شعر در وصف زورخانه
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

چندی پی درس و بحث رفتم
دیدم ره دور وپای لنگ است
چندی به شرابخانه رفتم
دیدم که به پای خم درنگ است
چندی به قمار خانه رفتم
دیدم سر طاق و جفت جنگ است
با خیل قلندران نشستم
دیدم همه حرف چرس و بنگ است
پیر خردم بگوش گفتا
اینها همه صحبت جفنگ است
برخیز و برو به زورخانه
انجا که سخن ز میل و سنگ است
اوازه ی نای و رنگ تنبور
کباده و تخته ی شلنگ است
بازار متاع کشتی انجاست
جنسش همه حرف قوس و لنگ است
ان یک به دلاوری چو شیر است
این یک به شناوری نهنگ است
طبال بزن که وقت جنگ است
غریدن شیر با پلنگ است
شاعر: نا مشخص


 
زورخانه
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

به نام خدا و به نام نامی وطن مقدس من،ایران
واژه زورخانه در کتابهای لغت کهن،حتی در برهان قاطع که در نیمه دوم سده یازدهم هجری قمری نوشته شده است دیده نمی شود و به نظر می رسد واژه ای جدید باشد.واژه زورخانه و وصف ان و شکل و انواع ورزشهایی که در انجام می گرفته،نخستین بار در سال ۱۷۶۵ میلادی (در زمان حکومت خان زند) توسط کارستن نیبور سیاح دانمارکی،در جلد دوم سفرنامه سه جلدی او دیده شد.
در این سفرنامه که اختصاص به ایران دارد می نویسد : ((... در شیراز سه زورخانه عمومی وجود دارد.از زورخانه ها علاوه بر مردم عامی مردان بلند پایه و نظامیان و غیر نظامیان هم استفاده می کنند.))
نهاد زورخانه یکی از نهادهای بنیادی کهن ایرانی است که اگر اجزای ان را بشکافیم هر جز ان بخشی از تاریخ کهن این ملت است.
پس به تاریخ و فرهنگ و ورزش خود بیش از پیش ببالیم.
سربلند و پیروز باشید...


 
ورزش باستانی و زورخانه ای
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

به نام خدا و به نام نامی وطن مقدس من، ایران
ابزار ورزش باستانی: حرکات و روشهای ورزش باستانی تمثیلی است ازحرکات رزمی که بوسیله گروهی جوانمرد و ازاده و مدافع بیدار دل اغاز گردید و ناگزیر به گودهای زورخانه و اوردگاههای مخفی برده شد.اینان را به اعتبار نام تاریخی شان عیاران،فتیان و جوانمردان می خواندند.این افراد با استفاده از ابزار چوبی،سنگ و فولادی که شباهت مشخصی به الات جنگ و ستیز نداشت و ازان مقوله به حساب نمی امد امادگی کاربرد ابزار جنگی را در خود تقویت می کردند و الات و حرکات ورزشی را به انگیزه ی کاربرد نهایی ان چنین مورد استفاده قرار می دادند:
_میل برای تمرین در توانایی گرزکوبی و شمشیرزنی
_کباده برای تمرین در توانایی زه افکنی و کمان کشی و تیراندازی
_سنگ برای تمرین سپرکشی و سپرکوبی
_چرخ برای تمرین میانداری و تدافع انفرادی در مقابل تهاجم گروهی
_نرمش پا برای تقویت توانایی رهنوردی و جابجایی سریع
_شنا برای تقویت حرکات جابجایی خزنده و افقی
_کشتی برای تمرین نبرد تن به تن و رویارویی بدون اسلحه
      حق نگهدار شما


 
ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
ورزش باستانی (زورخانه ای)
 
 

ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای 

درمورد بررسی ریشه ها و بنیادهای تاریخی ورزش های زورخانه ای پس از انقلاب مشروطیت پژوهش های چندی انجام شده است که از میان این پژوهش ها به موارد زیر پرداخته می شود.1 تاریخ ورزش باستانی ایران زورخانه به قلم مرحوم زنده یاد پرتو بیضایی کاشانی سال 1337 این کتاب اخیراً توسط نشر زوار تجدید چاپ ومنتشر شده است. پرتو بیضایی درخصوص علت این پژوهش اشاره داشته "در سنوات اخیر. ( 1337 ) و از تاریخی که حیات ورزش باستانی تجدید شد بارها مشاهده گردید اشخاص علاقمند، تاریخ ورزش باستانی و چگونگی آن را جست وجو می کنند از هنگامی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ورزش های جدید در کشور معرفی شد و رواج یافت، نامیدن ورزش باستانی به عملیات زورخانه یی، رایج شد. این نام احتمالاً از نما و شمای عمومی آن برداشت شده مثل شلوار چرمی و آیین های کشتی پهلوانی و اسباب و آلاتی مثل میل که به گرز و کباده که به کمان و سنگ که به سپر سربازان ایران در دوره باستان می ماند، و ضرب که مانند طبل وسیله ای برای تهییج سربازان در هنگام جنگ بوده است".
در موقع پیدا شدن این نام، این ورزش درسرزمین هایی که در یک حوزه تمدنی مشترک قرارداشتند درایران قدیم از آسیای میانه تا جنوب و غرب آسیا . (تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هندوستان، عراق ، آذربایجان و ترکیه) رواج داشته است.  در این سرزمین ها اقوامی هم نژاد که در روزگاران بس کهن با هم می زیستند بعدها به دو بخش تقسیم شدند، گروهی از آنان به هندوستان رفتند و گروهی دیگر که خود را آریا یا آیریا یعنی دوست با وفا می نامیدند، در سرزمین هایی که در آسیای غربی واقع بود و ایران کنونی و افغانستان و ترکستان و قفقازیه را  شامل می شد سکنی گزیدند، آنجا را ایران به معنی مکان آریایی ها خواندند آریایی ها چند دسته بودند: مادها در غرب و شمال غربی ایران، پارس ها در جنوب ایران و در ناحیه فارس و در شمال شرقی ایران هم گروهی از آریایی ها به نام پارت ها ساکن شدند. سرزمینی که این گروه برای زندگی خویش گزیده بودند فلاتی مسطح بود با دره هایی حاصلخیز و آب و هوایی متغیر. این طبیعت مردم ایران را مردمی با تحرک و کوشا وجنگجو بار آورد تا آنجا که توانستند در سال های 558 تا 331 پیش از میلاد یکی از قدرتمند ترین امپراتوری های آن روزگار را به وجود آورند.

شباهت معماری زورخانه ها با معابد مهری
دکتر مهدی بهار درمقاله پژوهشی خود ورزش باستانی ایران و ریشه های تاریخی آن اظهار داشته است: "بر ورزش باستانی ایران عمری دراز گذشته و مانند همه سنت های باستانی، اصل و منشاء آن در غبار تاریخ گم شده است و امروز اگر می کوشیم اصل آن را بازیابیم، این کوشش تنها بر نشانه هائی استوار است که اینجا و آنجا به چشم می خورد".
زورخانه های ما شباهت های بسیار با معابد مهری دارند. زورخانه ها همیشه با پلکانی طولانی از زیرزمین به سطح خیابان می رسند. همه زورخانه ها که به آئین ساخته شد هاند، در زیر زمین قرار دارند و معمولاً در زیر بناهای دیگر، این زورخانه های کهن نوری اندک دارند. چنانچه ذکر « مدرن » نیاکان و نه با معیارهای شد، معابد مهری در کنار یا نزدیک آب جاری ساخته می شد. رسم دیگر زورخانه زنگ زدن است و آن زنگی است که با زنجیری بر سردم زورخانه آویزان است و مرشد به هنگام ورود پهلوانان بزرگ آن را به صدا در می آورد تا همگان از ورود ایشان آگاه شوند. در معابد مهری نیز زنگی یافته شده است که گمان می کنند آن را به هنگام نشان دادن تصویر مهر در پایان یا در آغاز مراسم به صدا در می آورند.
اگر تصور ما در ارتباط آئین زورخانه با معابد مهری درست باشد این زنگ را در معابد مهری به هنگام ورود بزرگان دین به آواز در می آورده اند. مراتبی که در زورخانه ها وجود دارد، مانند کهنه سوار، مرشد، پیشکسوت، صاحب زنگ، صاحب تاج و نوچه و جز آن، ما را به یاد مراتب هفتگانه پیروان مهر می اندازد و چه بسا این هر دو از یک اصل و منشاء بوده باشند.

در آداب زورخانه، چون پهلوانی به مقام استادی می رسید، و کمال تن و روان می یافت از طرف پیشوایان طریقت به این افتخار دست می یافت که تاج فقر بر سر نهد. 7 این مراسم در آداب مهری نیز وجود دارد. در بسیاری از آثار بازمانده مهری در بیرون شهر روم ایزد خورشید را می توان دید که در برابر مهر زانو زده است و مهر در دست دیگر خود چیزی شبیه کلاه را
آماده گرفته است تا به خورشید دهد. در بوخارست نقشی مانده است که بنابر آن مهر کلاهی فریجی بر سر خورشید می نهد. نوچه ها، پیش خیزها، نوخاسته ها و ساخته ها در زورخانه همان مقامی را دارند که در آئین مهر تازه واردان داشته اند. در آئین مهر رومی، پیروان مهر را با روحیه ای جنگی تربیت می کردند.  در زورخانه نیز به صورتی نمادین، آداب نبرد آموخته می شود.
بسیاری از رقص های سنتی مردانه در ایران و سرزمین های دیگر نیز معرف نوعی نبرد است که خود بازمانده همان آداب کهن جرگه مردانه است. دکتر مهدی بهار معتقد است: در پی این سلسله ارتباط ها – اگر فرض ما درست باشد – م یتوان گمان برد که در معابد مهری اروپائی نیز آئین هائی شبیه به ورزش های زورخانه ای بجای آورده می شده است. وی در پژوهش خود نتیجه می گیرد: -1 با در نظر گرفتن مطالعه تطبیقی آئین مهر و زورخانه و ارتباط زورخانه با جوانمردی، می توان گمان برد که زورخانه ها باید در ایران قدمتی بسیار داشته باشند و اصل آنها اقلاً به دوره اشکانیان برسد؛ زیرا در این دوره است که آئین مهر گسترشی جهانی می یابد، به اروپا می رود و معابد مهری که از بسیاری جهات مانند زورخانه های ما است، در آنجا برپا می شود و آئین عیاری در ایران پا می گیرد. -2 در این آئین پرورش تن برای رسیدن به حقیقت و سلامت روح مهمترین شرط بوده است ولی این پرورش و ورزش تن با آدابی چنان روحانی در آمیخته بوده است که در واقع پرورش روان را از تن جدائی ناپذیر می کرده است. -3 ورزش و انجام حرکات پهلوانی جزو فعالیت های اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بوده است. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل می شد که برای قدرت بدنی و شجاعت روحی که در اختیار داشتند، شکرگزار بوده اند. -4 پهلوانان درصورت نیاز از خانواده و سرزمین خود در برابر دشمنان دفاع می کردند. این پهلوانان با تشویق زائد الوصف همگان برای ورزش، قهرمانی و قدرت خود روبرو می شدند. طبق آموزش مذهبی ایرانیان باستان، مردان زورخانه در نیایش خود ابتدا زیبایی بهشت را می ستودند و سپس قدرت بدنی و فکری خود را از خداوند خواستار می شدند. آنها اعتقاد راسخ به بدن سالم و نیرومند داشتند. ایرانیان باستان به فعالیت های ورزشی خود، که بر الگوی سلاح های جنگی شان تأثیر گذاربوده است، روح معنوی می دادند. 
 

حکیم فیثاغورث پسر منزارک ازبزرگ ترین فلاسفه و دانشمندان یونان باستان که تولد وی را به روایات مختلف 608 یا 580 یا 572 قبل از میلاد ذکر کرده اند و درحدود 497 قبل از میلاد درگذشته است از او سیاحت نامه ای برجای مانده که درمورد دخمه میترا (مهر) 13 آورده است : "بیرون شهر درمدخل غاری تاریک شدم ازغرابت تعیین این محل برای برپا داشتن جشن درخشنده ترین ستارگان، متعجب بودم، با تنی چند از تماشاچیان به درون رفتم آن قدر اعمال و شعائر و مراتب ستایش از پیش چشمانم گذشت که حافظه درستکار من توانایی بیان آن را ندارد، واقفان اسرار را دیدم پیرامون چشمه آب روان، بدن را می شستند و پاکیزگی روان و خرد را از یزدان درخواست می کردند. زرتشت وظایف پیشوای مذهب را به جا می آورد و علامتی زوال ن اپذیر بر سینه هر یک می گذاشت، از حصول این مرتبت، غروری در این اشخاص به وجود آمد، هر یک نانی خوردند و آبی آشامیدند، این نشانه بعثت یا رمز مرور به حیات جدید بود، چنانکه خورشید در سال نو را به جهانیان می گشود، همین را در سرود یزدانی و دعاهای خود می خواندند (سرودن ادعیه با نوازندگی و نغمات توام بوده، هنگام ستایش زانو می زدند، چند قرص نان و یک پیاله آب در موقع ایفاء مراسم موجود بوده که پیشوایان بر آن دعا می خواندند.
"اوستا" کتاب مقدس مذهبی قدیم ایران تا حد زیادی مشوق قهرمانان و ورزشکاران بوده است و از آنان تجلیل و ستایش به عمل می آورد، درست همانند کشتی از واژه کستی 15 یعنی کمبرند و لنگ از (سدره) بستن گرفته شده بخصوص قبضه بسته شده لنگ (سدره) را روی شکم که به هنگام کشتی به دست می گرفته اند کستی می گفته اند و این رسم پیش قبض گرفتن یعنی کشتی گرفتن هنگام شروع کشتی با دورترین رسم زرتشتیان در ایران باستان ارتباط دارد. با توجه به این حقیقت که در زبان فارسی ایران باستان بیش از 30 لغت در ارتباط با مفاهیم قهرمان و پهلوان وجود دارد، میزان علاقه وافر ایرانیان به قهرمانان و پهلوانان مسلم و آشکار می گردد.
در ایران باستان جوانان زیر 24 سال آموزش تکمیلی مرتبط با ورزش را درزمان خود فرا می گرفتند، این ورزش ها عبارت بوده از: دو، سوارکاری، چوگان، پرتاب دارت، کشتی، بوکس، تیروکمان، شمشیربازی و... . این فنون تحت شرایط بسیار سخت آموزش داده می شد تا بتوانند در زمان نیاز شرایط سخت، ن اسازگاری ها و مشکلات ناشی از جنگ از قبیل گرسنگی، تشنگی، کوفتگی، گرما، سرما و ... را تحمل نمایند.

آیا این ورزش در طی تاریخ رواج داشته است؟
ادوارد براون از جمله شرق شناسان بزرگ قرن اخیر نیز تاریخ رواج زورخانه ها را از دوره باستان دانسته است. درطی تاریخ، این ورزش با نام و جایگاهی به شکل دیگر و اسبابی کمی متفاوت » : مرحوم زنده یاد غلامرضا انصاف پور در پژوهش خود اظهار داشته است وی تاریخ معلوم زورخانه را با شکل و وضع کنونی از قرن هفتم دانسته است. انصاف پور اشاره می کند «. و با آداب و رسومی نه چنین جامع رواج داشته است در قرون پیشتر از قرن هفتم فقط به آلات و بعضی آثار آن به طور متفرق درقالب کشتی گرفتن به ویژه در داستان های اساطیری و پهلوانی شاهنامه فردوسی بر می خوریم. انصاف پور جایگاه عملیات ورزش باستانی را از حمله اعراب تا آغاز دوره صفویان به ترتیب: خانه، لنگرگاه، عبادتخانه و ورزشخانه نامیده است.
نام ورزشخانه در گل کشتی میرنجات مربوط به دوره صفویه آمده است. عبادت خانه در تومار افسانه پوریای ولی مربوط به پیش از دوره صفویه است.
 

