تمدن اسلامی
در دوره تمدن اسلامی، به خاطر دوام آئین پهلوانی اسطوره های تازه ای درباره منشاء این آئین پدید آمد و آن را با اسلام پیوند دادند. ولی این پیوند خالی از ریشه های تاریخی نیست. ظاهراً بر می آید که در آسیای غربی از زمانی بسیار کهن، آدابی نظیر جوانمردی وجود داشته است، ولی آنچه محقق است این است که حتی پیش از اسلام، در دوران جاهلیت، آئین فتوت در عربستان وجود داشته است و حضرت علی (ع) ظاهراًً نخستین مسلمانی است که بدین لقب مفتخر آمده است.
که زمان تألیف آن کتاب قرن پنجم هجری بوده است، درباره وجود پهلوانان پایتخت ها و جهان پهلوانان و واژه « مجمل التواریخ و القصص » در کتاب که در قرن چهارم هجری تالیف شده است « هدایة المتعلمین » که از اصطلاحات کشتی پهلوانی، زورخانه مطالبی آمده است. همچنین در کتاب ،« نوخاسته » درباره سنگ گرفتن و کمان گروهه کشیدن و ذکر اهمیت کشتی نوشته شده است. این منابع از امکان وجود محل هایی حکایت می کند که در آن مکان ها ورزش های پهلوانی و باستانی صورت می گرفته است. از موارد دیگری که می تواند دلیل بر رواج ورزشگاه های زورخانه یی بعد از اسلام باشد، وجود آیین های پهلوانی، مکتب فتوت (جوانمردی)، جنبش های عیاری و شاطری با طی مقامات و مراتب بستن لنگ یا پیشبند و برهنه جنگ کردن، شلنگ اندازی و داشتن شرایط مستعد بدنی و دلیری و بستن زنگ بوده که پیشتر از آن یاد شد.
در مقدمه فتوت نامه سلطانی آمده از شرایط گرویدن به آیین فتوت در دوره رواج عیار بعد از اسلام، یکی داشتن نیروی بدنی کافی و پرداختن به ورزش های جسمانی و آماده شدن برای جنگ و مبارزه بود و کسانی که در آن روزگار به این آیین می گرویدند، نیرومند ساختن تن خویش و آماده شدن برای مبارزه و ستیزه را جزء اولین وظایف خود می شمردند.
پیوستن الناصرالدین الله (ازخلفای حکومت عباسی) به گروه جوانمردان و در بر کردن سر اوایل فتوت (شلوار کستی یا کشتی) جزء وقایع بسیار بزرگ و قابل ملاحظه تاریخ فتوت است. این خلیفه به کار و کردار جوانمردان به چشم تحسین می نگریست. او نشانه زدن با کمان گروهه، بازی در حمام (چاله حوض بازی) که تا چهل سال پیش از بازی های تمرینی مخصوص ورزشکاران زورخانه یی بود و دیگر کارهای جوانمردان و ورزش پیشه گان را دوست می داشت. بی گمان رواج روی آوری مردم در آن دوره به گروه های جوانمردان و ورزشکاران و پیوستن الناصرالدین الله به گروه فتوت در حدود هشتصد سال پیش نمی تواند با وجود ورزشخانه های پهلوانان و عیاران با ویژگی های زورخانه یی بی ارتباط باشد.
کشتی گرفتن پهلوان درویش محمد با پهلوان علی درروستای در حوض باغ زاغان هرات در حضور سلطان حسین بایقرا و زعما ،« بدایع الوقایع » بنابر خبر و اهالی شهر از رواج گود و زورخانه در قرن نهم هجری حکایت دارد و کشتی گرفتن در حوض خالی شده از آب نشانه عادت پهلوانان آن عصر به عملیات ورزشی و کشتی در گود همچنین ادعای پهلوان علی در مورد به هرات آمدن و به زمین زدن پهلوان سر تکیه نشین این شهر، لنگرگاه ها را به عنوان جایگاه های پهلوانان و هم این عقیده را که احتمال دارد زورخانه هم در یکی از محل (زاویه)های هر لنگرگاه (تکیه) بوده باشد تایید می کند. شرح مفصل آداب کشتی گیری در باب ششم فتوت نامه سلطانی نمودار آن است که این کار، بدون وجود مکتبی و محلی که بشود در آن تعلیمات فتوت نامه ها و دستورات کهنه سواران را آموخت و دوره فراگیری فنون کشتی و مراتب پهلوانی راگذراند، ممکن نبوده است.

