ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:
   
 

چهره های سیاسی درگود ورزش پهلوانی

چهره های سیاسی درگود ورزش پهلوانی


پهلوان ابراهیم یزدی یکی از پهلوانان معتمد و نامدار سده سیزدهم هجری در تهران دوران ناصری بود که در چند سال آخر عمر، از هر دو پا عاجز شده و نمی توانست بدون دو چوب زیر بغل راه برود. او عصرها با همان دو چوب از خانه خود واقع در کوچه آشتی کنان بیرون می آمد و سر کوچه، بر روی نیمکتی که کنار خیابان برای او گذاشته بودند، می نشست و خیابان و عابرین را تماشا می کرد. روزی دو نفر از پهلوانان از آن جا می گذشتند؛ هر دو نفر به نزد پهلوان یزدی آمدند و یزدی از آن دو پهلوان احوالپرسی کرد و جویای اوضاع و احوال آنان شد.


 

پهلوانان به پهلوان یزدی بزرگ گفتند که در زورخانه مشغولیم و گاهی هم کشتی می گیریم. پهلوان یزدی خطاب به آنان گفت: «من این چوب دستی خودم را با یک دست بر زمین فشار می دهم، اگر هر دو نفرتان با هم توانستید آن را از جا بکنید، آن وقت من می دانم که شما زورمند و پهلوان هستید!»

از این گفته پهلوان یزدی که در این زمان حسابی پیر و عاجز و فرتوت شده بود، به هر دو نوچه پهلوان خیلی برخورد و به همین جهت هر دو با هم سخت مشغول زورآزمایی شدند. آن ها با تمامی توان و نیروی خود سعی کردند چوب دستی او را از زمین بکنند اما هر قدر که زور زدند،

 نتوانستند و چوب دستی که به نیروی دست پهلوان یزدی پیر بر زمین فشرده شده بود، حتی از جای خود تکان نخورد! پس پهلوان یزدی، به آنان گفت: «هنوز پهلوان حقیقی نشده اید! باز هم باید کار کنید تا پهلوان حقیقی شوید!» و البته یزدی تنها در زور پهلوان نبود که اگر ملاک این بود، شیر و فیل درندگی و برندگی شان بیش از هر انسانی است و باید شان پهلوان اولی برایشان قائل شد.

آن دوره هنوز پهلوانان به رسم مولایشان علی (علیه السلام)، پس از نماز مغرب و عشا به دیدار مستمندان می رفتند و آنچه برای پرداختن به فقرا توسط متمولان به آن ها سپرده شده بود را به محتاجان می رساندند. چنین بود که هر کس گرفتار می شد سراغ این پهلوانان می آمد که اتفاقاً گروهی از ایشان در بازار بوده و خود نیز از متمولان و مورد نظر دولت ها و حکومت ها بودند.

سیاسیت و زورخانه با هم پیوندی عمیق دارند؛ گویی هر کدام کباده ای بودند در دستان پهلوان که جفت با هم بالا می آمدند. گود زورخانه جایی نبود که حکومت با همه جایگاهی که برای خود قائل بود، به خاک آن نگاهی نیاندازد. از پهلوان یزدی که ناصرالدین شاه بازوبندش را بست تا تختی که مقابل محمدرضاشاه سر خم نکرد، ایستاد چون سرو تا شاه سر به پایین بازوبند را بر دستان جهان پهلوان بست. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از اهل سیاست کسانی بودند که شیفته گود زورخانه بودند و هر از چند گاهی در مراسم های آیینی ویژه زورخانه شرکت می کردند. نگاهی به این حضور خالی از لطف نیست.

فرزند دوم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، جدا از این که در کسوت روحانیت بودند، فوتبالیست قهاری هم در تیم شاهین قم بودند. حاج سید احمد آقای خمینی، از بازیکنان سابق تیم های زیر گروه شاهین و از دوستان نزدیک کاظم رحیمی بود. او تا زمان خروج از ایران فوتبال بازی می کرد و اتفاقاً بازیکن بسیار خوبی هم بود.