لنگرگاه از دوره سلجوقیان تا مغولان

خانه به شهادت تاریخ سیستان به دوره تسلط اعراب و کمی بعد از آن تعلق دارد. هنگام تسلط اعراب، نخستین جایگاه های انجام عملیات ورزشی درمکان های زیرزمینی و مخفی گاه ها بوده و عیاران و پهلوانان در » : انصاف پور می گوید آنجاها، پنهان از چشم بیگانگان با مبادرت به این ورزش خود را برای مقابله با آنان نیرومند و آزموده می ساختند.
شایان ذکر است پس از درگذشت پیامبر اسلام (ص) با قدرت رسیدن حکومت امویان، حاکمان اموی از بیت المال برای خوش گذرانی و کارهای شخصی استفاده کردند. آنها عدالت اسلامی را زیر پای گذاشته نژاد عرب را بر دیگر نژادها برتری بخشیدند و با شهادت رساندن خاندان پیامبر گرامی اسلام موجبات نارضایتی مسلمانان و قیام های مردمی را فراهم نمودند.
خاندان بنی عباس یکی از گروه های ناراضی بودند که با کمک پهلوانان ایرانی به رهبری ابومسلم خراسانی به حکومت رسیدند. اما پس از مدتی حکومت، عباسیان نیز راه ستمگری را آغاز نمودند و با کشتار و زندانی کردن مردم موجبات شکل گیری قیام های مردمی را فراهم نمودند و حکومت های مستقل اسلامی در ایران شکل گرفت و قسمت هایی از ایران از سلطه اعراب خارج شد یکی از حکومت های محلی، سلسله سامانیان بود. سامانیان شهر بخارا را به پایتختی انتخاب کردند، شاعران و دانشمندان را تشویق کردند و به رواج زبان فارسی همت گماردند. به دلایل زیاد مسلم است که ایرانیان از دورترین دوران باستان تا بعد از اسلام و همیشه، جاها و محل هایی برای انجام عملیات ورزش های سبک و پهلوانی خود داشته اند. جوانان در دوره هخامنشی ها در فضای باز و گشاده، تحت توجه معلمین مخصوص » : می نویسد I. مثلاً گزنفون 18 در کتاب خود به نام .« آموزش و پرورش بدنی می بینند ملاحظه می شود که در آغاز دوره ساسانیان نیز جوانان در محل هایی مخصوص زیر نظر پهلوانان - با استناد به اشعار تاریخی شاهنامه فردوسی  آموزش ورزشی و پهلوانی می دیدند. در تاریخ اساطیری و پهلوانی ایران، رستم پهلوان پهلوانان، خود یکی از مربیان بوده است و کاووس شاه سیاوش را جهت تربیت به رستم می سپارد واوفنون مختلف ورزشی و دلاوری و راستی را به او می آموزد.

سفارش کتاب مینوی خرد
درباب 43 کتاب مینوی خرد پهلوی به همه سفارش شده است تا خود را به جامه اطمینان و اعتماد به نفس (یعنی پوشیدن شلوار کشتی) و دانش بیارایند و سپر راستی در دست گیرند و با گرز شکرگزاری و کمان آمادگی با آنچه مظاهر اهریمنی است جنگ کنند. به خوبی آشکار است که سنگ و میل و کباده چه همانندی و مقارنه یی با آن سه آلت جنگی و همچنین ورزش کشتی با کشتی در زورخانه ها و عملیات با آن آلات چه ارتباط نزدیکی با این دستور کتاب مینوی خرد پهلوی از عهد باستان دارد. خبر و تفضیل کشتی گرفتن و رونق پهلوانی در بخش اساطیری وپهلوانی شاهنامه فردوسی مشاهده می شود.
به کشتی گرفتن نهادند سر   گرفتند هر دو دوال کمر
 

ورزش باستانی در دوران تمدن اسلامی
در دوره تمدن اسلامی، به خاطر دوام آئین پهلوانی اسطوره های تازه ای درباره منشاء این آئین پدید آمد و آن را با اسلام پیوند دادند. ولی این پیوند خالی از ریشه های تاریخی نیست. ظاهراً بر می آید که در آسیای غربی از زمانی بسیار کهن، آدابی نظیر جوانمردی وجود داشته است، ولی آنچه محقق است این است که حتی پیش از اسلام، در دوران جاهلیت، آئین فتوت در عربستان وجود داشته است و حضرت علی (ع) ظاهراًً نخستین مسلمانی است که بدین لقب مفتخر آمده است.
که زمان تألیف آن کتاب قرن پنجم هجری بوده است، درباره وجود پهلوانان پایتخت ها و جهان پهلوانان و واژه « مجمل التواریخ و القصص » در کتاب که در قرن چهارم هجری تالیف شده است « هدایة المتعلمین » که از اصطلاحات کشتی پهلوانی، زورخانه مطالبی آمده است. همچنین در کتاب ،« نوخاسته » درباره سنگ گرفتن و کمان گروهه کشیدن و ذکر اهمیت کشتی نوشته شده است. این منابع از امکان وجود محل هایی حکایت می کند که در آن مکان ها ورزش های پهلوانی و باستانی صورت می گرفته است. از موارد دیگری که می تواند دلیل بر رواج ورزشگاه های زورخانه یی بعد از اسلام باشد، وجود آیین های پهلوانی، مکتب فتوت (جوانمردی)، جنبش های عیاری و شاطری با طی مقامات و مراتب بستن لنگ یا پیشبند و برهنه جنگ کردن، شلنگ اندازی و داشتن شرایط مستعد بدنی و دلیری و بستن زنگ بوده که پیشتر از آن یاد شد.
در مقدمه فتوت نامه سلطانی آمده از شرایط گرویدن به آیین فتوت در دوره رواج عیار بعد از اسلام، یکی داشتن نیروی بدنی کافی و پرداختن به ورزش های جسمانی و آماده شدن برای جنگ و مبارزه بود و کسانی که در آن روزگار به این آیین می گرویدند، نیرومند ساختن تن خویش و آماده شدن برای مبارزه و ستیزه را جزء اولین وظایف خود می شمردند.
پیوستن الناصرالدین الله (ازخلفای حکومت عباسی) به گروه جوانمردان و در بر کردن سر اوایل فتوت (شلوار کستی یا کشتی) جزء وقایع بسیار بزرگ و قابل ملاحظه تاریخ فتوت است. این خلیفه به کار و کردار جوانمردان به چشم تحسین می نگریست. او نشانه زدن با کمان گروهه، بازی در حمام (چاله حوض بازی) که تا چهل سال پیش از بازی های تمرینی مخصوص ورزشکاران زورخانه یی بود و دیگر کارهای جوانمردان و ورزش پیشه گان را دوست می داشت. بی گمان رواج روی آوری مردم در آن دوره به گروه های جوانمردان و ورزشکاران و پیوستن الناصرالدین الله به گروه فتوت در حدود هشتصد سال پیش نمی تواند با وجود ورزشخانه های پهلوانان و عیاران با ویژگی های زورخانه یی بی ارتباط باشد.
کشتی گرفتن پهلوان درویش محمد با پهلوان علی درروستای در حوض باغ زاغان هرات در حضور سلطان حسین بایقرا و زعما ،« بدایع الوقایع » بنابر خبر و اهالی شهر از رواج گود و زورخانه در قرن نهم هجری حکایت دارد و کشتی گرفتن در حوض خالی شده از آب نشانه عادت پهلوانان آن عصر به عملیات ورزشی و کشتی در گود همچنین ادعای پهلوان علی در مورد به هرات آمدن و به زمین زدن پهلوان سر تکیه نشین این شهر، لنگرگاه ها را به عنوان جایگاه های پهلوانان و هم این عقیده را که احتمال دارد زورخانه هم در یکی از محل (زاویه)های هر لنگرگاه (تکیه) بوده باشد تایید می کند. شرح مفصل آداب کشتی گیری در باب ششم فتوت نامه سلطانی نمودار آن است که این کار، بدون وجود مکتبی و محلی که بشود در آن تعلیمات فتوت نامه ها و دستورات کهنه سواران را آموخت و دوره فراگیری فنون کشتی و مراتب پهلوانی راگذراند، ممکن نبوده است.

درخصوص تاریخ ورزش باستانی معاصر مرحوم زنده یاد حسین پرتو بیضایی کاشانی نوشته است: " از تاریخی که ورزش جدید توام با فرهنگ جدید در کشور ایران شیوع یافت زمانی است که جمعی از جوانان کشور به آموختن ورزش های جدید پرداختند" وی اشاره می کند از آنجائیکه بالطبع هرجدیدی قدیم را تخطئه می کند جوانانی که برای سفر به اروپا رفته بودند و با ورزش های غربی آشنا شدند، با مشاهده امکنه و آلات و اسباب ورزش جدید در خارج از ایران و مقایسه آن با زورخانه های قدیمی ساز ایرانی به کلی قلم نسخ بر ورزش باستانی کشیده و ورود به زورخانه و اختلاط با اهل آن را صحیح می شمردند. در صورتیکه هنوز زورخانه های سرخانه که رجال قبل گذشته و پدران همین جوانان ساخته بودند از بین نرفته بود و مسلم است که ورزشکاران قدیم نیز ورزش جدید را به همین چشم می دیدند و به حساب نمی آوردند. همین امور باعث شد که ورزش باستانی در اواخر قرن سیزده هجری یعنی از حدود چهل سال قبل رونق سابق خود را از دست داد و وارد جاده انحطاط گردید، البته پدیده غرب زدگی و خودباختگی فرهنگی خاص ایران نبوده است و کلیه ممالک اسلامی و دیگر کشورهای قاره آسیا، افریقا و آمریکای لاتین را نیز در بر داشته است. این روند را درخصوص ورزش های سنتی دیگر کشورها نیز شاهد هستیم که در بخش های دیگر این رساله به تحلیل و بررسی آن خواهیم پرداخت.
جشن هزاره حکیم فردوسی طوسی در سال 1313 که به همت انجمن مفاخر برگزار شد، موجب گردید که در تمامی ولایت یا استان ها ورزش باستانی جزء مراسم و جشن ها قرار گیرد. استاد عطاء ا.. بهمنش نویسنده و کارشناس ورزش، معتقد است ورزش باستانی به جهت دو عنصر آمیختگی با مذهب و عرفان اسلامی و فتوت و همچنین برگرفتن از اشعار حماسی حکیم ابوالقاسم فردوسی و روحیه دلاوری و پهلوانی مجدداً با تشکیل انجمن ملی تربیت بدنی و پیشاهنگی در طی سال های 1313 به بعد مورد توجه واقع شد. پرتو بیضایی همچنین اشاره می کند با تشکیل ادارات تربیت بدنی که موسسات جدیدی به حساب م یرفت، نوعی اصلاح در زورخانه ها ایجاد گردید و تاسرحد امکان وسایل ورزشی جدیدی که در زورخانه ها هم قابل استفاده بود به زورخانه ها انتقال یافت. مانند: وزنه- فنر- دمبل و هالتر- و بعضی از حرکات ز نیرو بود » و « عقل سالم در بدن سالم » نرمش را جز ورزش های قدیم معمول گردید. نام زورخانه به باشگاه و ورزشگاه تغییر داده شد و شعارهایی از قبیل بر روی تابلوی زورخانه ها رایج شد. « مرد را راستی وی اشاره می کند در آن ایام در زورخانه بازارچه مروی تهران وسیله بازی ژیمناستیک فراهم شده بود و ورزشکاران بعد از لخت شدن و قبل از ورود به گود به وسیله آن دستگاه، به اصطلاح خود را گرم می کردند و بعد وارد گود می شدند. پرتو بیضایی می نویسد: با تأسیس انجمن تربیت بدنی و جمعیت های پیشاهنگی و احداث میدان های ورزش در تهران و ولایات چون آن راد مردان مصلح به کلیه مظاهر باستانی ایران علاقه داشتند ورزش قدیم را نیز همراه با ورزش جدید وارد اجتماع کردند و در هر یک از جشن ها و نمایشات ورزش پهلوانان زورخانه نیز دعوت و با تنکه های پهلوانی قدیمی وارد میدان های ورزشی گردیدند و موجودیت این ورزش نیز مانند سایر امور کشور تقویت گردید و نام زورخانه و ورزش باستانی که نزدیک به فراموش شدن بود در مطبوعات کشور منعکس گشت و این رویه تا شهریور 1320 ادامه داشت.
یکی از قدم هایی که بعد از شهریور 1320 برداشته شد و موجب تجدید حیات ورزش باستانی گردید اجرای برنامه ورزش باستانی در رادیو تهران بود که ورزشکاران زورخانه را جانی تازه داد و مطابق آن اداره تربیت بدنی شروع به اصلاح وضع داخلی زورخانه ها نمود. در ولایات، قالب زورخانه ها به ثبت رسمی رسید و امتیاز آن به یکی از پیش کسوتان یا پهلوانان داده شد.  انتخاب پهلوان پایتخت که به قول آقای پرتو بیضایی از دیرزمان متوقف شده بود، مجدداً معمول گردید. بازوبند پهلوانی چنان ارج و احترامی یافت که همه ساله به بازوی پهلوان کشور بسته شد و احداث زورخانه های عمومی (خصوصی) و ویژه (مربوط به نهادها و ارگان ها) توسعه پیدا کرد که می توان به احداث زورخانه بانک ملی و زورخانه شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ (شهید فهمیده فعلی) اشاره کرد. که این دو زورخانه میزبان بسیاری از هیات های عالیرتبه کشورها و رجال سیاسی بوده است.
برگزاری مراسم جشن های چهارم آبان نیز در دو مرحله تأثیر مختلفی داشته است. از یک طرف در پیش از انقلاب اسلامی موجب توجه به ورزش باستانی بود و از طرف دیگر چون سردمداری این حرکت به عهده شعبان جعفری بود تأثیر نامطلوبی بر ذهن بسیاری از انقلابیون که بر مسند مدیریت کشور و دستگاه های فرهنگی قرار داشتند، برجای گذاشته بود که مانعی بر توجه مطلوب بر این ورزش سنتی و حمایت جدی از گسترش آن به همراه داشت. از سوی دیگر رشد و گسترش ورزش های رسانه ای و ورزش های موجود در برنامه های بازی های آسیایی و المپیک و مسابقات بین المللی و نبود یک ساختار بین المللی بر ورزش باستانی از دلایل اصلی افت ورزش باستانی در مقایسه با پیشرفت سایر ورزش ها در کشور بوده است. شایان ذکر است در این خصوص ژاپنی ها برای گسترش ورزش ملی خود مانند جوجیتسو 20 یا جودو ضمن ایجاد ساختار بین المللی درخصوص توسعه این ورزش در مدارس، دانشگاه ها و مراکز نظامی خود به توسعه و ترویج زیربنایی این ورزش سنتی و ملی خود اهتمام کردند و با ورزشی سازی و استاندارد کردن آن در کشورهای دیگر جهان کوشیدند. ژاپنی ها
در بازی های المپیک 1964 توکیو برای اولین بار ورزش جودو را وارد برنامه بازی های المپیک نمودند. و یک ورزش آسیایی به المپیک راه یافت.
ژاپنی ها در المپیک 2000 سیدنی به مقام پانزدهم رده بندی کشورها دست یافتند. سپس با طراحی برنامه طلایی خود برای بازی های المپیک 2008 هدف خود را دستیابی به مقام پنجم رده بندی جهان عنوان ساختند اما ژاپن در بازی های المپیک 2004 آتن طی چهار سال به این برنامه طلایی خود دست یافت و مقام پنجمی رده بندی جهان را کسب کرد که بیشترین سهم مدال های ژاپن مربوط به ورزش جودو بوده است. این در حالی است که تا قبل از تاسیس فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای ورزش باستانی ما در برنامه آموزشی دانشگاه های ایران فاقد جایگاه مناسب بوده است. اما در تاریخ 20 مهر ماه 1383 فصل زرینی در تاریخ ورزش باستانی آغاز شد و ورزش باستانی به خانواده ورزش های جهانی پیوست و با معرفی ورزش باستانی به عنوان میراث معنوی مردم آسیا به جوانان جهان از ورزش های زورخان های استقبال شد، به طوریکه با طراحی و برگزاری رویداد های مختلف قاره ای، بین المللی و جهانی ورزش های زورخانه ای نیز جایگاه خود را در ورزش جهان هرچه بهتر می یابد که جا دارد از مرحوم پروفسور کارل دین مولف کتاب تاریخ ورزش جهان و دبیر کمیته برگزاری بازی های المپیک 1936 برلین که در سفری به ایران ارزش ها و زوایای پنهان ورزش باستانی زورخانه را کشف کرد و سپس در آلمان به عنوان یکی از دروس به دانشگاه تربیت بدنی کلن این ورزش را معرفی نمود.

زورخانه و وسایل ورزش های زورخانه ای 

زورخانه مکانی است برای نیرومندی و تقویت روحیه ورزشکاری، تواضع و فروتنی و دوری از تکبر. ورزش های زورخانه ای در فضایی سرپوشیده انجام می شدند و ساختمان آن شبیه سرداب ها و عبادتگاه هایی بود که زورخانه ها از دوران باستان از آنجا ظهور پیدا کرده اند با ظهور اسلام و تاکید بر تربیت نظامی پسران موضوع ورزش کردن آنها جدی تر شد و پس از حمله مغول زورخانه ایجاد شد و در قرن هفتم زورخانه ها به شکل امروزی در آمد. بنا به شهادت برخی از منابع، پوریای ولی نخستین زورخانه را پایه گذاشت.
درب ورودی زورخانه کوچکتر از درهای معمولی طراحی شده است به نحوی که افراد هنگام ورود با حالت خضوع وارد می شوند و سقف زورخانه بلند و گنبدی شکل، شبیه معابد و مساجد می باشد. گود زورخانه که محل اجرای حرکات ورزشی زورخانه ای می باشد به شکل هشت ضلعی به قطر 10 متر ساخته می شود که 70 سانتی متر پایین تر از سطح کف سالن زورخانه قرار دارد. به منظور جلوگیری از صدمات به ورزشکاران، سرتاسر لبه گود از جنس چوب و یا پلاستیک نرم پوشیده شده است. در فضای اطراف گود، سکوهایی برای تماشاچیان و جایگاهی مخصوص برای وسایل و ابزار ورزشی در نظر گرفته شده است.