درخصوص تاریخ ورزش باستانی معاصر مرحوم زنده یاد حسین پرتو بیضایی کاشانی نوشته است: " از تاریخی که ورزش جدید توام با فرهنگ جدید در کشور ایران شیوع یافت زمانی است که جمعی از جوانان کشور به آموختن ورزش های جدید پرداختند" وی اشاره می کند از آنجائیکه بالطبع هرجدیدی قدیم را تخطئه می کند جوانانی که برای سفر به اروپا رفته بودند و با ورزش های غربی آشنا شدند، با مشاهده امکنه و آلات و اسباب ورزش جدید در خارج از ایران و مقایسه آن با زورخانه های قدیمی ساز ایرانی به کلی قلم نسخ بر ورزش باستانی کشیده و ورود به زورخانه و اختلاط با اهل آن را صحیح می شمردند. در صورتیکه هنوز زورخانه های سرخانه که رجال قبل گذشته و پدران همین جوانان ساخته بودند از بین نرفته بود و مسلم است که ورزشکاران قدیم نیز ورزش جدید را به همین چشم می دیدند و به حساب نمی آوردند. همین امور باعث شد که ورزش باستانی در اواخر قرن سیزده هجری یعنی از حدود چهل سال قبل رونق سابق خود را از دست داد و وارد جاده انحطاط گردید، البته پدیده غرب زدگی و خودباختگی فرهنگی خاص ایران نبوده است و کلیه ممالک اسلامی و دیگر کشورهای قاره آسیا، افریقا و آمریکای لاتین را نیز در بر داشته است. این روند را درخصوص ورزش های سنتی دیگر کشورها نیز شاهد هستیم که در بخش های دیگر این رساله به تحلیل و بررسی آن خواهیم پرداخت.
جشن هزاره حکیم فردوسی طوسی در سال 1313 که به همت انجمن مفاخر برگزار شد، موجب گردید که در تمامی ولایت یا استان ها ورزش باستانی جزء مراسم و جشن ها قرار گیرد. استاد عطاء ا.. بهمنش نویسنده و کارشناس ورزش، معتقد است ورزش باستانی به جهت دو عنصر آمیختگی با مذهب و عرفان اسلامی و فتوت و همچنین برگرفتن از اشعار حماسی حکیم ابوالقاسم فردوسی و روحیه دلاوری و پهلوانی مجدداً با تشکیل انجمن ملی تربیت بدنی و پیشاهنگی در طی سال های 1313 به بعد مورد توجه واقع شد. پرتو بیضایی همچنین اشاره می کند با تشکیل ادارات تربیت بدنی که موسسات جدیدی به حساب م یرفت، نوعی اصلاح در زورخانه ها ایجاد گردید و تاسرحد امکان وسایل ورزشی جدیدی که در زورخانه ها هم قابل استفاده بود به زورخانه ها انتقال یافت. مانند: وزنه- فنر- دمبل و هالتر- و بعضی از حرکات ز نیرو بود » و « عقل سالم در بدن سالم » نرمش را جز ورزش های قدیم معمول گردید. نام زورخانه به باشگاه و ورزشگاه تغییر داده شد و شعارهایی از قبیل بر روی تابلوی زورخانه ها رایج شد. « مرد را راستی وی اشاره می کند در آن ایام در زورخانه بازارچه مروی تهران وسیله بازی ژیمناستیک فراهم شده بود و ورزشکاران بعد از لخت شدن و قبل از ورود به گود به وسیله آن دستگاه، به اصطلاح خود را گرم می کردند و بعد وارد گود می شدند. پرتو بیضایی می نویسد: با تأسیس انجمن تربیت بدنی و جمعیت های پیشاهنگی و احداث میدان های ورزش در تهران و ولایات چون آن راد مردان مصلح به کلیه مظاهر باستانی ایران علاقه داشتند ورزش قدیم را نیز همراه با ورزش جدید وارد اجتماع کردند و در هر یک از جشن ها و نمایشات ورزش پهلوانان زورخانه نیز دعوت و با تنکه های پهلوانی قدیمی وارد میدان های ورزشی گردیدند و موجودیت این ورزش نیز مانند سایر امور کشور تقویت گردید و نام زورخانه و ورزش باستانی که نزدیک به فراموش شدن بود در مطبوعات کشور منعکس گشت و این رویه تا شهریور 1320 ادامه داشت.