حاج احمدآقا خمینی

فرزند دوم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، جدا از این که در کسوت روحانیت بودند، فوتبالیست قهاری هم در تیم شاهین قم بودند. حاج سید احمد آقای خمینی، از بازیکنان سابق تیم های زیر گروه شاهین و از دوستان نزدیک کاظم رحیمی بود. او تا زمان خروج از ایران فوتبال بازی می کرد و اتفاقاً بازیکن بسیار خوبی هم بود. سید احمدآقا مدت کوتاهی در تیم زیر گروه همایون شاهین زیر نظر همایون بهزادی هم کار می کرد. بعد از انحلال شاهین- به ظاهر- سید احمد آقا طرفدار پرسپولیس بود.

مرحوم سید احمد خمینی در زمان حیات امام (ره) در مصاحبه ای گفت: «امام (ره)، ما را در انتخاب کارمان آزاد می گذاشت؛ مثلاً من علاقه زیادی به فوتبال داشتم و بر سر آن، چندین بار دست هایم شکست که هنوز آثار آن هست. آن موقع ها ما هم در قم اطلاع داشتیم که وی بهترین فوتبالیست دبیرستان خود است. پدری که برای سلامتی خود ده ها سال پیش این ورزش مهم را با حفظ لباس روحانیت انجام می داد، طبیعی است که کاری به انجام آن توسط فرزند دبیرستانی خود نداشته باشد و آن را جهت ورزیدگی بدن، برای او لازم بداند، به خصوص که مورد علاقه او هم بوده است.»

از سوی دیگر علی پروین همین آشنایی ورزشی ها با احمد خمینی را واسطه دیدار با امام (ره) می داند: «پس از این که از سوی کاظم رحیمی، یکی از حمتکشان و فوتبالیست های پرسپولیسی سابق و از بچه های خوب و باصفای آن دوره اعلام شد که قرار است با توجه به رایزنی هایی که با حاج احمدآقا شده به دیدار امام خمینی (ره) برویم، باور کنید چند روزی در پوست خود نمی گنجیدم. هر روز از خودمان سوال می کردیم که کی این قرار عملی می شود. با لطف خدا فرااهم شد تا به دیدار امام خمینی (ره) برویم. روز خاطره انگیزی برای من و بازیکنان شاهین و استقلال بود. حدود 100 نفر بودیم که به دیدار امام (ره) رفتیم. به خاطر علاقه ای که به ایشان داشتم، سعی کردم بیشتر جلوی صف باشم و البته با توجه به احترامی که به ما می گذاشتند، این اتفاق افتاد.» اما احمدآقا در ورزش زورخانه هم رفقای زیادی داشت. عکسی که نشان می دهد حاج احمدآقا مشغول میل زدن در زورخانه است.

 

غلامعلی حداد عادل

این بچه میدان خراسان که روزگاری محله کشتی گیران و زورخانه بروهای تهران بود، جدای از دکترای فلسفه دل مشغولی زیادی نسبت به ادبیات، خصوصاً ادبیات حماسی ایران دارد. این را می توان از آخرین پست سایت رسمی او دید؛ جایی که وی در مطلبی با عنوان روز فردوسی به آیین های ورزش زورخانه ای نیز اشاره کرده بودند.

حداد عادل که این روزها رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس است، جدا از حضور در آیین های زورخانه ای مثل افتتاح، حضور فعالی برای ترویج ورزش زورخانه ای دارد. او در مقام رئیس کمیسیون فرهنگی با ارسال نامه ای برای رئیس سازمان صدا و سیما ضمن ارجاع درخواست های جامعه پهلوانی و زورخانه ای به آن سازمان خواستار توجه بیشتر رسانه ملی به این ورزش ملی شد. غلامعلی حداد عادل در قسمتی از این نامه در مورد ورزش باستانی اظهار داشته بود: «با توجه به این که ورزش های پهلوانی و زورخانه ای بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب می شود و عنایت ویژه به این ورزش ها علاوه بر ترویج یک ورزش ملی در توسعه ارزش های فرهنگی نیز موثر خواهد بود، انتظار می رود صدا و سیما حمایت بیشتری از آنان به عمل آورد.» در مراسم بستن بازوبند پهلوانی در مسابقات غدیر سال گذشته این بازوبند توسط حداد عادل بر بازوی فردین معصومی بسته شد. او در سال گذشته همراه اعضای کمیته تربیت بدنی مجلس شورای اسلامی با حضور در زورخانه ملی شهید فهمیده از نزدیک با فعالیت ها و دستاوردهای فدراسیون نیز آشنا شده بود. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس پیش از این در مصاحبه ای گفت: «در تیتراژ بیشتر برنامه های ورزشی صدا و سیما، تصویری از ورزش زورخانه ای نیست. این سازمان باید نسبت به توسعه مبانی فرهنگی این رشته ایرانی- اسلامی جدی تر اقدام کند.»