اسباب و آلات ورزش باستانی که اکنون از آنها در زورخانه ها استفاده می شود عبارتست از سنگ، تخته شنا، میل، کباده.

 دعا کردن

از کهن ترین آداب زورخانه دعا کردن است که در پایان ورزش انجام می گیرد دعا ها با همان جنبه های اجتماعی و نقطه نظرها با همان اندک تفاوت در صورت، از روزگار باستان تا بدین دوران بر جای مانده اند.

 سردم؛ جایگاه مرشد

سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است. جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند.

 زنگ
زنگ که برای هماهنگی هرچه بیشتر ورزشکاران و مرشد و تعویض چشمه های ورزشی بکار می رود شبیه کاسه و از جنس مس است که از وسط آن میله ای آویزان می شود که با برخورد آن به دیواره کاسه صدایی زیبا تولید می شود. مرشد در زمان ورود یک شخص والامقام یا ورزشکار برجسته و پیشکسوت به محیط زورخانه زنگ را به صدا در می آورد و ضربه ای به ضرب خود وارد آورده و اشعاری مناسب و حماسی در مدح میهن دوستی و یا اولیاء اله می سراید.

 ضرب
ضرب یا طبل مرشد شبیه تنبک ولی از جنس سفال است که دهانه بزرگ آن با پوست نازک دباغی شده، پوشانیده شده است و مرشد با نواختن آن با ریتمی مشخص حرکات ورزشی را آهنگین و هماهنگ نموده و نسبت به ایجاد شور و اشتیاق در بین ورزشکاران و تماشاگران می کوشد.

 

میاندار

میاندار ورزشکار نخبه ای است که رهبری عملیات ورزش باستانی و هماهنگی با مرشد را برعهده دارد و ورزشکاران داخل گود مکلف به پیروی از ایشان هستند.

میل
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد؛ از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد.
میل دارای وزن های مختلفی است و هر میل از 1 تا 15 وزن دارد. میل سنگین در مسابقات جفت 30 کیلوگرم است.
 

میل بازی
از میل های دیگر کمی کوچک تر و کوتاه تر است و به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.

میل سبک و سنگین

در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی است اطلاق می شود که حرکات شیرین کاری و میل گیری ساده با آن انجام می شود.
میل سنگین نیز میل هایی بودند که ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند ولی در مسابقات بین المللی امروزی، حرکاتی مانند میل گیری با میل سبک انجام می شود.

کباده

یکی دیگر از ابزارهای ورزش باستانی کباده است. کباده شکلی از همان کمان جنگی است. این وسیله را در فرهنگ های فارسی به معنای کمان نرم و سست که مخصوص مشق کمان کشیدن است، ضبط کرده اند. غلامرضا انصافپور به نقل از کتاب مینوی خرد معتقد است از این کمان آمادگی یا کمان مشق برای جنگ با اهریمن استفاده می شده است. در فرهنگ دهخدا از نوعی کمان مشقی برای قوی شدن کتف کمانداران نام می برند. تصور می رود کباده های اولیه به صورت و هیئت کباده های کنونی نبوده است. اکنون کباده ها را از آهن خالص می سازند و تنه آن حالت فنری ندارد.
کباده های زورخانه قرن هاست که به دو شکل است یکی بدنه ای کمانی یا مقوس دارد که آهنین و سنگین است و در مقابل برای حفظ تعادل زهی زنجیری و بلند به دو سر آن آویخته بودند. در زورخانه ها معمولا دو جور کباده وجود داشت یکی سبک برای تازه کارها و دوم سنگین برای ورزشکاران سابقه دار.
وزن کباده معمولی 14 کیلوگرم، طول کمان آن 150 و طول زنجیر آن 200 سانتی متر است.

سنگ

وسایلی که در حال حاضر به اسم سنگ در زورخانه متداول است دو قطعه تخته سنگ حجیم به شکل نعل کفش های قدیمی است که در قسمت بالای آن مربع و در پایین منحنی است و در وسط هر یک از سنگ ها سوراخ و دستگیره ای در نظر گرفته شده و در دو طرف دستگیره برای جلوگیری از خراش برداشتن دست ورزشکار قطعات نمد می گذارند. سنگ های زورخانه وزن مشخصی نداشت وزن آن بستگی به اندازه و سلیقه کسی که آن را سفارش داده بود در نظر گرفته می شد. در مسابقات بین المللی وزن سنگ هر یک از سنگ ها 20 کیلو گرم، طول آن 100 و عرض آن 70 و ضخامت سنگ 5 سانتی متر است. سنگ زورخانه به گفته پژوهشگران همان سپر است و ورزشکاران برای قوی کردن بازو ها از آن استفاده می کردند. در عراق به سنگ «باب خیبر» می گویند تا یاد حضرت علی در شکستن در قلعه خیبر را گرامی بدارند.

تخته شنا

یکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است. مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و طبل را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند.
تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه 70 سانتی متر و پهنای آن 8 سانتی متر است که دو پایه کوتاه به ارتفاع 5 سانتی متر در زیر، آن را از زمین بالا نگه می دارد. تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست، کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد.        

پوشاک مرشد
در گذشته لنگی روی شانه ها می انداختند اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی، جلیقه باستانی و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی سردم می نشینند.

شلوار باستانی (نطعی)

در گذشته شلوار، لنگی بوده بر روی پیژامه می بستند و نطعی شلواری است تا سر زانو و از جنس پارچه ضخیم که بر روی آن توسط نوارهای رنگی یا سفید بته جقه نقش می بندند و دورکمر و زانو ها از جنس چرم است.

آداب و رسوم

خانه ورزش ما جای هوسناکان نیست
جای پاکان بود این منزل ناپاکان نیست
خانه ورزش ما هست علی رغم فلک
سرزمینی که بود پاک تر از چشم ملک
انتظار می رود رفتار ورزشکاران باستانی کار در زورخانه مبتنی بر اصول آیین فتوت و جوانمردی، از روی گذشت، فروتنی، پرهیزگاری، عدالت، صفا و ادب باشد. با توجه به این اصول، ورزش باستانی دارای آداب و رسومی است که هر ورزشکار وظیفه دارد از لحظه ورود به زورخانه تا هنگام خروج در چهارچوب اصول و مقررات آن عمل کند. این اصول عبارتند از:
1- سحرخیزی
از رسوم دیرین ورزشکاران زورخانه، سحرخیزی بوده است. سابقه این رسم به آیین های دیرین و کهن ایران زمین، سابقه فرهنگی مردم منطقه در فلات ایران و عبادت صبحگاهی در فرهنگ و تاریخ دوره اسلامی می رسد. گزنفون و استرابون هر دو سحرخیزی جوانان و بزرگ سالان عهد هخامنشی را برای ورزش تصریح کرده و نوشته اند: با صدای شیپور حاضرباش پیش از طلوع آفتاب بیدار و همه در یک نقطه معین اجتماع می کردند. سپس جوانان به گروه های پنجاه نفری تقسیم می شدند و هر گروه به همراه فرمانده خود در طول مسافتی 40 استاد (هر استاد 180 متر) یعنی بیش از هفت کیلومتر می دویدند.

2- اظهار فروتنی هنگام ورود به زورخانه
هر کس وارد زورخانه می شود باید سرفرود آورده و اظهار فروتنی کند. برای اعمال این امر زورخانه دارای در ورودی بسیار کوتاهی است تا هر کس در هر مقام که باشد. هنگام ورود به احترام مجبور به سرخم کردن شود و به این طریق رفتار بزرگ و متواضعانه و فروتنی را همواره از یاد نبرد.


3- تشریفات و احترام به دیگران
برای احترام به دیگران این اقدامات انجام می گیرد:
• مطابق سنت هر کس پیش کسوت تر و سالمند تر باشد نسبت به دیگری حق تقدم دارد؛
• صاحب عنوان ترین میهمان، در بهترین مکان در سکوهای اطراف گود می نشیند؛
• در قدیم این با ارج ترین جا کنار سردم و در جوار کهنه سوار و یا مرشد بود و اکنون با احترام تریم جاها برابر در ورودی یا سکوی رو به سردم است؛
• هرکس که در گود باشد و یا بیرون از گود، باید چون بزرگ تر صاحب کسوتی از راه رسید جای خود را به او بدهد.

4- مرشد و تشریفات
مرشد وظیفه دارد برای هر کس که به زورخانه وارد و یا از آن خارج می شود با در نظر گرفتن مرتبه و سابقه کسوت ورزشی او، تشریفاتی به این شرح به عمل آورد:
• اگر تازه کار و یا غیر ورزشکار باشد، فقط می گوید : خوش آمدی!
• اگر سابقه دار و ساخته باشد پس از گفتن : خوش آمدی از حضار طلب می کند که برای ورود او صلوات بفرستند؛
• اگر پیش کسوت باشد و می گوید صفای قدمت و پس از طلب صلوات از حضار برای او با هر دو دست به ضرب زورخانه زد و یک رگبار ضرب می گیرد؛
• اگر پهلوان باشد علاوه بر ادای تشریفات پیش کسوت ، زنگ را هم به احترام او برابر آئین نامه مربوطه به صدا در می آورد؛
• گاه مرشد هنگام ورود پهلوان صاحب زنگ ، یا مهمانی بسیار عزیز و یا شخصیتی عالی مقام پس از ادای تشریفات اولیه مشابه چنین اشعاری نیز به عنوان
خوش آمد گویی می خواند:
ای به هر کاری رفیقت قل هو الله احد ای نگهدار شب و روز تو الله صمد
لم یلد یارت و لم یولد به هر جا دستگیر مونس تو لم یکن له، رهبرت کفو ا احد
هرگاه مرشد برای هرکس طلب صلوات کند، هر فرد باید بدون بخل و غرض ولو شخص مورد نظر دشمنش هم باشد صلوات بفرستد.
تذکرات مهم
از آن جا که در گود زورخانه ثروت و مال دنیا و موقعیت اجتماعی ارزشی ندارد و تنها مقام کسوت ورزش است که بر مراتب تقدم و تاخر فرمان می راند، هیچ کس حق ندارد به صرف آن که در خارج از زورخانه رئیس و یا صاحب مقامی است نسبت به مردم دون پایه شغلی ادعای تقدم و برتری نماید و انتظار داشته باشد که ورزشکاران به جای طلب رخصت از مرشد و یا پیش کسوت ترین حاضران، از او رخصت بطلبند.
• مرشد موظف است تمام مراسم و تشریفات لازم الاجرا را در مورد هر یک از ورزشکاران معمول دارد.
• در چرخ سابقه دار طلب صلوات کند و در چرخ پیش کسوت و پهلوان علاوه بر آن بر زنگ نیز بزند.
• برای هر یک از افراد سابقه دار، پیش کسوت و پهلوان ، موقع خروج از گود و یا از زورخانه مانند وقت ورود به ترتیب برای نفر اولی طلب صلوات کرده و برای نفر دومی علاوه بر آن بر ضرب هم بزند و برای سومی زنگ را نیز به صدا در آورد.

5- دعوت به ورزش
خادم زورخانه موظف است به محض نشستن ورزشکار نزد او شتافته ، حوله چند تا شده ای را به نشانه دعوت به ورزش در کنارش بگذارد.

6- رخصت گرفتن از بزرگ تر حاضرات
• ورزشکار در قیام به عزم ورزش کردن از بزرگ تر حاضران رخصت می طلبد.
• انجام ورزش انفرادی پیش از شروع یا پس از خاتمه ورزش اگر کسی خواست انفرادی ورزش کند باید از بزرگ تر حاضر و یا مرشد اجازه خواسته و بگوید
رخصت که در جواب خواهند گفت : فرصت یا خدا بده فتح و نصرت

7- ادای احترام به گود مقدس
ورزشکار به محض ورود به گود مقدس بایدخم شود و انگشتان دست راست خود را به رسم قدم بوسی پوریای ولی و احترام به ساحت مقدس زورخانه به  زمین زده و برداشته روی لب ها گذاشته ببوسد. در گل کشتی مفتون همدانی آمده است:
اول میان گود چو رفتی زمین بب وس یعنی زمین به نام جهان آفرین ببوس
هر جا که جای توست فروتر از آن بپای بشناس جای خویش و بدستت نگین ببوس
بازو و کتف و سینه کار آزمودگ ان از بهر احترام به آداب دین ببوس
این شعر را بخوان و ببر برعلی پن اه تا چند گویمت که چنین و چنان ببوس
که ای لنگر زمین و زمان جان هر ا حد دست من است و دامن تو یا علی مدد
 

8- میان دار
• هنگام ورزش میان دار یا سرگروه که باید از سابقه دارترین ورزشکاران حاضر باشد در وسط گود به عنوان سرگروه ورزشکاران را با آهنگ ضرب مرشد
رهبری می کند تا دیگران نیز حرکات خو را با حرکات او تطبیق داده و آنانی هم که مبتدی هستند حرکات او را تقلید کرده بیاموزند..
• میاندار قبل از وسط گود ایستادن باید از بزرگ ترین شخص حاضر در زورخانه و یا از مرشد یا حضار رخصت بطلبد. سپس به یک یک ورزشکاران سابقه دار
برای میانداری تعارف کند و بفرما بزند.
• همه باید از میا ندار و پهلوان حاضر، حرف شنوی داشته باشند و از دستورهای او پیروی کنند.
• چنانچه ورزشکاری رویه ای برخلاف حرکات میاندار از خود نشان دهند و یا در کنار گود بی حرکت بایستد نسبت به میاندار بی احترامی کرده است.
• هیچ کس حق ندارد هنگام ورزش دسته جمعی از گود خارج شود مگر آن که با اجازه میاندار باشد.
• موقعی که میاندار مشعول دعا کردن است اگر کسی صحبت کند و یا از گود خارج شود . امری ناپسند است و رفتار او نسبت به ورزشکاران و میاندار توهین
تلقی خواهد شد.

9- نحوه استقرار ورزشکاران در گود
• ورزشکاران از روبروی مرشد که پایین ترین مرتبه است وارد گود شده و از مقابل سردم جایگاه مرشد خارج می شوند.
• هر قسمت از گود در جای خود مرتبه ای دارد و هر کس باید در مرتبه خود بایستد.
• میاندار روبه مرشد در وسط، دومین مرتبه بعد از میاندار روبه روی میاندار، زیر سردم ایستادن است.
• در این جا در درجه اول سادات (اولاد حضرت علی علیه الاسلام) و سپس از سابقه دارترین تا تازه کارترین به ترتیب در طرفین بر حسب درجه کسوت قرار می گیرند.
 

10- ورود با کفش به گود و ورزش در گود با لباس معمولی ممنوع است.
ورزش در گود با لباس معمولی زشت و ناپسند شناخته شده، طبق اصول آیین فتیان ممنوع است.


11  شوخی، ناسزاگویی، استفاده از دخانیات ، موادمخدر و الکل مطلقا در زورخانه ممنوع است.
شوخی ، سبک سری، خنده به صدای بلند، ناسز اگویی، غیبت ، تهمت زدن به دیگران، سیگار کشیدن و استفاده از مواد مخدر و الکل از آفات و رذایل اخلافی تلقی می شود و در زورخانه ممنوع است.
 

12- هنگام ورزش دسته جمعی در گود، ورزش کردن بیرون از گود ممنوع است .
 

13- طهارت و پاکیزگی
هر کس وارد زورخانه یا به خصوص وارد گود می شود، لازم است ترجیحا با وضو وارد شود، ورزشکار در گود باید هم طهارت داشته باشد وهم از نظر شرعی نجس و ناپاک نباشد ، این رسم بسیاری از صاحب کسوتان نامور و اهل معنی بوده است که همواره با وضو وارد گود می شدند.
 