یکی از قدم هایی که بعد از شهریور 1320 برداشته شد و موجب تجدید حیات ورزش باستانی گردید اجرای برنامه ورزش باستانی در رادیو تهران بود که ورزشکاران زورخانه را جانی تازه داد و مطابق آن اداره تربیت بدنی شروع به اصلاح وضع داخلی زورخانه ها نمود. در ولایات، قالب زورخانه ها به ثبت رسمی رسید و امتیاز آن به یکی از پیش کسوتان یا پهلوانان داده شد.  انتخاب پهلوان پایتخت که به قول آقای پرتو بیضایی از دیرزمان متوقف شده بود، مجدداً معمول گردید. بازوبند پهلوانی چنان ارج و احترامی یافت که همه ساله به بازوی پهلوان کشور بسته شد و احداث زورخانه های عمومی (خصوصی) و ویژه (مربوط به نهادها و ارگان ها) توسعه پیدا کرد که می توان به احداث زورخانه بانک ملی و زورخانه شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ (شهید فهمیده فعلی) اشاره کرد. که این دو زورخانه میزبان بسیاری از هیات های عالیرتبه کشورها و رجال سیاسی بوده است.
برگزاری مراسم جشن های چهارم آبان نیز در دو مرحله تأثیر مختلفی داشته است. از یک طرف در پیش از انقلاب اسلامی موجب توجه به ورزش باستانی بود و از طرف دیگر چون سردمداری این حرکت به عهده شعبان جعفری بود تأثیر نامطلوبی بر ذهن بسیاری از انقلابیون که بر مسند مدیریت کشور و دستگاه های فرهنگی قرار داشتند، برجای گذاشته بود که مانعی بر توجه مطلوب بر این ورزش سنتی و حمایت جدی از گسترش آن به همراه داشت. از سوی دیگر رشد و گسترش ورزش های رسانه ای و ورزش های موجود در برنامه های بازی های آسیایی و المپیک و مسابقات بین المللی و نبود یک ساختار بین المللی بر ورزش باستانی از دلایل اصلی افت ورزش باستانی در مقایسه با پیشرفت سایر ورزش ها در کشور بوده است. شایان ذکر است در این خصوص ژاپنی ها برای گسترش ورزش ملی خود مانند جوجیتسو 20 یا جودو ضمن ایجاد ساختار بین المللی درخصوص توسعه این ورزش در مدارس، دانشگاه ها و مراکز نظامی خود به توسعه و ترویج زیربنایی این ورزش سنتی و ملی خود اهتمام کردند و با ورزشی سازی و استاندارد کردن آن در کشورهای دیگر جهان کوشیدند. ژاپنی ها
در بازی های المپیک 1964 توکیو برای اولین بار ورزش جودو را وارد برنامه بازی های المپیک نمودند. و یک ورزش آسیایی به المپیک راه یافت.
ژاپنی ها در المپیک 2000 سیدنی به مقام پانزدهم رده بندی کشورها دست یافتند. سپس با طراحی برنامه طلایی خود برای بازی های المپیک 2008 هدف خود را دستیابی به مقام پنجم رده بندی جهان عنوان ساختند اما ژاپن در بازی های المپیک 2004 آتن طی چهار سال به این برنامه طلایی خود دست یافت و مقام پنجمی رده بندی جهان را کسب کرد که بیشترین سهم مدال های ژاپن مربوط به ورزش جودو بوده است. این در حالی است که تا قبل از تاسیس فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای ورزش باستانی ما در برنامه آموزشی دانشگاه های ایران فاقد جایگاه مناسب بوده است. اما در تاریخ 20 مهر ماه 1383 فصل زرینی در تاریخ ورزش باستانی آغاز شد و ورزش باستانی به خانواده ورزش های جهانی پیوست و با معرفی ورزش باستانی به عنوان میراث معنوی مردم آسیا به جوانان جهان از ورزش های زورخان های استقبال شد، به طوریکه با طراحی و برگزاری رویداد های مختلف قاره ای، بین المللی و جهانی ورزش های زورخانه ای نیز جایگاه خود را در ورزش جهان هرچه بهتر می یابد که جا دارد از مرحوم پروفسور کارل دین مولف کتاب تاریخ ورزش جهان و دبیر کمیته برگزاری بازی های المپیک 1936 برلین که در سفری به ایران ارزش ها و زوایای پنهان ورزش باستانی زورخانه را کشف کرد و سپس در آلمان به عنوان یکی از دروس به دانشگاه تربیت بدنی کلن این ورزش را معرفی نمود.

