ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

ادبیات و اشعار زورخانه ای( سر نوازی)

***********************

ورزشکاران باستانی باید همراه پرورش بدن،

اخلاق و صفات خود را نیز بیارایند.

مرشد وظیفه دارد پیش از شروع شنا یا چرخ هر فرد ،

در مواقع لزوم، با خواندن اشعار پند آمیز خصال نیک،

با خواندن غزلیات عرفانی ، عشق به حق و فداکاری

و با سرود های حماسی روح پهلوانی و دلاوری

را در جوانان ورزشکار بدمد.

درحالیکه ورزشکاران تخته شنا ها را جلو خود گذاشته

و نشسته اند و یا بعضی با ملایمت سر و گردن

و سرشانه های خود  را کش و قوس می دهند،

‌مرشد با گرفتن ضرب زیر و دل نشینی روی طبل ،

با صدای غلتان و کشداری برای آماده کردن

ورزشکاران به ورزش ، سر نوازی می خواند.

سر نوازی در شروع ، کلید گشوده در ورزش است.

با شعر و ضرب همراه با چنین تذکراتی:

خوشدل نشوی از آن که عنوان داری

یا آن که نژاد از کی و ساسان داری

بایست برهنه همچون شـمشیر شوی

تـا جـوهر خـویش را نـمایان  داری

مرشد هم شعری که اثر نیکو و آموزنده در ورزشکاران

داشته باشد ،

با توجه به خصوصیات و دانستن صفات و نقاط قوت

و ضعف او آن را می خواند:

ای که دستت می رسد کاری بکن

پیش از آن، کز تو نیاید هیچکار

ایـن کـه درشـهنامه ها آورده انـد

رســـتم و روئــین تــن اسـفندیار

تابدانـند ایــن خـداونـدان مــلک

کز بسی خـلق است دنـیا یــادگار

آدمـــی را عـــقل بـاید در بـدن

ورنه جـان درکــالبد دارد حــمار

صورت زیبا و ظاهر هیچ نیست

ای بــــرادر ســـیرت زیــبا بــیار

مــنجنیق آه مــظلومان به صـبح

سخت گیرد ظالمان را در حصار

مرشد ها اغلب سروده های منسوب به پوریای ولی را

از رباعی و غزل و مثنوی در خاطر حفظ دارند

و آنها را در مواقع مناسب در مقام سرنوازی

می خوانند:

گر مرد رهـــی نظر به ره باید داشــت

خود را نگـه از کـنار چَـه باید داشـت

در خـانه دوستان چو گـشتی مـحــرم

دست و دل و دیده را نگه باید داشت

و گاه با این گونه دو بیتی های مذهبی ، عرفانی

و اخلاقی ورزشکاران را تبلیغ می نماید:

اوصاف علی به گفتگو ممکن نیست

گنجایش بحر در سبو ممکن نیست

مــن ذات عــلی بــه واجـبی نشناسم

امـا دانـم کـه مـثل او مـمکن نـیست

 

امـروز شـاه انـجمن دلبـران یکـی اســـت

دلبر اگر هزار بود، دل بـر آن یکـی است

از بهـــر آن یکی دل و دیـن داده ام به بــاد

قربان آن کسی که دلش با زبـان یکی است

 

نام های چارده معصوم در یک بـــیت مـــن

گفتــه سازم تا بمانــد یادگار انـــدر زمـــن

مصطفی، با سه محمد، مرتضی با سه علی

جعفـروموسی و زهـرا یک حسین ودوحسن

 

یا الله العالمیـــن در باز کـــن

یا رسول هاشمی پرواز کــن

مشکلی بر کار ما افتاده است

با دو انگشت مبارک باز کن

 

نوشته بر در جنت به خط لم یزلــی

شفیع روز قیامت محمد است و علی

رعایت ادب و نزاکت

تا چندی پیش چنان که ورزشکاری رعایت ادب و نزاکت

را در زور خانه نمی نمود

و حق احترام پیشکسوت و مرشد را به جا نمی آورد

و با تکبر و خود خواهی وارد زورخانه می شد،

مرشد او را در حین شروع حرکات ورزشی با اشعار اندرز آمیز

راهنمایی و ارشاد می نمود.

مثلاً هنگام شروع او به چرخ آهسته برای دوربرداشتن

و یا چرخ مقدماتی ،‌با گرفتن ضرب ملایمی روی طبل،

‌چنان که صدای ضرب پایین و آواز خودش رساتر باشد،

‌آنگاه دهان به خواندن این گونه اشعار می نمود:

بســـــم اللـــــه الرحـــــمن الرحــــیم

مــی کـنم حـــمد خــــداونــد کــــریم

جان بر تن مرد بی ادب زندان است

هرکس که ادب ندارد او حـیوان است

از بـی ادبـی کسی بـه جـایی نرسیــد

حـــقا کـه ادب وظـیفه مــردان اسـت

یا چنانچه در خارج از زورخانه ، ورزشکاری مرتکب

عمل خلاف شرع یا خلاف عرفی می شد

و موجبات آزار و اذیت مردم را فراهم می ساخت،

مرشد او را نیز هنگام چرخ در حضور همه پهلوانان

و ورزشکاران و جمعیت چنین سرزنش می کرد:

شـــمشیر بــرنده تـحفه مــردان است

نــامرد بـه زیــر تـیــغ روگــردان است

هـرکس کـه به سر میل دلیـری دارد

این قاپی و این حریف و این میدان است

ادعای مسلمانی و دینداری

اگر ورزشکاری ادعای مسلمانی و دینداری می نمود

و در عمل از آن طفره می رفت، به مردم ریا می ورزید

و حق آنان را ضایع می کرد،‌

مرشد این شعر را برای او می خواند:

نه هر کس شد مسلمان می توان گفتش که سلمان شد

کز اول بایدش سلمان شد و آنگه مسلمان شد

و برای کسانی که ورزش را برای زورگویی

و ترساندن مردم و پایمال کردن حقوق آنان پیشه خود می ساختند ،

این شعر را برای تنبیه می خواند :

چو خواهد که ملک تو ویران کند

نخست خلقی از تو پریشان کند

وگر باشدش بر تو بخشایشی

رساند به خلق از تو آسایشی

برای متکبران و خودخواهان می خواند :

وفا زگل مطلب، چون که زاده خـــار است

همیشــــه در پـی آزار بلبـــل زار اســـت

نجیب زاده و دانا در این زمان خوار است

چرا که تازه به دوران رسیده بسیار است


منبع:

کتاب تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه های اجتماعی زورخانه

غلامرضا انصاف پور