14- بوسه زدن بر تخته شنا و قبضه زنجیر کباده
رسم است ورزشکاران تخته شنا وقبضه زنجیر کباده را قبل از به کار گرفتن به عنوان احترام و تبرک بوسه می زنند.15  ترتیب استفاده از ادوات ورزش در گود:
• برداشتن تخته شنا و برداشتن میل و بر جای برگرداند آن ها پس از هر دور ورزش به ترتیب از بزرگ ترین ورزشکار شروع و به کوچک ترین پایان می گیرد به استثنای کباده که مثل چرخ از کوچک تر به بزرگ تر می رسد.
• در موقع بلند کردن میل از روی زمین، کوچک تر نباید پیشی بگیرد و قبل از بزرگ تر اقدام به بلندکردن میل کند. در این مورد حق تقدم اول با سادات، بعد با سابقه دار ترین پیش کسوت حاضر است تا به ترتیب نوبت به افراد تازه کار برسد.
 

16- چرخیدن
• چرخیدن از تاره کارترین افراد شروع و به تدریج به سابقه دار ترین و در پایان با سادات پایان می گیرد؛
• ورزشکار مبتدی باید هنگام چرخیدن در ضلع پایین گود سه پا بزند؛
• ورزشکاران پیش کسوت از دو ضلع پایین به ضلع های شرق و غرب گود سه پا خواهند زد؛
• پهلوان پیش کسوت سه پا را از زیر سردم که بالاتر ین جای گود می باشد شروع می کند؛
• مرشد باید در شروع چرخ برای پیش کسوت و شیرین کار از حضار طلب صلوات کرده و برای پهلوان ضمن طلب صلوات به زنگ هم بزند.
 

17- تشویق ورزشکاران
تشویق ورزشکاران به خصوص موقع میل بازی و چرخ ، از وظایف مرشد است. بزرگ ترین پیش کسوت حاضر و یا میاندار هم این حق را دارند.
 

18- رعایت ورزشکار غریب
اگر ورزشکاری غریب از شهری دیگر وارد شود ولو آن که در کسوت به مرتبه بزرگ تر آن حاضر نباشد لازم است نهایت مروت و حرمت را در حق او مرعی
دارند و حتی میانداری را به او واگذارند و اگر هم نپذیرفت برترین جا را در گود به او بدهند و در موقع اقدام به فعالیت ورزشی به او تعارف کرده و بفرما بزنند.
19- حق تقدم
اگر پیش کسوت و یا ورزشکار با سابقه ای، روی فروتنی بخواهد از حق خود چشم پوشی کند و دیگری را که ذیحق نیست برخود مقدم دارد باید حاضرین
مداخله کرده، با خوش رویی مانع شوند تا نوبتی که مناسب اوست برسد.
20  کباده زدن (یا کباده کشیدن)
• کباده زدن نیز مانند چرخیدن از خردسال های گود شروع و به بزرگ ترها و سپس به سادات تمام می شود؛
• ورزشکار باید قبل و بعد از کباده کشیدن آن را ببوسد و به افراد بالاتر از خود تقدیم کند؛
• در هنگام کباده کشیدن دیگران حق چرخیدن، پای زدن و شیرین کاری را ندارند.

21- شمارش مرشد
هنگامی که پهلوان و یا پیش کسوتی مشغول زدن پای جنگلی و یا کشیدن کباده است، مرشد باید ضمن ضرب گرفتن هر یک از حرکات او، از یک به بالا بشمارد. شمارش دفعات و تعداد حرکات چه در پای جنگلی و چه در کباده بالاترین حد احترام است.
 

22- حماسه خوانی و حکمت گویی
مرشد باید به هر بهانه اشعار و رباعی های نغز و پر مغز برای تنبیه (یادآوری و فراگیری) و یا ارشاد ورزشکاران را به سرنوازی با کلام شمرده و قابل درک بخواند. در گذشته که زورخانه ها در آموزش و پرورش جوانان نقش ثابتی داشت خواندن اشعار متضمن پند و ارشاد در سطحی گسترده و به طور جدی، توسط کهنه سواران خردمند و صاحب نفس انجام می شد.


23- دادن شعارهای مناسب برای تشویق ورزشکاران
رسم است که در زورخانه ها مرشد برای تشویق، موقع چرخ یا انجام بعضی حرکات چابکانه و خوش نما، ضمن گرفتن ضرب های متولی، شعارهایی مناسب سن و کسوت هر ورزشکار با صدای بلند و کشیدن با مضامین خطابی به عبارات زیر جاشنی سخن خود می کند.

ماشاءالله، به: ورزشکار چابک.
سهراب یل، علی نگهدارت، به : جوان رسا.
علی اکبر حسین، به: جوان.
قاسم به حسن، به : جوان.
سربازی کوی حق! امام هشتم یارت، به : سربازان و ارتشبان.
نارجان شیرین کار، به : شیرین کار.
سام نریمان، سالار گردان، به : سابقه دار ساخته.
رستم پیلتن، گو زابلی، به : پیش کسوت.
تهمتن دوران، دلاور ایران، به : پهلوان
یل شیر دل، اژدهای دمان، به : پهلوان پر جنب و جوش.
علی اژدر در شیر بیان نجف ، برمنکرت لعنت، به : پهلوان بی رقیب.
علمدار حسین، به : میان سال رسا.
سپهسارلار حسین، عباس به علی، به : میان سال نیرومند.
سپهسالارعلی ، مالک اشتر، به : سالمند سابقه دار.
سردار اهل بیت، به : سالمند و پیش کسوت.
حبیب بن مظاهر، به : مرد سالخورده.

پیر سحرخیزان، به : به پیرمرد عابد و مومن.
جد سادات، به: سادات تازه کار.
به سرور کاینات، خلق خوش محمد صلوات، به : سادات سابقه دار


24- مراقبت از سرماخوردگی
مشت مال چی (خادم زورخانه) موظف است هنگام چرخیدن یا کباده کشیدن که ورزشکاران با بدن های گرم و عرق دار برای رسیدن نوبت بی حرکت دور گود می ایستند به شانه هر یک حوله یا پارچه مناسبی را بیاندازد که سرما نخورند.
 

25- کشتی
پس از پایان ورزش و دعا رسم است که میان دار روبه سوی بزرگتران مجلس و یا برجسته ترین شخص حاضر کرده و می پرسد : حالا چه کنیم؟ اگر قرار کشتی بوده و می گویند: کشتی و در غیر این صورت می گویند: اختیار دارید.
• در کشتی های رقابتی پهلوان حاضر و یا پیش کسوت ها باید پس از دست به دست دادن دو حریف مراقب حرکات طرفین باشند. اگر کشتی طولانی باشد
و هیچ کدام بر دیگری چیره نشدند به اصلاح کشتی شان گره خورده آن ها را از هم جدا کرده و به منظور جلوگیری از خصومت همان دم آن دو را وادار به روبوسیدن کردن و کشتی را خاتمه یافته اعلام کنند.
• اگر کسی روی اطمینان به نیروی پهلوانی خود بخواهد کشتی دوره بگیرد از قدیم رسم چنان بوده است که پس از خاتمه ورزش و مراسم دعا، دست خود
را به عزم و طلب کشتی به جانب یکایک ورزشکاران حاضر در گود دراز می کند و هر کدام که مایل به کشتی بود با او سرشاخ می شود.
• چنانچه نوچه ای تازه کار بخواهد با پهلوانی کهنه کار کشتی بگیرد، به نشانه قبول داشتن حریف به استادی هنگام فرو کوفتن، زانوی خود را زمین می زند و گاه بازوی او را هم می بوسد. در کشتی های پهلوانی، هنگام دست به دست دادن دو حریف پهلوان، مرشد طبق سنت ویژه مرسوم، گل کشتی می خواند.
• پایان ورزش را میان دار با اجازه بزرگتران اعلام می کند.
 

26- احترام به حریف
حریف را باید دوست داشت و توجه داشت بدون حریف رقابت وجود ندارد. باید مراقب بود اگر کسی در گود حریف کشتی و با رقیب ورزشی ورزشکاری باشد، در انظار خوار یا تحقیر نشود و ورزشکار به اقتضای خصلت فتیان و جوانمردان در صورت لزوم با کمال خوش رویی و فروتنی حق تقدیم خود را به دیگری
بدهد.

27- گل ریزان
گلریزان از سنت های دیرین زورخانه است که به مناسبت های معینی همچون، کشتی گرفتن دو پهلوان، آشتی دادن دو ورزشکار پیش کسوت و رفع کدورت بین آنها، برای استعانت به کسی که به کمک احتیاج دارد، جمع آوری کمک در هنگام بروز بلای طبیعی و کمک رسانی به آسیب دیدگان، افتتاح روزخانه و یا به سبب مقتضیات مالی زورخانه ها، برای رواج و رونق ورزش در محل، برای احترام مقدم پهلوانی که از شهری دیگر آمده است برپا می شود.
• در مواقع گلریزان، مدعوین که از معتمدین و متمکین و گاهی از شخصیت های اجتماعی و اقتصادی ورزش دوست هستند اعاناتی قابل توجه به منظورهای معینی کرامت می کنند.

راهنمای آموزش ورزش های زورخانه ای

اهداف
1. پرورش قابلیت های جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی نوخاستگان
2. دانستنی های علمی در مورد ورزش های زورخانه ای
3. آشنایی و فراگیری فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش های ورزش زورخانه

عناوین آموزشی
1. آشنایی با ادوات ورزش زورخانه ای
2. آشنایی با آداب و اصول صحیح حرکات ورودی گود و سلام باستانی
3. آشنایی با آداب و اصول صحیح حرکات میل گیری های ساده و ترکیبی
4. آشنایی با آداب و اصول صحیح حرکات ساده میل بازی
5. آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت های مختلف با تخته شنا
6. آشنایی با آداب و اصول صحیح نرمش های باستانی پشت تخته
7. آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت های چرخیدن
8. آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت های پا زدن (حرکات شروع پا زدن، پای ضرب دری، حرکات پای شاطری، پای یا فتاح، پای تبریزی یک، دو و سه و پای آخر)
9. آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت های کباده
10 . آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت های سنگ گیری
11 . آشنایی با ریتم های ضرب زورخانه اجرای صحیح ریتم های ساده ضرب گیری در حرکات اصلی
12. آشنایی با آداب دعا کردن در ورزش زورخانه ای
13 . آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت میان داری
14 . آشنایی با آداب و اصول صحیح مهارت مرشدی
15 . آشنایی با فلسفه و آداب و رسوم آیین گلریزان

اهداف کلی
• آشنایی و یادگیری و اجرای مهارت های پایه فردی و گروهی ورزش های زورخانه ای
• آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم ورزش های زورخانه ای
• توسعه قابلیت های فردی و اجتماعی و افزایش مهارت های زندگی


اهداف جزئی
اهداف شناختی
آشنایی با آداب و اصول صحیح حرکات و ارتقاء سطح :
• دانش ( ارزش ها، اصطلاحات متداول و مفاهیم اساسی و روش ها را بداند )
• درک و فهم ( ارزش ها، اصول تئوری ها و قوانین را می فهمد )
• کاربرد ( ارزش ها، مفاهیم و نظریه و قوانین را در موقعیت ها جدید و عملی بکار می برد )
• تجزیه و تحلیل ( اصول صحیح اجرای مهارت ها و خطاها را می شناسد و تجزیه و تحلیل می کند )
• ترکیب ( اصول و قواعد مهارت ها را با یکدیگر ترکیب و مهارت های جدید، شیرین کاری ابداع می کند )
• ارزشیابی ( مهارت های صحیح را ارزشیابی می کند )

اهداف مهارتی
انتظار می رود نوخاسته بتواند حرکات ورزشی فردی و گروهی را با مشاهده، تقلید تمرین به صورت صحیح، با دقت، هماهنگی و توازن مهارت ها را بکار گرفته انجام دهد.
• تقلید ( ابزار و ادوات ورزش باستانی را می شناسد، به اجرای مهارت ها علاقمند است و از نظر جسمی برای اجرای مهارت ها آمادگی دارد تا با کمک استاد پس از مشاهده و تقلید نسبت به انجام مهارت و تمرینات اقدام نماید و از نظر رفتاری اشتباهات خود را رفع می کند، تمرین می کند)
• اجرای مستقل ( ورزشکار اصول و اجرای صحیح تکنیک های پایه مهارت ها را یاد گرفته و به تنهایی مهارت ها را به صورت فردی و گروهی انجام می دهد )
• دقت ( ورزشکار مهارت های ورزش زورخانه را با دقت و بدون اشتباه انجام می دهد )
• هماهنگی حرکات ( با هماهنگی کامل دست ها و پاها حرکات را انجام داده و حرکات را به صورت ساده، ترکیبی و موزون انجام می دهد )
• عادی شدن ( با مهارت و توام با شیرین کاری حرکات ورزشی را اجرا می کند )

اهداف عاطفی و نگرشی
• دریافت ( نسبت به اهمیت یادگیری آگاهی و با دقت به فعالیت ها، و نیازهای انسان و مسائل اجتماعی حساسیت و توجه نشان دهد و از نظر رفتاری می پرسد، دنبال می کند، نام می برد، توصیف می کند، با دقت گوش می دهد)
• واکنش ( قوانین کلاس و ورزش را رعایت و برای انجام فعالیت ها داوطلب شده و از مطالعه شعر و ادب لذت می برد و از نظر رفتاری پاسخ می دهد، کمک می کند، موافقت می کند، پیروی می کند، تبریک می گوید، اجرا می کند، تمرین می کند، می خواند، گزارش می دهد).
• ارزش گذاری ( به نقش ورزش در زندگی روزمره ارج می نهد، نسبت به رفاه و آسایش دیگران علاقه نشان می دهد، خود را در مقابل پیشرفت اجتماعی متعهد می داند و از نظر رفتاری پیش قدم می شود، تمرین می کند، مطالعه می کند، دعوت می کند، ملحق می شود، سهیم می شود، پیشنهاد می کند، تشکر می کند)
• سازمان دهی ( اهمیت زمان و نقش برنامه ریزی منظم در حل مسائل را می شناسد، مطابق توانایی های و علائق خویش برنامه ای برای زندگی خود تنظیم می کند و از نظر رفتاری طرفداری می کند، تنظیم می کند، اصلاح می کند، تغییر می دهد، تعمیم می دهد، منظم می کند، سازمان می دهد)
• تبلور( برای مسابقات از خود اعتماد به نفس نشان می دهد، در فعالیت های گروهی عملا همکاری می کند و از نظر رفتاری کیفیت چیزی را تعیین می کند، تجدید نظر می کند، قضاوت می کند)

ابزار و وسایل آموزشی مورد نیاز
فضای مناسب، ادوات ورزش زورخانه ای شامل میل، تخته شنا، کباده، سنگ، شلوار باستان، ضرب، زنگ، گرم کننده ضرب، لوح و فیلم های آموزشی.

دانستنی های مهم
1. اهمیت پوشیدن لباس مناسب
2. اصول بهداشت فردی و اجتماعی
3. اصول ایمنی فضای آموزشی و وسایل مربوطه
4. میان ویژگی های این رشته (اصول درونی اخلاقی و توسعه قابلیت های جسمانی، سرعت، قدرت، استقامت، چابکی، انعطاف پذیری، توان تفکرسازی و
اثرات سودمند فردی و اجتماعی آن )
5. توجه به تفاوت های فردی و انگیزه های روحی روانی نوخاسته
6. اجرای صحیح مهارت ها و بیان نکات کلیدی ویژگی ها
7. تشخیص اشکال ها و اشتباه های اجرای مهارت ها توسط نوخاسته و روش های رفع آن ها
8. آموزش از ساده به مشکل، حرکات ساده به حرکات ترکیبی
9. اصول تمرین ذهنی و کاربرد آن
10 . نحوه و شیوه فراهم کردن نیرو و امکان آن در حرکات میل گیری و میل بازی و کباده زدن و سنگ گیری
11 . آشنایی با آداب حرکات ورودی به گود و سلام باستانی
12 . آشنایی با آداب برداشتن تخته شنا و انواع شنا رفتن
13 . آشنایی با انواع نرمش های باستانی پشت تخته
14 . آشنایی با آداب بازگرداندن تخته شنا به محل اولیه خود
15 . آشنایی با آداب چرخ زدن و کباده زدن

نکاتی در روش تدریس
• حرکات نوخاسته به نحوی باشد که قابل کنترل معلم باشد.
• مباحث آموزش و تمرین بسیار ساده و کوتاه باشد.
• اشکالات نوخاسته نیز به صورت گروهی بیان شود.
• قبل از تمرینات عملی آموزش آداب و تئوری مهارت بیان شود.
• در تمرینات بیشتر از کلمات ترغیب کننده و تشویق آمیز استفاده شود تا کلمات تنبیهی و غیر مشوق.
• تمرینات از آسان به مشکل و از ساکن به متحرک انجام گیرد.
• در تمرینات آشنایی با میل گیری، کباده و سنگ از ادوات سبک استفاده شود.
• زمان هر تمرین طولانی نباشد، ابتکار و تنوع در تمرینات و آموزش قوانین و مقررات هم زمان با فراگیری نوخاسته.
• از روش تمرینات انفرادی و سپس با سازماندهی ورزشکاران در گروه های دو و چند نفره استفاده شود.