زورخانه و وسایل ورزش های زورخانه ای 

زورخانه مکانی است برای نیرومندی و تقویت روحیه ورزشکاری، تواضع و فروتنی و دوری از تکبر. ورزش های زورخانه ای در فضایی سرپوشیده انجام می شدند و ساختمان آن شبیه سرداب ها و عبادتگاه هایی بود که زورخانه ها از دوران باستان از آنجا ظهور پیدا کرده اند با ظهور اسلام و تاکید بر تربیت نظامی پسران موضوع ورزش کردن آنها جدی تر شد و پس از حمله مغول زورخانه ایجاد شد و در قرن هفتم زورخانه ها به شکل امروزی در آمد. بنا به شهادت برخی از منابع، پوریای ولی نخستین زورخانه را پایه گذاشت.
درب ورودی زورخانه کوچکتر از درهای معمولی طراحی شده است به نحوی که افراد هنگام ورود با حالت خضوع وارد می شوند و سقف زورخانه بلند و گنبدی شکل، شبیه معابد و مساجد می باشد. گود زورخانه که محل اجرای حرکات ورزشی زورخانه ای می باشد به شکل هشت ضلعی به قطر 10 متر ساخته می شود که 70 سانتی متر پایین تر از سطح کف سالن زورخانه قرار دارد. به منظور جلوگیری از صدمات به ورزشکاران، سرتاسر لبه گود از جنس چوب و یا پلاستیک نرم پوشیده شده است. در فضای اطراف گود، سکوهایی برای تماشاچیان و جایگاهی مخصوص برای وسایل و ابزار ورزشی در نظر گرفته شده است.

اسباب و آلات ورزش باستانی که اکنون از آنها در زورخانه ها استفاده می شود عبارتست از سنگ، تخته شنا، میل، کباده.

 دعا کردن

از کهن ترین آداب زورخانه دعا کردن است که در پایان ورزش انجام می گیرد دعا ها با همان جنبه های اجتماعی و نقطه نظرها با همان اندک تفاوت در صورت، از روزگار باستان تا بدین دوران بر جای مانده اند.

 سردم؛ جایگاه مرشد

سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است. جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند.

 زنگ
زنگ که برای هماهنگی هرچه بیشتر ورزشکاران و مرشد و تعویض چشمه های ورزشی بکار می رود شبیه کاسه و از جنس مس است که از وسط آن میله ای آویزان می شود که با برخورد آن به دیواره کاسه صدایی زیبا تولید می شود. مرشد در زمان ورود یک شخص والامقام یا ورزشکار برجسته و پیشکسوت به محیط زورخانه زنگ را به صدا در می آورد و ضربه ای به ضرب خود وارد آورده و اشعاری مناسب و حماسی در مدح میهن دوستی و یا اولیاء اله می سراید.

 ضرب
ضرب یا طبل مرشد شبیه تنبک ولی از جنس سفال است که دهانه بزرگ آن با پوست نازک دباغی شده، پوشانیده شده است و مرشد با نواختن آن با ریتمی مشخص حرکات ورزشی را آهنگین و هماهنگ نموده و نسبت به ایجاد شور و اشتیاق در بین ورزشکاران و تماشاگران می کوشد.

 

میاندار

میاندار ورزشکار نخبه ای است که رهبری عملیات ورزش باستانی و هماهنگی با مرشد را برعهده دارد و ورزشکاران داخل گود مکلف به پیروی از ایشان هستند.

میل
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد؛ از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد.
میل دارای وزن های مختلفی است و هر میل از 1 تا 15 وزن دارد. میل سنگین در مسابقات جفت 30 کیلوگرم است.
 

میل بازی
از میل های دیگر کمی کوچک تر و کوتاه تر است و به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.

میل سبک و سنگین

در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی است اطلاق می شود که حرکات شیرین کاری و میل گیری ساده با آن انجام می شود.
میل سنگین نیز میل هایی بودند که ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند ولی در مسابقات بین المللی امروزی، حرکاتی مانند میل گیری با میل سبک انجام می شود.