حسن غفوری فرد

وزیر نیروی دهه 60 که پس از آن به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. او پس از مدتی به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی منصوب شد. سپس مجدداً به مجلس شورای اسلامی راه یافت و امروز، به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حضور دارد. فردی که از مهندسی انرژی هسته ای تا گود زورخانه را سیر کرده است. رئیس سازمان تربیت بدنی دولت اول هاشمی رفسنجانی آن قدر به ورزش زورخانه ای دلبسته است که از زورخانه شهر بیرجند تا شهید فهمیده تهران او را می توان در مراسم گلریزان و آیین های ورزش زورخانه ای دید.

هر جا مراسم تجلیلی از کشتی گیری باشد، غفوری فرد حاضر است. وی در آخرین اظهارنظر خود در مورد ورزش زورخانه ای گفته است: «احیا و ترویج ورزش های سنتی مانند کشتی و باستانی بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی است. پیامبر اسلام (ص) هدف رسالت خود را تکمیل اخلاق بیان کرد و خوشبختانه سنت های قدیمی ما نیز همه سنت های اخلاقی است.» منش ها و خصوصیاتی همچون احترام به پیشکسوت، بزرگ تر، سادات و داشتن تواضع، ادب، گذشت، سخاوت، بزرگواری، بزرگ منشی، کمک به دیگران و بسیاری از موارد دیگر در ورزش های سنتی ما یعنی در کشتی به عنوان ورزش اول کشور و ورزش های باستانی بسیار فراوان است. غفوری فرد با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری بر گسترش ورزش های باستانی تصریح کرد: «باید به نحوی برنامه ریزی شود که ورزش های باستانی ما در میان سایر ورزش ها گم نشود، ضمن آن که همه ورزش ها در جایگاه خودشان بسیار خوب هستند. در هر حال آنچه که با سنت و تاریخ ما عجین شده اگر ترویج شود، دیگر تهاجم فرهنگی نخواهد بود و اخلاق و سنت هایی که به طور طبیعی در این ورزش ها وجود دارد، گسترش می یابد.

حسین زاکانی

پدر علیرضا زاکانی، نماینده مجلس شورای اسلامی و از سیاسیونی که این روزها به دلیل اتخاذ مواضع خود، به عنوان یک چهره رسانه ای نیز مطرح است. او یکی از پیشکسوتان عرصه زورخانه محسوب می شد که در ابتدای این ماه درگذشت. او نیز مثل حداد عادل، دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی بچه شرق تهران و شهر ری خاستگاه کشتی گیران و ورزشکاران زورخانه است.

حسین زاکانی متولد 1309 از داوران ممتاز و بین المللی کشتی و از پیشکسوتان ورزش پهلوانی و زورخانه ای کشور بود. آخرین مسئولیت وی عضویت در کمیته فنی کشتی پهلوانی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای کشور بود. در مراسم تشییع پیکر او بسیاری از نمایندگان مجلس و ورزشکاران اعم از زورخانه ای و کشتی گیران حضور داشتند که در نوع خود جالب بود.

ورزش زورخانه امروز جدا از موضوعات فرهنگی که در ادبیات ایران دارد، نگاهی جهانی را نیز به همراه دارد؛ جایی که با تاسیس فدراسیون جهانی ورزش زورخانه ای و پهلوانی به سفارش رهبر انقلاب زمینه های بین المللی شدن این ورزش بومی در ایران مهیا شده است. از سوی دیگر ورود اساتید مختلف رشته های دانشگاهی از فیزیولوژی ورزش تا عرفان و فلسفه در تدوین متون مرتبط در نوع خود جالب توجه است که بعد سیاسی- اجتماعی این ورزش را نیز فراتر کرده است.