چگونه ورزش های زورخانه ای را اجرا کنیم 

ورزش های زورخانه ای به صورت فردی یا گروهی انجام می شوند. بر مبنای این که آیا از لوازمی استفاده می شود یا نه، این ورزش ها به دو گروه تقسیم می شوند:
1. فعالیت هایی با وسیله، که شاملِ سنگ گرفتن، میل گیری، شنا و کباده زدن است.
2. فعالیت های بدون وسیله که شامل نرمش و گرم کردن، پا زدن، چرخ و کشتی و پهلوانی است.

ورزش های زورخانه ای گروهی، 12 مرحله به شرح زیر را در بر دارند:
1. ورود به گود، جرگه زدن
2. سنگ گیری
3. شنو (سرنوازی پیچ و جفتی)
4. گرم کردن در جا (گرم کردن پشت تخته)
5. میل بازی
6. میل گیری (سنگین، شلاقی، گرم کردن میل)
7. پا زدن (تکنیک ها و شکل های مختلف)
8. چرخیدن (تیز، چمنی، تک فر)
9. پای آخر
10 . کباده
11 . اجرای تکنیک های کشتی پهلوانی
12 . دعا

ورزش های زورخانه ای فردی شش مرحله دارد:
1. سنگ گرفتن
2. کباده کشی
3. میل بازی
4. میل گیری سنگین
5. چرخیدن ( تیز ، چمنی)
6. کشتی پهلوانی در اوزان مختلف

ورزش های زورخانه ای در مکان های زیر قابل اجرا می باشند:
زورخانه:
این ورزش ها به منظور تقویت جسم و غنی سازی اوقات فراغت می توانند تحت هدایت مرشد یا میاندار انجام شوند. مدت زمان اجرای آنها به علاقه و انگیزه ی ورزشکاران بستگی دارد. بعضی شگردها و تکنیک ها از جمله حکمت خوانی و سرود خوانی که توسط ورزشکاران دارای صدای خوب اجرا می شوند، همچنان بخشی از این
ورزش است.
این گونه تمرینات شایع بوده و بین گروه های سنتی مختلف رواج دارد. جایگاه ورزشکاران بر طبق میزان سابقه و سیادت (آیا از نسل پیامبر هستند یا نه) تعیین می شود.

مسابقات (رقابت ها):
در رقابت های گروهی که تحت حمایت میاندار یا مجری انجام می شوند، ورزشکاران ورزش ها را در قالب حرکت های گروهی موزون به مدت 30 دقیقه اجرا می کنند و ورزش های فردی بر طبق قوانین به اجرا در می آیند. در مناسبت ها و مراسم، ورزشکاران بر طبق مدت زمانی که به آنها اختصاص داده می شود حرکات ورزشی را انجام می دهند. بر طبق قوانین
فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای رقابت های ورزشی بین گروه های سنی مختلف در 3 شاخه از کشتی پهلوانی و تمرین های قهرمانی ورزشهای فردی و گروهی ترتیب داده می شوند.

 

آشنایی با کشتی پهلوانی 

مقدمه
کشتی پهلوانی یکی از ورزش های زورخانه ای است که در ادوار گذشته پهلوانان در زورخانه ها و در پایان ورزش زورخانه ای به آموزش و کشتی گرفتن با شاگردان (نوچه ها)ی خود در گود زورخانه ها می پرداختند و در روزهای تعطیل و جشن ها پهلوانان و نوخواسته ها به صورت مسابقه با شرایطی ویژه با یکدیگر کشتی می گرفتند و گاهی پهلوانی از یک زورخانه به
زورخانه یا از شهری به شهر دیگر می رفت و ادعای کشتی با پهلوان آن زورخانه و یا شهر می کرد. که طی مراسمی این کشتی ها با حضور جمع کثیری از ورزشکاران و پیشکسوتان انجام می شد.
پس از رواج کشتی های مرسوم در جهان (آزاد و فرنگی) پهلوانان زورخانه ای از داخل گود به روی تشک های کشتی آمدند و خود را با شرایط جهانی همراه کردند و بسیاری از صاحب نامان کشتی ایران که دارای مدال های فراوان المپیک، جهان و آسیا هستند از زورخانه ها برخاسته اند که برای مثال می توان از غلامرضا تختی، عبدالله مجتبوی، نبی سروری، عباس زندی، منصور مهدی زاده، علیرضا سلیمانی، ناصر گیوه چی، علی غفاری، منصور رییسی، محمدعلی صنعتکاران، حسین سلطانی نژاد، مهدی یعقوبی، عباس جدیدی، رسول خادم، امیر رضا خادم، محمد خادم و بسیاری دیگر از پهلوانان ایران نام برد.
کشتی پهلوانی نیاز به قدرت بدنی، تیز هوشی، سرعت انتقال، چالاکی و استقامت دارد که کشت یگیران با فراگرفتن ورزش های زورخانه ای و انجام آن تمام ویژگی های فوق را بدست می آورند. کشتی گیران آزاد و فرنگی در صورت حضور در تمرینات و مسابقات کشتی پهلوانی، در مسابقات کشتی آزاد و فرنگی به راحتی می توانند با حریفان خود به مبارزه بپردازند.

 

زمان کشتی
دو زمان 5 دقیقه با یک دقیقه استراحت برای وزن 90 + کیلوگرم و یک زمان 5 دقیقه برای سایر اوزان.
 

اوزان کشتی
وزن های کشتی عبارتست از 60 تا 70 کیلو - 70 تا 80 کیلو – 80 تا 90 کیلو و 90 + کیلوگرم.
تبصره 1: کشتی برای کسب عنوان و اخذ بازوبند پهلوانی تنها در وزن 90 + کیلوگرم انجام خواهدشد.
تبصره 2: چگونگی برگزاری مسابقات بین المللی در اوزان و رده های سنی مختلف از سوی فدراسیون بین المللی ورزش های می توانند مسابقات داخلی خود را در اوزان و IZSF زورخانه ای با توجه به شرایط میزبانی مشخص خواهد شد اما کشورهای عضو رده های سنی تعیین شده برگزار نمایند.
تبصره: رده های سنی عبارتند از: نوجوانان، جوانان و بزرگسالان.
 

وزن کشی
وزن کشی کشتی گیران یک روز قبل از مسابقات انجام می شود و وزن دقیق کشتی گیران هنگام وزن کشی در مقابل نام آنان و در جدول مسابقات ثبت خواهد شد.
قرعه کشی پس از اتمام وزن کشی با حضور نمایندگان کشورها انجام می شود.
در شرایط اضطراری کمیته فنی نسبت به زمان وزن کشی و چگونگی آن تصمیم خواهد گرفت.
سایر موارد
1. کشتی گیران هنگام وزن کشی باید لباس مناسب به تن داشته باشند.
2. وضعیت ظاهری کشتی گیران می بایست زیبنده عنوان پهلوانی باشد و استفاده از زیورآلات از قبیل انگشتر، دستبند، گردن آویز و سایر
وسایل زینتی ممنوع می باشد.
3. وزن دقیق کشتی گیران هنگام وزن کشی در کنار نام آنان ثبت خواهد شد.
 

معاینه پزشکی
ارائه برگ معاینه پزشکی مورد تایید فدراسیون ملی کشور مربوطه هنگام ثبت نام مسابقه برای شرکت کنندگان الزامی است در غیر اینصورت قبل معاینه خواهند شد. بدیهی است ورزشکاران بدون داشتن IZSF از وزن کشی با پرداخت 20 دلار برای هر شرکت کننده توسط پزشک مورد تایید برگ معاینه پزشکی حق شرکت در مسابقه را ندارند.
 

لباس کشتی پهلوانی و مشخصات آن
-1 نطعی یا شلوار کشتی پهلوانی عبارتست از شلوار ورزش های زورخانه ای که از کمر تا زیر زانوی کشتی گیر را پوشش می دهد و از پارچه ای بسیار محکم دوخته می شود تا هنگام استفاده حریف از آن پاره نشود.
-2 فراخی سر زانو (سرکاسه) یا (پیش کاسه) شلوار کشتی پهلوانی باید به حدی باشد که انگشتان حریف بتواند آن را بگیرد.
-3 شلوار کشتی پهلوانی (نطعی) باید فاقد هرگونه اشیای فلزی از قبیل سگک و یا گل های میخی تزیینی باشد.
-4 سر زانو (پیش کاسه) یا (سرکاسه) و کمر شلوار باید به طریقی نوار دوزی شده باشد که هنگام استفاده حریف از آن پاره نشود.
-5 کمربند پارچ های محکم به رنگ آبی یا قرمز باید دو دور به کمر بسته شود و گره آن باید به طریقی باشد که هنگام استفاده حریف باز نشود.
-6 پوشش بالاتنه کشتی پهلوانی عبارتست از دو بنده کشتی به رنگ قرمز یا آبی که بر اساس قرعه تعیین می شود.
-7 کشتی گیران ملزم به پوشیدن کفش کشتی می باشند.
تبصره: کشتی گیران شرکت کننده بایستی دو عدد نطعی و دو عدد دو بنده کشتی به رنگ های آبی و قرمز و کفش کشتی به
همراه داشته باشند.
 

اصطلاحات شلوار و لباس کشتی پهلوانی
« پیش قبض » -1 قسمت کمر شلوار از جلو
« پس قبض » -2 قسمت کمر شلوار از پشت
« سرکاسه یا پیش کاسه » -3 قسمت جلوی زانوی شلوار گویند.
« پس کاسه یا پشت کاسه » -4 قسمت پشت زانوی شلوار
 

گروه بندی مسابقات
-1 شرکت کنندگان در هر وزن در یک گروه قرار گرفته و کشتی گیر بازنده در دور بعدی به گروه بازنده ها خواهد رفت.
-2 هر کشتی گیر با دو باخت و دو بار تساوی صفر- صفر از جدول مسابقات حذف خواهد شد.
-3 نفرات اول و دوم از بین جدول برنده ها و نفرات سوم تا دهم از بین گروه بازنده ها برگزیده خواهند شد.    

مقررات فنی
-1 زیرگیری فقط در سرپا و از زانو به بالا مجاز است.
-2 گرفتن پیش قبض و پس قبض، پس کاسه و پیش کاسه در هر شرایطی آزاد است.
-3 اجرای فنون و بدل کاری به وسیله پا با پا آزاد است .
-4 هنگام بدل کاری ها، اجرای فنون مربوطه، استفاده از دست، از بالای زانوی حریف مجاز است.
 

امتیازات فنون کشتی پهلوانی
-1 خاک کردن حریف با استفاده از پیش کاسه، پس کاسه، پیش قبض و پس قبض (استفاده از شلوار کشتی پهلوانی) دو امتیاز و با زیرگیری طبق مقررات (از زانو به بالا) یک امتیاز خواهد داشت.
-2 در صورتیکه مجری فن تا 10 ثانیه پس از خاک کردن حریف اجرای فن نکند کشتی توسط داور وسط سرپا اعلام خواهد شد. شود، در منطقه اصلی تشک 2 امتیاز و در صورتیکه اجرای فن از داخل منطقه « پهلو » -3 هر فنی که اجرای آن منجر به فرود آمدن حریف با
امتیاز 2 « پهلو » شود 1 امتیاز خواهد داشت و داور وسط با بیان کلمه « پهلو » اصلی تشک شروع و در خارج از منطقه اصلی منجر به فرود با یا یک را اعلام خواهد کرد.
-4 اجرای فنونی که از داخل تشک آغاز شود و در خارج از منطقه هشدار منجر به خاک شدن حریف شود یک امتیاز به نفع مجری فن ثبت خواهد شد و کشتی با سوت داور در وسط تشک به صورت سرپا ادامه خواهد یافت.
-5 چنانچه مدافع با دست از زانو به پایین پای حریف به منظور خنثی کردن فن استفاده کند در صورت خنثی شدن فن 2 امتیاز از دست خواهد داد و 2 امتیاز و یک آگاهی به نفع حریف ثبت می شود و کشتی در سرپا ادامه می یابد.
-6 در صورتیکه اجرای فن در سر پا از داخل منطقه اصلی و هشدار تشک آغاز شود و در خارج از منطقه اصلی و هشدار منجر به ایجاد شرایط ضربه فنی (پیروز) شود 3 امتیاز به نفع مجری فن ثبت خواهد شد و کشتی در وسط تشک به صورت سر پا ادامه خواهد یافت.
-7 در صورتیکه اجرای فن در خاک و از داخل تشک آغاز و در خارج از منطقه اصلی منجر به ایجاد شرایط ضربه فنی شود 2 امتیاز به نفع مجری فن ثبت خواهد شد و کشتی در سرپا ادامه می یابد.
-8 هریک از شرایط فوق برای مجری فن نیز رخ دهد امتیاز مربوطه به نفع حریف ثبت خواهد شد. و شرایط آن « پیروز » ضربه فنی -1 تماس دو شانه با تشک -2 پل رفتن -3 تماس دو آرنج از پشت با تشک یا آرنج به آرنج شدن -4 تماس یک شانه با تشک یا قرار گرفتن در شرایط زاویه باز (بیش از 90 درجه)
تبصره: در هر شریطی مجری فن قبل از حریف به خطر بیفتد و شرایط ضربه فنی (پیروز) برای او ایجاد شود به منزله باخت با ضربه فنی (پیروز) خواهد بود.
 

چگونگی برنده شدن در صورت تساوی
-1 در صورتیکه دو کشتی گیر در پایان وقت قانونی از نظر امتیازات مساوی باشند کشتی گیری برنده می شود که هشدار کمتری دارد.
-2 اگر دو کشتی گیر در شرایط مساوی (آگاهی و هشدار) باشند کشتی گیری برنده اعلام می شود که بالاترین نمره فنی را گرفته باشد.
-3 اگر دو کشتی گیر از شرایط مساوی بند 2 برخوردار باشند کشتی گیری برنده می شود که آخرین امتیاز فنی را گرفته باشد.
-4 اگر امتیازات دو کشتی گیر در دوره های مقدماتی و نیمه نهایی بعد از وقت های قانونی صفر باشد هر دو کشتی گیر به گروه بازنده ها منتقل می شوند.
-5 اگر کشتی گیر برای بار دوم با شرایط فوق مساوی کند کشتی گیر از جدول مسابقات حذف خواهد شد و در صورت تساوی با کسب امتیاز، شرایط بندهای 1 تا 3 در نظر گرفته خواهد شد و کشتی گیر در جدول باقی خواهد ماند.
-6 در صورت تساوی (صفر- صفر) کشتی گیران در کشتی فینال و رده بندی، در وقت های قانونی، بعد از یک دقیقه استراحت کشتی یک زمان 3 دقیقه ای ادامه خواهد یافت و هر کشتی گیری که اولین امتیاز را کسب کند برنده اعلام خواهد شد.
-7 در صورتی که کشتی بدون کسب امتیاز در وقت قانونی و وقت اضافه به پایان برسد داور بلافاصله در زمان قدرت، قانون خط تساوی را اعمال خواهد کرد.
 

تعریف زمان و خط تساوی و مقررات آن
زمان قدرت: عبارت است از 1 دقیقه وقت اضافی بعد از وقت های قانونی و سه دقیقه وقت اضافه .
خط تساوی: عبارت است از دو خط موازی که در منطقه مرکزی تشک به فاصله 40 سانتی متر از یکدیگر رسم شده است.

- کشتی گیرانی که در شرایط بند 7 آیین نامه تساوی قرا بگیرند توسط داور وسط در پشت خط های تساوی قرار خواهند گرفت و هر دو کشتی گیر با دست های راست خود پیش قبض و با دست های چپ خود پیش کاسه پای راست حریف را گرفته و کشتی با سوت داور، براساس
مقررات تا حصول نتیجه ادامه می یابد.
- آزاد کردن پیش قبض یا پیش کاسه در قانون خط تساوی از دست حریف به منزله کسب امتیاز و پایان مسابقه است.
- عدم توجه به رعایت مقررات خط تساوی و یادآوری داور، موجب از دست دادن امتیاز و باخت خواهد بود.
- در صورتیکه حریف شخصاً دست یا دست های خود را از پیش قبض یا پیش کاسه حریف رها کند و بلافاصله مبادرت به اجرای فن نماید که منجر به اجرای فن شود، مسابقه پایان یافته و مجری فن برنده اعلام می شود و در صورت عدم کسب امتیاز بازنده خواهد بود.
- اگر کشتی گیران در یک دقیقه (زمان قدرت) نتوانند امتیازی از یکدیگر بگیرند در پایات وقت (قدرت) کشتی قطع و کشتی گیر سبک تر بر اساس وزن کشی روز اول که در برگه های داوری درج شده برنده می شود.
- در صورت تساوی وزن با توجه به امتیازات مثبت طبقه بندی امتیازات کشتی های قبلی برنده مشخص خواهد شد.
- بخشیدن یا حاضر نشدن در مسابقه نهایی و رده بندی به منزله باخت و حذف از جدول خواهد بود.