کباده

یکی دیگر از ابزارهای ورزش باستانی کباده است. کباده شکلی از همان کمان جنگی است. این وسیله را در فرهنگ های فارسی به معنای کمان نرم و سست که مخصوص مشق کمان کشیدن است، ضبط کرده اند. غلامرضا انصافپور به نقل از کتاب مینوی خرد معتقد است از این کمان آمادگی یا کمان مشق برای جنگ با اهریمن استفاده می شده است. در فرهنگ دهخدا از نوعی کمان مشقی برای قوی شدن کتف کمانداران نام می برند. تصور می رود کباده های اولیه به صورت و هیئت کباده های کنونی نبوده است. اکنون کباده ها را از آهن خالص می سازند و تنه آن حالت فنری ندارد.
کباده های زورخانه قرن هاست که به دو شکل است یکی بدنه ای کمانی یا مقوس دارد که آهنین و سنگین است و در مقابل برای حفظ تعادل زهی زنجیری و بلند به دو سر آن آویخته بودند. در زورخانه ها معمولا دو جور کباده وجود داشت یکی سبک برای تازه کارها و دوم سنگین برای ورزشکاران سابقه دار.
وزن کباده معمولی 14 کیلوگرم، طول کمان آن 150 و طول زنجیر آن 200 سانتی متر است.

سنگ

وسایلی که در حال حاضر به اسم سنگ در زورخانه متداول است دو قطعه تخته سنگ حجیم به شکل نعل کفش های قدیمی است که در قسمت بالای آن مربع و در پایین منحنی است و در وسط هر یک از سنگ ها سوراخ و دستگیره ای در نظر گرفته شده و در دو طرف دستگیره برای جلوگیری از خراش برداشتن دست ورزشکار قطعات نمد می گذارند. سنگ های زورخانه وزن مشخصی نداشت وزن آن بستگی به اندازه و سلیقه کسی که آن را سفارش داده بود در نظر گرفته می شد. در مسابقات بین المللی وزن سنگ هر یک از سنگ ها 20 کیلو گرم، طول آن 100 و عرض آن 70 و ضخامت سنگ 5 سانتی متر است. سنگ زورخانه به گفته پژوهشگران همان سپر است و ورزشکاران برای قوی کردن بازو ها از آن استفاده می کردند. در عراق به سنگ «باب خیبر» می گویند تا یاد حضرت علی در شکستن در قلعه خیبر را گرامی بدارند.

تخته شنا

یکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است. مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و طبل را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند.
تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه 70 سانتی متر و پهنای آن 8 سانتی متر است که دو پایه کوتاه به ارتفاع 5 سانتی متر در زیر، آن را از زمین بالا نگه می دارد. تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست، کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد.        

پوشاک مرشد
در گذشته لنگی روی شانه ها می انداختند اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی، جلیقه باستانی و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی سردم می نشینند.

شلوار باستانی (نطعی)

در گذشته شلوار، لنگی بوده بر روی پیژامه می بستند و نطعی شلواری است تا سر زانو و از جنس پارچه ضخیم که بر روی آن توسط نوارهای رنگی یا سفید بته جقه نقش می بندند و دورکمر و زانو ها از جنس چرم است.

آداب و رسوم

خانه ورزش ما جای هوسناکان نیست
جای پاکان بود این منزل ناپاکان نیست
خانه ورزش ما هست علی رغم فلک
سرزمینی که بود پاک تر از چشم ملک
انتظار می رود رفتار ورزشکاران باستانی کار در زورخانه مبتنی بر اصول آیین فتوت و جوانمردی، از روی گذشت، فروتنی، پرهیزگاری، عدالت، صفا و ادب باشد. با توجه به این اصول، ورزش باستانی دارای آداب و رسومی است که هر ورزشکار وظیفه دارد از لحظه ورود به زورخانه تا هنگام خروج در چهارچوب اصول و مقررات آن عمل کند. این اصول عبارتند از:
1- سحرخیزی
از رسوم دیرین ورزشکاران زورخانه، سحرخیزی بوده است. سابقه این رسم به آیین های دیرین و کهن ایران زمین، سابقه فرهنگی مردم منطقه در فلات ایران و عبادت صبحگاهی در فرهنگ و تاریخ دوره اسلامی می رسد. گزنفون و استرابون هر دو سحرخیزی جوانان و بزرگ سالان عهد هخامنشی را برای ورزش تصریح کرده و نوشته اند: با صدای شیپور حاضرباش پیش از طلوع آفتاب بیدار و همه در یک نقطه معین اجتماع می کردند. سپس جوانان به گروه های پنجاه نفری تقسیم می شدند و هر گروه به همراه فرمانده خود در طول مسافتی 40 استاد (هر استاد 180 متر) یعنی بیش از هفت کیلومتر می دویدند.