چگونگی تعیین وزن کشتی گیران و برنده شدن کشتی گیر سبک تر
وزن کشتی گیران هنگام وزن کشی دقیقاً در جدول مربوطه و در مقابل نام آنان ثبت می شود و در محل مخصوص برگه های داوری منعکس خواهد شد که معتبر و مورد قبول گروه فنی و داوری و ملاک محاسبه خواهد بود، در صورت تساوی وزن مندرج در برگه های داوری بر اساس وزن کشی روز اول، بلافاصله مجدداً از دو کشتی گیر وزن کشی خواهد شد و کشتی گیر سبک تر برنده اعلام خواهد شد.


خطاها، اعمال خلاف و جرائم آنها
-1 کشیدن انگشت دست یا مفاصل برخلاف مفصل؛
-2 اجرای فن و پرتاب یا کوبیدن حریف بر روی تشک یا پرت کردن حریف به خارج از تشک بعد از سوت داور؛
-3 فشار با سر یا آرنج به سینه یا پهلوی حریف ( این حالت با سرشاخ و فشار آوردن به حریف برای بیرون راندن از تشک متفاوت است)؛
-4 هرگونه حرکات ایذایی به تشخیص داوران.
* اجرای هریک از اعمال خلاف پس از تذکر اولیه داور برای بار اول (آگاهی) و یک امتیاز به نفع حریف، برای بار دوم (هشدار ) و دو امتیاز به
نفع حریف و برای بار سوم (پیروز) برنده حریف با ضربه فنی.
اخراج کشتی گیر
کشتی گیری که به عمد و با خشونت مرتکب اعمالی شود که دور از آیین پهلوانی و جوانمردی باشد با نظر داوران و سرپرست فنی مسابقات بازنده اعلام خواهد شد و از جدول مسابقات حذف می شود و با توجه به شدت عمل خلاف یا تایید کمیته فنی
مسابقات محروم خواهد شد.
اعمالی که موجب اخراج کشتی گیر می شود
-1 اهانت به داوران و مسئولین برگزاری مسابقات و انجام هرگونه عملیات ناشایست و مغایر با اصول اخلاق پهلوانی؛
-2 به عمد با سر ضربه زدن به حریف که منجر به آسیب دیدگی شدید حریف شود و فرو کردن انگشت به چشم، دهان یا بینی حریف؛
-3 گاز گرفتن؛
-4 گرفتن عمدی، فشار دادن و یا ضربه زدن به نقاط حساس بدن که موجب مصدوم شدن و عدم توانایی در ادامه مسابقه شود.
 

تشخیص کم کاری و تمارض
-1 بستن کشتی؛
-2 فرار از فن؛
-3 فرار از تشک
-4 توجه نکردن به یاد آوری داور
-5 برای تازه کردن نفس، خود را به آسیب دیدگی زدن و توقف کشتی به بهانه های مختلف که در صورت عدم تایید پزشک و ادامه عمل (وقت کشی) برای بار اول (آگاهی) و یک امتیاز به نفع حریف، برای بار دوم (هشدار ) و دو امتیاز به نفع حریف و برای بار سوم با نظر پزشک مسابقات، داوران و سرپرست کمیته فنی مسابقات، کشتی با ضربه فنی (پیروز) به نفع حریف اعلام خواهد شد.
-6 حداکثر وقت تلف شده جهت تعویض لباس به علت پاره شدن احتمالی، دیر آمدن روی تشک، تمارض و غیره مجموعاً دو دقیقه می باشد و کشتی گیر به هر دلیل بیش از دو دقیقه اتلاف وقت داشته باشد با اعلام وقت نگهدار و داور ارشد بازنده اعلام خواهد شد.
-7 در صورت ادامه مداوا توسط پزشک، زمان محاسبه نخواهد شد.
 

شرایط اخطار(آگاهی) و (هشدار)
-1 خروج از تشک به هر صورت (فرار یا با فشار حریف) برای بار اول به کشتی گیر خارج شده از تشک (یاد آوری) می شود و امتیاز منفی و جریمه ای برای او در نظر گرفته نمی شود. پیش » یک امتیاز به نفع حریف ثبت و در حالیکه در وسط تشک « آگاهی »
-2 خروج از تشک به هر صورت پس از یادآوری اولیه با دادن به دست حریف داده خواهد شد کشتی با سوت داور ادامه خواهد یافت.
-3 خروج از تشک به هر صورت پس از مرحله آگاهی به کشتی گیر هشدار اول داده می شود و 2 امتیاز به نفع حریف ثبت می شود در حالیکه به دست حریف داده خواهد شد کشتی با سوت داور ادامه خواهد یافت. « پیش کاسه » در وسط تشک
-4 خروج از تشک به هر صورت پس از هشدار اول ثبت دو امتیاز و اخطار دوم به نفع حریف و اعلام هشدار دوم و ادامه کشتی در شرایطی که پیش قبض و پیش کاسه به دست حریف داده شده است.
-5 در صورت تکرار مرحله هشدار برای هر بار، مجددا شرایط بند 4 تا پایان وقت قانونی مسابقه تکرار و در برگ داوری منظور می شود.
 

حاضر نشدن کشتی گیر روی تشک
پس از اولین اعلام نام کشتی گیران از طریق بلند گوی سالن مسابقه، کشتی گیران حداکثر یک دقیقه و سی ثانیه فرصت دارند روی تشک حاضر شوند. در غیر اینصورت پس از یک دقیقه و سی ثانیه و سه بار اعلام نام کشتی گیر و حاضر نشدن او حریف پیروز اعلام می شود.

داوران مسابقه
کشتی با دو داور کنار و یک داور وسط و یک داور ارشد انجام می شود و یک نفر نیز وظیفه نگهداشتن وقت را عهده دار خواهد بود.
وظایف داوران
وظیفه داور ارشد
هماهنگی، کنترل و نظارت بر کار داوران کنار و داور وسط کنترل کارت شناسایی کشتی گیران کنترل برگه های داوری قبل از شروع مسابقه هماهنگی با وقت نگهدار جهت شروع مسابقه کنترل رنگ لباس و کمربند کشتی گیران با رنگ نوشته شد در برگه های داوری بررسی و ارائه اعتراضات به سرپرست فنی جهت اتخاذ تصمیم مقتضی
اعلام نتیجه کشتی و ابلاغ به داور وسط
وظیفه داور وسط
- بررسی لباس کشتی گیران (شلوار کشتی پهلوانی) و کفش کشتی از نظر نداشتن اشیای فلزی از قبیل قلاب، سگک، گل میخ و غیره
- بررسی پیش کاسه شلوار از نظر فراخی در حدی که انگشتان دست حریف بتواند آن را بگیرد.
- بررسی کمربند کشتی گیران از نظر رنگ و محکم بودن گره آن
- بررسی ناخن ها و نداشتن آثار جراحت و چرب نبودن بدن
- اعلام امتیازات با علامت دست به داوران کنار
- دادن تذکر به موقع به کشتی گیران کم کار و کشتی گیرانی که اعمال خطا و خلاف انجام می دهند.
- قطع کشتی در مواقع احساس خطر برای کشتی گیران
به موقع به کشتی گیران با هماهنگی داوران کنار « هشدار » و « آگاهی » - یادآوری کردن و دادن
« پیروز » - اعلام ضربه فنی و پایان مسابقه با زدن سوت و بیان واژه
- اعلام پایان مسابقه پس از اتمام وقت قانونی
وظیفه داوران کنار:
- دقت و توجه به تمام دقایق و زوایای مسابقه
- همکاری صمیمانه با داور وسط و داور ارشد
- اعلام امتیاز توسط وسایل الکترونیکی یا دستی
- ثبت امتیازات تایید شده کشتی گیران در برگه های داوری یا وسایل الکترونیکی
- در صورت قضاوت با برگه های داوری در پایان مسابقه و اعلام رای و پس از امضاء و تحویل به داور ارشد.
وظیفه وقت نگهدار
-1 در هر مسابقه یک نفر وظیفه نگهداری وقت مسابقه را عهده دار خواهدبود که با اعلام سوت آغاز مسابقه توسط داور شروع می شود و بعد از اتمام وقت قانونی با زدن زنگ، پایان وقت را اعلام خواهدکرد.
-2 وقت نگهدار وظیفه محاسبه وقت های تلف شده را نیز عهده دار می باشد.
-3 حداکثر وقت تلف شده جهت تعویض لباس به علت پاره شدن، دیر آمدن روی تشک، تمارض حریف و غیره مجموعاً 2 دقیقه می باشد و کشتی گیر بهر دلیل بیش از 2 دقیقه اتلاف وقت داشته باشد با اعلام وقت نگهدار و داور ارشد بازنده اعلام می شود.
* در صورت ادامه مداوا توسط پزشک زمان محسوب نخواهد شد.
لباس داوران
-1 جلیقه داوری - پیراهن آبی فیروزه ای- شلوار کتان (سرمه ای رنگ)- کمربند مشکی- کفش مشکی بدون پاشنه.
-2 مچ بند آبی دست راست و مچ بند قرمز دست چپ.

اعتراضات
-1 در صورتیکه کشتی گیری به نحوه قضاوت یا اعلام نتیجه اعتراض داشته باشد می بایست اعتراض خود را بلافاصله با ذکر دلیل از طریق سرپرست خود به سرپرست فنی مسابقات ارائه دهد.
انجام خواهد شد و نتیجه نهایی را اعلام خواهند کرد و این رای غیرقابل تغییر است.
IZSF -2 بازبینی فیلم توسط سرپرست فنی مسابقه، داور ارشد و ناظر
-3 در صورتی که اعتراض وارد باشد نتیجه مسابقه تغییر خواهد کرد و مبلغ 50 دلار مسترد خواهد شد، در غیر این صورت نتیجه قبلی در واریز خواهد شد. IZSF جدول منظور می گردد و مبلغ پیوست اعتراض نامه به حساب فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای
-4 به اعتراضاتی که در زمان تعیین شده و بعد از شروع دوره بعد به سرپرستی مسابقات برسد ترتیب اثر داده نخواهد شد.
 

سایر موارد
-1 استفاده از طرح های سنتی به صورت گلدوزی روی شلوار کشتی پهلوانی مجاز است.
-2 استفاده از پرچم یا نام کشور و نشان مخصوص باشگاه فقط روی سینه یا بالاتنه پشت لباس مجاز است.


 
زورخانه و ورزش باستانی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
 
 

صدیق، مصطفی. "زورخانه و ورزش باستانی". دوره 3،‌ ش 26 (آذر 43): ص 6-15، تصویر، طرح.

 
 

 

 

 
 

خلاصه:خصوصیات ویژه ساختمان زورخانه، اولین طرح این نوع بنا (نیمه دوم سده هفتم و نخستین سده هشتم هجری)، افزارهای ورزش باستانی، جامه‌های ورزش باستانی، گردانندگان زورخانه، رعایت سلسله مراتب زورخانه، شرحی بر شیوه‌های مختلف ورزش باستانی: سنگ گرفتن، انواع شناها، انواع میل گرفتن،‌ انواع چرخ زدن،‌ کباده کشیدن، اسامی عده‌ای از پهلوانان سده هفتم هجری.

 
 

 

 

 
 

زورخانه و ورزش باستانی

مصطفی صدیق  زیر نظر دکتر صادق کیا  معاون وزارت فرهنگ و هنر

 

در این گفتار دربارة ورزشی گفتگو می شود که آن را «ورزش باستانی» یا «ورزش زورخانه» می نامند و ایرانیان شهر نشین یا با آن آشنا هستند یا نام آن به گوششان خورده است .

 

ساختمان زورخانه

زورخانه جایی است که مردان در آن ورزش می کنند و بیشتر در کوچه پس کوچه های شهر ساخته شد است. بام آن به شکل گنبد و کف آن گودتر از کف کوچه است . در آن کوتاه و یک لختی است و هر که به خواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه بشود باید خم شود . می گویند در زورخانه را از این رو کوتاه می گیرند که ورزشکاران و کسانی که برای تماشا به آنجا می روند به احترام ورزش و ورزشکاران و آن مکان خم شوند. این در به یک راهروی باریک با سقف کوتاه باز می شود و آن راهرو به «سردم زورخانه» می رود . درمیان زورخانه گودالی هشت پهلو و گاهی شش پهلو به درازی 5 یا4 متر و پهنای 4 متر و ژرفای 3 چارک تا یک متر کنده شده که «گود» نامیده می شود. در کف گود چند لایه بوته و خاشاک گذاشته و روی آن بوته و خاشاک خاک رس ریخته و هموار کرده اند. بوته و خاشاک را برای نرمی کف گود می ریزند و هر روز روی این کف را پیش از آن که ورزش آغاز شود با آب «گل نم» می زنند تا از آن گرد برنخیزد.

سراسر دیوارة گود ساروج اندود شده است و لبة آن به جای هزارة آجری با چوب پوشانده شده است تا اگر ورزشکاران هنگام ورزش به لب گود بخورند تنشان زخمی نشود . در بالا و دور گود غرفه‌هایی ساخته شده که جای نشستن تماشاچیان و گذاشتن جامة ورزشکاران و لنگ بستن تنکه پوشیدن آنان است . یکی دو غرفه از این غرفه‌ها نیز جایگاه افزارهای ورزشی است .

 
 

سَرْ دَمْ

سَرْ دَمْ زورخانه در یکی از غرفه های چسبیده به راهروی زورخانه درست شده است و آن صُفًه ای است نیم گرد که کَفَش از کف زورخانه یک متر تا یک و نیم متر بلندتر است . در جلوی «سَرْ دَمْ» چوب بستی است که به آن زنگ و پوست پلنگ و زره و سپر و پر قو آویخته است . بر روی سکو زیر چوب بست اجاقی کنده شده که در آن آتش میریزند و هرگاه اجاق نداشته باشند منقلی زیر چوب بست می گذارند و مرشد تنبک خود را با آتش اجاق یا منقل گرم می کند تا صدای آن رساتر درآید .

می‌گویند نخستین کسی که طرح ساختمان زورخانه را ریخت «پوریای ولی» بود. نام پوریای ولی (محمودبن ولی الدین خوارزمی) است و او در نیمة دوم سدة هفتم و نیمة نخستین سدة هشتم هجری می زیسته است . او پهلوان و شاعر و عارف بوده و دمی گرم و گیرا داشته است.

با لب زمزمه آرا چه خفی و چه جلی

 جرگه را گرم بکن از دم پوریای ولی

 

مرشد روی سر دم نشسته است و ضرب می نوازد

 

افزارهای ورزش باستانی

تخته شنا :چوبی است هموار به درازای 70 متر و پهنای 7 و ستبری 2 سانتیمتر و گاهی کوچکتر و بزرگتر از این اندازه هم ساخته می شود. به زیر تخته نزدیک دو سر آن دو پایة زَنَخی (ذوزنقه ای) به بلندی چهار سانتیمتر میخکوب شده است

میل ورزش:افزاری است چوبی و کله قندی و توپر ، ته آن گرد و هموار و سر آن تخت یا گرد است و در میان آن دسته‌ای به درازای پانزده سانتیمتر فرو برده اند . وزن هر میل از پنج کیلو تا چهل کیلو گرم است .

میل بازی : مانند میل ورزش است ولی دستة آن بلندتر از میل ورزش و وزنش کمتر از آن است تا در هنگام بازی و پرتاب کردنش آسان باشد .وزن هر میل بازی از چهار تا شش کیلو گرم بیشتر نمی شود .

سنگ:دو‌پاره و راست گوشه است که از درازا با بست های فلزی به یکدیگر چسبانیده شده و یک بر آن هلالی است ، درازای سنگ یک متر و پهنای آن هفتاد سانتیمتر است .

   

افزارهای ورزشی زورخانه

 

در میان سنگ سوراخی است که در آن دستگیره ای گذاشته اند و روی آن را با نمد یا کهنه پوشانده اند تا دست ورزشکار را هنگام سنگ گرفتن زخم نکند . وزن هر دو سنگ از شصت کیلو       [6]      تا صد و بیست کیلو است . سنگ را در قدیم ( سنگ زور) و(سنگ نعل) هم می نامیدند زیرا به شکل نعل است .

کبـّاده:افزاری است آهنی ، مانند کمان و سراسر تنة آن از آهن است و در میانش « جا دستی » دارد . درازای آن نزدیک به صد و بیست تا صد و سی سانتیمتر است . چلة کبـّاده زنجیری است شانزده حلقه ای ـ و گاهی کمتر یا بیشتر ـ و در هر حلقه شش پولک آهنی دارد و میان آن جا دستی گذاشته شده است . وزن کباده از ده کیلو تا چهل کیلو است . گاهی نیز کباده‌های سنگین‌تر و سبکتر هم می سازند و بکار می‌‌برند.

 

میاندار و ورزشکاران در گود شنا میروند

 

جامه‌های ورزش باستان

تُنْکه یا تُنْبان نَطعی : شلوار کوتاهی است که ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش کردن و کشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یک رویة چرمی یا پارچة ماهوتی ستبر و چند لایة آستر کرباسی دوخته شده است . رویة آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است.

 
 

کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنکه از چرم است. روی رانهای تنکه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّة سرکج ـ قلاب دوزی شده است . بالای تنکه را «برج» ، پیش روی تنکه را که زیر شکم می افتد « پیش قبض» 1، روی زانو را ( پیش کاسه) یا ( سَر کاسه) و پشت زانو را ( پَس کاسه) می نامند.

لُنْگ: همان لنگی است که مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنکه ، ورزشکاران لنگی روی « زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است :

دو سر از پهنای لنگ را در کمر گاه بر روی ناف گره می زنند و پایین لنگ را که آویزان است از پشت پا می گیرند و از میان دو پا بالا می برند و در «پیش قبض» که همان «گره» است فرو می کنند.  

       

طرح تنبان نطعی از جلو

 

طرح تنبان نطعی از پشت

 

 

گردانندگان زورخانه

مرشد : امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سَرْ دَمْ» می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژة یکی از حرکات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامة فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز     [7]      خود را با حرکات ورزشکاران ، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد . در قدیم « مرشد» یا «کهنه سوار» کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم که به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در کنار گود می نشست و باستانی کاران یا کشتی‌گیران را در کارهای ورزشی و کشتی گیری راهنمایی می کرد. کهنه سواران یا مرشدان از چابک‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشکاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند) .

مُشتُ مالچی :کسی است که پیش از ورزش به ورزشکاران و پهلوانان لنگ و تنکه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال میکند، تا کوفتگی و خستگی از تنشان بدر رود و پادویی زورخانه نیز با مشت مالچی است

 

مقام ورزشکاران در زورخانه

پیش کِسوَت : پیش کسوت در زورخانه به کسی می گویند که سالمندتر و آزموده تر از ورزشکاران دیگر باشد . پیش کسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه کاریهای یکایک آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

میاندار: ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن کارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه و از حرکات ورزشی او پیروی می کنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه کاریهای یکایک آنها باشد. معمولاً پیش کسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

پهلوان: به کسی گفته می شود که بسیار آزموده و چابک و کار کرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

نوخاسته: جوان نوچه‌ای است که آزمودگی یافته و پهنة کارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

نوچه: به جوان ورزشکاری گفته می شود که زیر نظر پهلوانی، فن های کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابکی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.

شیوة ورزش باستانی

سنگ گرفتن: سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین که لنگ انداخته اند به پشت می‌خوابد و سه بالش، یکی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ می گذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان می گیرد که سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست می‌غلطد. هنگامی که بر پهلوی چپ است سنگی را که در دست دارد مستقیم چنان بالا می برد که بازوی خمیده‌اش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را که در دست چپ دارد مستقیم به بالا می برد. این گونه سنگ گرفتن را «غلطان» می گویند. گونة دیگر سنگ گرفتن آن است که ورزشکار به پشت می‌خوابد و پاهایش را دراز می کند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین می برد، این سنگ گرفتن را (جُفتی) می‌نامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشکاران را تا (117) یا (114) بار می شمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشکاران درون گود باشد، یکی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را می شمارد. شمارة (117) و (114) میان باستانی کاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمی شمارند. (117) اشاره به صدوهفده تن کمر‌بستة مولا است و (114) اشاره به یکصدوچهارده سورة قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) می خواند:

 

هر کار که می کنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقة سنگ بگو لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله

و سپس شمارش را چنین آغاز می کند:

لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.

بِسِم اللهِ الـّرحمنِ الرحیم

اول خدا ـ دو نیست خدا ـ سبب ساز کل سبب یا (سید کائنات) چاره ساز بیچارگان الله ـ پنجة خیبر گشای علی ـ شش گوشه قبر حسین ـ امام هفتم باب الحوایج ـ قبله هشتم یا امام رضا ـ یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی ـ دهندة بی منت الله ـ یا امام حسن عسگری دخیل ـ جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) ـ زیاده باد دین خاتم انبیاء ـ ای چهارده معصوم پاک ـ نیمه کلام الله مجید ـ شانزده گلدسته طلا ـ صد وهفده کمر بسته مولا ـ خدای هجده هزار عالم و آدم ـ بر بی صفتان روزگار لعنت ـ یا (بر نمک نشناس لعنت) ـ بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس ـ یک بیس (بیست و یک) آقای قنبر علیس (علی است) ـ دوبیس مرد دو عالم علیس ـ چاربیس بیمار دشت کرب و بلا (کربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) ـ پنج تن زیر کسا ـ شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است) ـ سه بیس یا علی مثلت کیس(کیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر ـ هش بیس یا علی بن موسی الرضا ـ نُه بیس نوح نبی الله ـ سی ختم کلام الله ـ یک سی گرفتی ماشاءالله ـ دوسی بُرّایش ذولفقار ـ نیستی جان کُفّار ـ چارة بیچارگان خود الله ـ دادرس درماندگان خود مولا ـ یا ابوالفضل العباس دخیل ـ یا موسی بن جعفر ـ یا علی بن موسی الرضا بطلب ـ نه سی طوفان بلا ـ چهل ختم اولیاء و انبیاء ـ یک چل بزرگ است خدا ـ دو چل محمَّد است مُصطفا ـ سه چل علیس شیر خدا ـ چار چل یا فاطمة زهرا ـ پنج چل خدیجه کبرا امُ المؤمنین ـ شش چل ابراهیم خلیل الله ـ هفت چل موسی کلیم الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ نه چل آدم صفی الله ـ پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات ـ    [9]    ز آدم و حّوا دگر نبی الله ـ شعیب و یوسف و یعقوب ـ پس خلیل الله ـ ملائکان مُقّرب ـ

دگر ز جبرائیل ـ ز حسُن یوسف ـ جمال شصت بند دیو ، علی را صلوات .

در این هنگام مرشد برای دنبال کردن شماره و رساندن آن به (114)‌ یا (117) از پنجاه به پایین می شمارد بدینگونه:

نه چل آدم صفی الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ هفت چل موسی کلیم الله . . . . . . . تا به شماره یک برگردد. (17) شماره یا (14) شماره بازمانده از (117) یا (114) را دوباره از یک به بالا می شمارد. ولی اگر مرشد از شمارة شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یک مانده که روی هم (117) یا (114) شماره می شود شماره را به پایین می رساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش می آید که سنگ گیرنده به تواند (117) یا (114) بار سنگ بگیرد.

 
   

 جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد . ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سَر دَم) می‌ایستد . اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سَر دَم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

 

ورزشکاران شنای پیچ می روند

 

شنا رفتن

پیش از شنا رفتن، میاندار یکی از تخته شناها را که در غرفه ای روی هم ریخته شده است برمی‌دارد و به دنبال او ورزشکاران یکی پس از دیگری ، تخته ای را برمی دارند و درو گود می‌ایستند. سپس میاندار دور گود می‌گردد و به هر یک از ورزشکاران میانداری کردن را تعارف می کند. آنگاه از همه رخصت می طلبد و تخته‌اش را در میان گود می گذارد و زانوان و پنجه پا در کف گود قرار می دهد و دو لبه تخته شنا را با دست می گیرد . گاهی مرشد یا میاندار از ورزشکاری که آوزای خوش و گیرا دارد درخواست می کند که چند بیتی به مناسبت حال و مقام بخواند و پیش از اینکه او خواندن را آغاز کند «میاندار» یا «مرشد» می گوید: (مزد دهنش به محمد صلوات) و همه صلوات می فرستند و با صلوات فرستادن ورزشکاران ، آوازه خوان کمی خستگی در می کند و سرانجام آواز خود را چنین به پایان می رساند:       [10]

یا رَب بِه حَـّقِ نادَ علیاً سَیَنْجَلی یا رَب بِه حَـّقِ شاه نَجَف مُرْتضی عَلی

افتادگان وادی غم را بگیر دست یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

   

میاندار و ورزشکاران میل می گیرند

   

و آنگاه همه صلوات می فرستند سپس میاندار دو پایش را پس می برد و از یکدیگر باز می گذارد و به مرشد نگاه می کند . ورزشکاران هم به پیروی از میاندار چنان می کنند مرشد زنگ را به صدا در می آورد و به ضرب می زند و با هر تک ضربه محکمی که می کوبد ورزشکاران سینة خود را به سوی تخته شنا خم و نزدیک می کنند . گاهی در کشاکش شنا رفتن میاندار با صدایی که از خستگی بریده به گوش می رسد فریاد می زند (علی بابا) و با دست به مرشد اشاره می کند که آهنگ ضرب را تندتر کند تا آنها شیوة شنا رفتن را عوض کنند.

 

ورزشکاری در میان گود چرخ تیز می زند

 

ورزشکاران چهار گونه شنا می روند:

شنای کرسی ـ شنای دست و پا مقابل ـ شنای دو شلاقه ـ شنای پیچ.

شنای کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز می کنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

شنای دست و پا مقابل : در این شنا ، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصلة بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در می کنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنة خود را به سوی راست می چرخاند و در حرکت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

نرمش : ورزشکاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنکه تخته شنا را از کف گود بردارند برای در کردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تکان میدهند و این حرکت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش کردن ورزشکاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندکی اختلاف دارد.

میل گرفتن: ورزشکاران هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها که در بالای گود و نزدیک آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف می کند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانة خود می گذارد و دیگران از او پیروی می کنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می کنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چکشی یا (سرنوازی) ـ     [11]      میل جفتی.

میل سنگین : ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینة راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینة چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة راست رو به بالا نگاه می دارند . این کار به این روش ادامه می یابد.

میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند . ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دستة میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر کف گود می گذارند و میل‌ها را تک تک پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خَمْ گیری) می گویند.

پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند که به آن پای (نَرْمْ) می گویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند می کند و بر روی پنجة پای دیگر ، خود را تکان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

1ـ پای اول: ورزشکاری روی پنجة پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست می گذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

2ـ پای جنگلی: ورزشکار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجة پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می کند و بار دیگر روی پنجة پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می کند. این کار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشکار ، میان پای جنگلی زدن (رُخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود می ایستد و او را نگاه می کنند.

3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می کند. در اینحرکات دست‌ها نیز می‌جنبد.

ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب     [12]      را تند می کند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می کند و آنگاه پای‌ها را یکی یکی کمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان می دهد.

ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می کند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب می کند و آنگاه کمی درنگ می کند و دوباره همین روش پا می زند.

4ـ پای آخر: ورزشکار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می کند و یکی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است که در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.

 

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلی 2ـ چرخ تیز 3ـ چرخ سبک و چمنی 4ـ چرخ تَک پِر 5ـ چرخ تَک پِر

چرخ جنگلی: ورزشکار در میان گود می آید و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه می دارد و به نرمی خود را تکان می دهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود می چرخد.

 
 

چرخ تیز: ورزشکار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود می چرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد می شود که هیکل چرخنده را نمی توان تشخیص داد.

چرخ سبک چمنی : ورزشکار در چرخ سبک و چمنی نه تند و نه آرام بلکه سنگین و زیبا به درو خود می چرخد و با چرخ دور گود را هم می پیماید.

چرخ تَک پِر: ورزشکار پس از یک بار بدور خود چرخیدن ، یک بار هم به هوا می جهد و در هوا چرخی به دور خود می زند . گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه می گذارد و چرخ می زند . معمولاً ورزشکار «تک پرها» را در هوا در گوشه های گود انجام می دهد.

سه تَک پِر: ورزشکار سه بار به دور خود می چرخد آنگاه یک تک پر در هوا می زند . مرشد برای هر یک از چرخ‌ها آهنگی ویژه بر ضرب می گیرد.  

   

یکی از ورزشکاران چرخ تک پر می زند

   

کبـّاده کشیدن: کباده را همه ورزشکاران نمی کشند و کسانیکه بخواهند بکشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا یا تک تک از مرشد یا پیش کسوت «رُخصت» می گیرند و هر کدام کباده‌ای برمی‌دارند و با دو دست در بالای سر نگه می دارند . کباده کشیدن به این گونه است که ورزشکار کمان کباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ می گیرد (و برخی هم از ورزشکاران برعکس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او کمی تا شده است نگه می دارد. و با ضرب و آواز مرشد ، یک بار دست راست را در امتداد شانه نگاه می دارد و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه می دارد ، و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بدین گونه ورزشکار کباده کشیدن را ادامه می دهد. او باید به روی پنجه های دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حرکت دادن کباده پا به پا بشود و پیش و پس برود .

 

ورزشکار کباده می کشد

 

کُشتی

در گذشته پس از پایان یافتن ورزش ، کشتی‌گیران و پهلوانان میان گود می رفتند و دو به دو با هم کشتی می گرفتند دو کشتی گیر نخست (فرو می کوبیدند2) آنگاه مرشد لنگی به      [13]      میان هر دو کشتی گیر پرتاب می کرد تا دست نگه دارند که شعر(گُل کُشتی) خوانده شود. کشتی‌گیران در کنار هم به پهلو، رو به قبله خم می شدند و یک دست را بر گردن یکدیگر و دست دیگر را روی زانو می گذاشتند و مرشد شعر (گل کشتی) را می خواند یا یکی از ورزشکاران که آواز خوشی داشت در لبة دیوار گود می نشست و از حاضران (رُخصت) می طلبید و گل کشتی را می خواند:

در معرکه ها درنگ می باید کرد خون برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاستجایی که برهنه جنگ می بایدکرد

   

نمایشهای ورزشی در میدان ارک در برابر ناصرالدین شاه

 

دو کشتی گیر پس از اینکه مرشد یا خواننده می گوید:

خدا را سجود ، پیران را عزّت، جوانان را قدرت ، رَبُ المَشِرقین وَ رَبُ المَغـِربین فَبایّ آلاء رَبکُما تُکـّذبان ، کف گود را دست می بوسیدند و کشتی را آغاز می کردند.  

 
 

چند تن از باستانی کاران و پهلوانان بنام ایران:

از راست به چپ نشسته : حاجی خورده فروش ، میرزا کوچک برادر سید محمد بهبهانی ، سید محمد علی، نایب غلامرا قزوینی و علی حسین مشهدی اصفهانی

ایستاده: میرزا باقر دراندرونی استاد همة ورزشکاران ، مرشد ابوالقاسم شبرنگ

 

دعا کردن

پس از پایان ورزش ، مرشد می گوید (اول و آخر مردان عالم بخیر) و به زنگ می زند و تنبک را کنار می‌گذارد و می نشیند . در این هنگام میاندار و ورزشکاران دیگر که هر یک لنگی بر دوش انداخته اند به کنار گود می آیند و به لبه آن تکیه می دهند و میاندار دیگران را احترام می گذارد و تعارف می کند. اگر کسی نپذیرفت خود او به دعا کردن می پردازد و ورزشکاران و تماشاچیان هم باهم پس از هر یک از دعاهای او (آمین) می گویند. دعا چنین است:

دست و پنجه مرشد درد نکند. خداوند نسل سادات را زیاد کند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمین براندازد. پروردگارا به حَـّق عـَّزت و جَلالت قَسَمَت می دهیم که تیغ شاه اسلام پناه ما را «بُـّرا» (بُـّران) بگردان، سایه بلند پایه اش را از سر آب و خاک ایران و فرداً فرد ایرانیان کم و کوتاه نفرما. پروردگارا شرّ شیطان و بلاهای ناگهانی، نفس امارة آخر الزّمان را از بلاد اسلام دور بگردان . خداوندا بانیان ورزش را که مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنیا و آخرت زبان مار را به ذکر لا الله الا الله گویا بفرما . پروردگارا تورا قَسَم می دهم به حَقّ مقـّربان درگاهت در دنیا ما را از زیارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بی بهره منما. سپس میاندار می گوید:

بر آن کسانی رحمت باد که خداوند رحمتشان کرده . در دنیا و آخرت ما را روسفید و نام نیک بگردان. یک صلوات ختم کنید. حاضران صلوات می فرستند و دعا پایان می پذیرد.