2- اظهار فروتنی هنگام ورود به زورخانه
هر کس وارد زورخانه می شود باید سرفرود آورده و اظهار فروتنی کند. برای اعمال این امر زورخانه دارای در ورودی بسیار کوتاهی است تا هر کس در هر مقام که باشد. هنگام ورود به احترام مجبور به سرخم کردن شود و به این طریق رفتار بزرگ و متواضعانه و فروتنی را همواره از یاد نبرد.


3- تشریفات و احترام به دیگران
برای احترام به دیگران این اقدامات انجام می گیرد:
• مطابق سنت هر کس پیش کسوت تر و سالمند تر باشد نسبت به دیگری حق تقدم دارد؛
• صاحب عنوان ترین میهمان، در بهترین مکان در سکوهای اطراف گود می نشیند؛
• در قدیم این با ارج ترین جا کنار سردم و در جوار کهنه سوار و یا مرشد بود و اکنون با احترام تریم جاها برابر در ورودی یا سکوی رو به سردم است؛
• هرکس که در گود باشد و یا بیرون از گود، باید چون بزرگ تر صاحب کسوتی از راه رسید جای خود را به او بدهد.

4- مرشد و تشریفات
مرشد وظیفه دارد برای هر کس که به زورخانه وارد و یا از آن خارج می شود با در نظر گرفتن مرتبه و سابقه کسوت ورزشی او، تشریفاتی به این شرح به عمل آورد:
• اگر تازه کار و یا غیر ورزشکار باشد، فقط می گوید : خوش آمدی!
• اگر سابقه دار و ساخته باشد پس از گفتن : خوش آمدی از حضار طلب می کند که برای ورود او صلوات بفرستند؛
• اگر پیش کسوت باشد و می گوید صفای قدمت و پس از طلب صلوات از حضار برای او با هر دو دست به ضرب زورخانه زد و یک رگبار ضرب می گیرد؛
• اگر پهلوان باشد علاوه بر ادای تشریفات پیش کسوت ، زنگ را هم به احترام او برابر آئین نامه مربوطه به صدا در می آورد؛
• گاه مرشد هنگام ورود پهلوان صاحب زنگ ، یا مهمانی بسیار عزیز و یا شخصیتی عالی مقام پس از ادای تشریفات اولیه مشابه چنین اشعاری نیز به عنوان
خوش آمد گویی می خواند:
ای به هر کاری رفیقت قل هو الله احد ای نگهدار شب و روز تو الله صمد
لم یلد یارت و لم یولد به هر جا دستگیر مونس تو لم یکن له، رهبرت کفو ا احد
هرگاه مرشد برای هرکس طلب صلوات کند، هر فرد باید بدون بخل و غرض ولو شخص مورد نظر دشمنش هم باشد صلوات بفرستد.
تذکرات مهم
از آن جا که در گود زورخانه ثروت و مال دنیا و موقعیت اجتماعی ارزشی ندارد و تنها مقام کسوت ورزش است که بر مراتب تقدم و تاخر فرمان می راند، هیچ کس حق ندارد به صرف آن که در خارج از زورخانه رئیس و یا صاحب مقامی است نسبت به مردم دون پایه شغلی ادعای تقدم و برتری نماید و انتظار داشته باشد که ورزشکاران به جای طلب رخصت از مرشد و یا پیش کسوت ترین حاضران، از او رخصت بطلبند.
• مرشد موظف است تمام مراسم و تشریفات لازم الاجرا را در مورد هر یک از ورزشکاران معمول دارد.
• در چرخ سابقه دار طلب صلوات کند و در چرخ پیش کسوت و پهلوان علاوه بر آن بر زنگ نیز بزند.
• برای هر یک از افراد سابقه دار، پیش کسوت و پهلوان ، موقع خروج از گود و یا از زورخانه مانند وقت ورود به ترتیب برای نفر اولی طلب صلوات کرده و برای نفر دومی علاوه بر آن بر ضرب هم بزند و برای سومی زنگ را نیز به صدا در آورد.

5- دعوت به ورزش
خادم زورخانه موظف است به محض نشستن ورزشکار نزد او شتافته ، حوله چند تا شده ای را به نشانه دعوت به ورزش در کنارش بگذارد.

/ 0 نظر / 190 بازدید