گل ریزان

یکی از دیدنی‌ترین جشن‌ها که در زورخانه بر پا می شود (گل ریزان) است. جشن بیشتر در شبهای ماه رمضان برای بزرگداشت پهلوانان بنام و کهن بر پا می شود و در آن پهلوانان و ورزشکاران قدیمی و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت می شود و هر یک از آنان دسته گلی با خود می آورند و در و دیوار زورخانه نیز با گل پوشیده می شود . در جاهای خاص و روی میز شیرینی و میوه چیده می شود. پس از یک دور ورزش و بازیهای ورزشی و چند کشتی میان پهلوانان بنام ، یکی از پیش کسوت‌ترین ورزشکاران درباره مقام پهلوانی که (گل ریزان) برای او برپا شده است سخن می‌راند. اکنون «گل ریزان» بیشتر برای بزرگداشت ، و پاس پهلوان یا ورزشکار آزموده و قدیمی برپا می شود و هم چنین برای کمک به خانوادة ورزشکارانی که درآمد کافی برای گذراندن زندگی خود ندارند یا گرفتاری‌هایی زندگی آنان را آشفته کرده است .برای «گل ریزان» دعوت نامه هایی با عنوان «همت عالی» و به ارزشهای گوناگون چاپ می کنند و پولی را که از این راه گرد می آید به ورزشکار یا خانواده او می دهند.

 
 

پهلوانان به بنام

در زیر لوحه‌ای که نام سرشناس‌ترین پهلوانان ایران از سدة هفتم هجری تاکنون بر آن کنده و بر دیوار خاوری زورخانه بانک ملی ایران کار گذاشته شده است آورده می شود:        [14]

1ـ پهلوان فیلة همدانی سدة هفتم هجری.

2ـ پهلوان محمود بن ولی الدین خوارزمی (پوریای ولی) سدة هشتم.

3ـ پهلوان محمد ابو‌سعید سدة نهم.

4ـ پهلوان نداقی عراقی اصفهانی سدة دهم.

5ـ پهلوان بیک قمری سدة دهم.

6ـ پهلوان میزابیک کاشی سدة یازدهم.

7ـ پهلوان کبیر اصفهانی سدة دوازدهم.  

     

پهلوان محمد یزدی کوچک معروف به «عبـْدُل»

حاج سید حسن شجاعت «رّزاز»

 

8ـ پهلوان لنـِدره دوز سدة سیزدهم.

9ـ پهلوان عسگر یزدی سدة سیزدهم به بعد.

10ـ پهلوان محمد مازار سدة سیزدهم به بعد .

11ـ پهلوان ابراهیم یزدی (یزدی بزرگ) سدة سیزدهم به بعد.

12ـ پهلوان شعبان سیاه سدة‌سیزدهم به بعد.

13ـ پهلوان حاج حسن بد آفت سدة سیزدهم به بعد.

14ـ پهلوان حاج نایب رضا‌قلی سدة سیزدهم به بعد.

15ـ پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی سدة سیزدهم به بعد.

16ـ پهلوان اکبر خراسانی سدة سیزدهم به بعد.

17ـ پهلوان یزدی کوچک (عَبـُدل) سدة سیزدهم به بعد.

18ـ پهلوان سید هاشم خاتم زاده سدة سیزدهم به بعد.

19ـ پهلوان اصغر نجار سدة سیزدهم به بعد.

20ـ پهلوان میرزا باقر دراندرونی سدة سیزدهم به بعد.

21ـ پهلوان علی میرزای همدانی سدة سیزدهم به بعد.

22ـ پهلوان مهدی خان سیف الممالک سدة سیزدهم به بعد.

23ـ پهلوان صادق قُمی سدة سیزدهم به بعد.

24ـ پهلوان سید حسن شجاعت (رّزاز) سدة سیزدهم به بعد.

25ـ پهلوان حاج محمد صادق بلور فروش سدة سیزدهم به بعد.

26ـ پهلوان سید تقی کمل قمی سدة سیزدهم به بعد (این پهلوان زنده است و در شهر قم زندگی می کند).

در پایان از آقایان زیر که در کار تهیه این گفتار نگارنده را راهنمایی نموده اند سپاسگزاری می نماید:

آقای علی بلوکباشی دوست عزیز و ارجمندم ـ آقای باقر مهدیه میاندار زورخانه بانک ملی ـ آقای علی کیانتاش گرداننده زورخانه طلاچی ـ آقای حسین رضی زاده مدیر باشگاه پولاد ـ آقای ملک ـ آقای منوچهر کلانتری دوست عزیزم ـ آقای کاظم جباری مرشد زورخانه بانک ملی و گردانندة زورخانه هنر ـ آقای محمد مختاری مرشد زورخانه طلاچی.

طرح‌ها از : آقای عارف اسفندیاری .

عکس‌ها از: آقایان غلامرضا ملک عراقی و مهدی ده بنه ای و کاشانی.      [15]

 

پی نوشت:

1-  ( پیش قبض) در فرهنگ آنندراج چنین معنی شده است : « نام فنی است از کشتی که در آن فن برای کشتی گرفتن قبض حریف را می گیرند ، میر نجات گوید: در کشتی به گل و سرو سمن بسته اوست پیش قبض همه در پنجة شایستة اوست »

2-  فرو کوبیدن : سَر شاخ شدن.


 
زورخانه و ورزش باستانی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
 
 

صدیق، مصطفی. "زورخانه و ورزش باستانی". دوره 3،‌ ش 26 (آذر 43): ص 6-15، تصویر، طرح.

 
 

 

 

 
 

خلاصه:خصوصیات ویژه ساختمان زورخانه، اولین طرح این نوع بنا (نیمه دوم سده هفتم و نخستین سده هشتم هجری)، افزارهای ورزش باستانی، جامه‌های ورزش باستانی، گردانندگان زورخانه، رعایت سلسله مراتب زورخانه، شرحی بر شیوه‌های مختلف ورزش باستانی: سنگ گرفتن، انواع شناها، انواع میل گرفتن،‌ انواع چرخ زدن،‌ کباده کشیدن، اسامی عده‌ای از پهلوانان سده هفتم هجری.

 
 

 

 

 
 

زورخانه و ورزش باستانی

مصطفی صدیق  زیر نظر دکتر صادق کیا  معاون وزارت فرهنگ و هنر

 

در این گفتار دربارة ورزشی گفتگو می شود که آن را «ورزش باستانی» یا «ورزش زورخانه» می نامند و ایرانیان شهر نشین یا با آن آشنا هستند یا نام آن به گوششان خورده است .

 

ساختمان زورخانه

زورخانه جایی است که مردان در آن ورزش می کنند و بیشتر در کوچه پس کوچه های شهر ساخته شد است. بام آن به شکل گنبد و کف آن گودتر از کف کوچه است . در آن کوتاه و یک لختی است و هر که به خواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه بشود باید خم شود . می گویند در زورخانه را از این رو کوتاه می گیرند که ورزشکاران و کسانی که برای تماشا به آنجا می روند به احترام ورزش و ورزشکاران و آن مکان خم شوند. این در به یک راهروی باریک با سقف کوتاه باز می شود و آن راهرو به «سردم زورخانه» می رود . درمیان زورخانه گودالی هشت پهلو و گاهی شش پهلو به درازی 5 یا4 متر و پهنای 4 متر و ژرفای 3 چارک تا یک متر کنده شده که «گود» نامیده می شود. در کف گود چند لایه بوته و خاشاک گذاشته و روی آن بوته و خاشاک خاک رس ریخته و هموار کرده اند. بوته و خاشاک را برای نرمی کف گود می ریزند و هر روز روی این کف را پیش از آن که ورزش آغاز شود با آب «گل نم» می زنند تا از آن گرد برنخیزد.

سراسر دیوارة گود ساروج اندود شده است و لبة آن به جای هزارة آجری با چوب پوشانده شده است تا اگر ورزشکاران هنگام ورزش به لب گود بخورند تنشان زخمی نشود . در بالا و دور گود غرفه‌هایی ساخته شده که جای نشستن تماشاچیان و گذاشتن جامة ورزشکاران و لنگ بستن تنکه پوشیدن آنان است . یکی دو غرفه از این غرفه‌ها نیز جایگاه افزارهای ورزشی است .

 
 

سَرْ دَمْ

سَرْ دَمْ زورخانه در یکی از غرفه های چسبیده به راهروی زورخانه درست شده است و آن صُفًه ای است نیم گرد که کَفَش از کف زورخانه یک متر تا یک و نیم متر بلندتر است . در جلوی «سَرْ دَمْ» چوب بستی است که به آن زنگ و پوست پلنگ و زره و سپر و پر قو آویخته است . بر روی سکو زیر چوب بست اجاقی کنده شده که در آن آتش میریزند و هرگاه اجاق نداشته باشند منقلی زیر چوب بست می گذارند و مرشد تنبک خود را با آتش اجاق یا منقل گرم می کند تا صدای آن رساتر درآید .

می‌گویند نخستین کسی که طرح ساختمان زورخانه را ریخت «پوریای ولی» بود. نام پوریای ولی (محمودبن ولی الدین خوارزمی) است و او در نیمة دوم سدة هفتم و نیمة نخستین سدة هشتم هجری می زیسته است . او پهلوان و شاعر و عارف بوده و دمی گرم و گیرا داشته است.

با لب زمزمه آرا چه خفی و چه جلی

 جرگه را گرم بکن از دم پوریای ولی

 

مرشد روی سر دم نشسته است و ضرب می نوازد

 

افزارهای ورزش باستانی

تخته شنا :چوبی است هموار به درازای 70 متر و پهنای 7 و ستبری 2 سانتیمتر و گاهی کوچکتر و بزرگتر از این اندازه هم ساخته می شود. به زیر تخته نزدیک دو سر آن دو پایة زَنَخی (ذوزنقه ای) به بلندی چهار سانتیمتر میخکوب شده است

میل ورزش:افزاری است چوبی و کله قندی و توپر ، ته آن گرد و هموار و سر آن تخت یا گرد است و در میان آن دسته‌ای به درازای پانزده سانتیمتر فرو برده اند . وزن هر میل از پنج کیلو تا چهل کیلو گرم است .

میل بازی : مانند میل ورزش است ولی دستة آن بلندتر از میل ورزش و وزنش کمتر از آن است تا در هنگام بازی و پرتاب کردنش آسان باشد .وزن هر میل بازی از چهار تا شش کیلو گرم بیشتر نمی شود .

سنگ:دو‌پاره و راست گوشه است که از درازا با بست های فلزی به یکدیگر چسبانیده شده و یک بر آن هلالی است ، درازای سنگ یک متر و پهنای آن هفتاد سانتیمتر است .

   

افزارهای ورزشی زورخانه

 

در میان سنگ سوراخی است که در آن دستگیره ای گذاشته اند و روی آن را با نمد یا کهنه پوشانده اند تا دست ورزشکار را هنگام سنگ گرفتن زخم نکند . وزن هر دو سنگ از شصت کیلو       [6]      تا صد و بیست کیلو است . سنگ را در قدیم ( سنگ زور) و(سنگ نعل) هم می نامیدند زیرا به شکل نعل است .

کبـّاده:افزاری است آهنی ، مانند کمان و سراسر تنة آن از آهن است و در میانش « جا دستی » دارد . درازای آن نزدیک به صد و بیست تا صد و سی سانتیمتر است . چلة کبـّاده زنجیری است شانزده حلقه ای ـ و گاهی کمتر یا بیشتر ـ و در هر حلقه شش پولک آهنی دارد و میان آن جا دستی گذاشته شده است . وزن کباده از ده کیلو تا چهل کیلو است . گاهی نیز کباده‌های سنگین‌تر و سبکتر هم می سازند و بکار می‌‌برند.

 

میاندار و ورزشکاران در گود شنا میروند

 

جامه‌های ورزش باستان

تُنْکه یا تُنْبان نَطعی : شلوار کوتاهی است که ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش کردن و کشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یک رویة چرمی یا پارچة ماهوتی ستبر و چند لایة آستر کرباسی دوخته شده است . رویة آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است.

 
 

کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنکه از چرم است. روی رانهای تنکه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّة سرکج ـ قلاب دوزی شده است . بالای تنکه را «برج» ، پیش روی تنکه را که زیر شکم می افتد « پیش قبض» 1، روی زانو را ( پیش کاسه) یا ( سَر کاسه) و پشت زانو را ( پَس کاسه) می نامند.

لُنْگ: همان لنگی است که مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنکه ، ورزشکاران لنگی روی « زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است :

دو سر از پهنای لنگ را در کمر گاه بر روی ناف گره می زنند و پایین لنگ را که آویزان است از پشت پا می گیرند و از میان دو پا بالا می برند و در «پیش قبض» که همان «گره» است فرو می کنند.  

       

طرح تنبان نطعی از جلو

 

طرح تنبان نطعی از پشت

 

 

گردانندگان زورخانه

مرشد : امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سَرْ دَمْ» می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژة یکی از حرکات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامة فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز     [7]      خود را با حرکات ورزشکاران ، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد . در قدیم « مرشد» یا «کهنه سوار» کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم که به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در کنار گود می نشست و باستانی کاران یا کشتی‌گیران را در کارهای ورزشی و کشتی گیری راهنمایی می کرد. کهنه سواران یا مرشدان از چابک‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشکاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند) .

مُشتُ مالچی :کسی است که پیش از ورزش به ورزشکاران و پهلوانان لنگ و تنکه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال میکند، تا کوفتگی و خستگی از تنشان بدر رود و پادویی زورخانه نیز با مشت مالچی است

 

مقام ورزشکاران در زورخانه

پیش کِسوَت : پیش کسوت در زورخانه به کسی می گویند که سالمندتر و آزموده تر از ورزشکاران دیگر باشد . پیش کسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه کاریهای یکایک آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

میاندار: ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن کارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه و از حرکات ورزشی او پیروی می کنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه کاریهای یکایک آنها باشد. معمولاً پیش کسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

پهلوان: به کسی گفته می شود که بسیار آزموده و چابک و کار کرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

نوخاسته: جوان نوچه‌ای است که آزمودگی یافته و پهنة کارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

نوچه: به جوان ورزشکاری گفته می شود که زیر نظر پهلوانی، فن های کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابکی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.

شیوة ورزش باستانی

سنگ گرفتن: سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین که لنگ انداخته اند به پشت می‌خوابد و سه بالش، یکی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ می گذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان می گیرد که سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست می‌غلطد. هنگامی که بر پهلوی چپ است سنگی را که در دست دارد مستقیم چنان بالا می برد که بازوی خمیده‌اش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را که در دست چپ دارد مستقیم به بالا می برد. این گونه سنگ گرفتن را «غلطان» می گویند. گونة دیگر سنگ گرفتن آن است که ورزشکار به پشت می‌خوابد و پاهایش را دراز می کند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین می برد، این سنگ گرفتن را (جُفتی) می‌نامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشکاران را تا (117) یا (114) بار می شمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشکاران درون گود باشد، یکی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را می شمارد. شمارة (117) و (114) میان باستانی کاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمی شمارند. (117) اشاره به صدوهفده تن کمر‌بستة مولا است و (114) اشاره به یکصدوچهارده سورة قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) می خواند:

 

هر کار که می کنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقة سنگ بگو لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله

و سپس شمارش را چنین آغاز می کند:

لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.

بِسِم اللهِ الـّرحمنِ الرحیم

اول خدا ـ دو نیست خدا ـ سبب ساز کل سبب یا (سید کائنات) چاره ساز بیچارگان الله ـ پنجة خیبر گشای علی ـ شش گوشه قبر حسین ـ امام هفتم باب الحوایج ـ قبله هشتم یا امام رضا ـ یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی ـ دهندة بی منت الله ـ یا امام حسن عسگری دخیل ـ جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) ـ زیاده باد دین خاتم انبیاء ـ ای چهارده معصوم پاک ـ نیمه کلام الله مجید ـ شانزده گلدسته طلا ـ صد وهفده کمر بسته مولا ـ خدای هجده هزار عالم و آدم ـ بر بی صفتان روزگار لعنت ـ یا (بر نمک نشناس لعنت) ـ بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس ـ یک بیس (بیست و یک) آقای قنبر علیس (علی است) ـ دوبیس مرد دو عالم علیس ـ چاربیس بیمار دشت کرب و بلا (کربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) ـ پنج تن زیر کسا ـ شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است) ـ سه بیس یا علی مثلت کیس(کیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر ـ هش بیس یا علی بن موسی الرضا ـ نُه بیس نوح نبی الله ـ سی ختم کلام الله ـ یک سی گرفتی ماشاءالله ـ دوسی بُرّایش ذولفقار ـ نیستی جان کُفّار ـ چارة بیچارگان خود الله ـ دادرس درماندگان خود مولا ـ یا ابوالفضل العباس دخیل ـ یا موسی بن جعفر ـ یا علی بن موسی الرضا بطلب ـ نه سی طوفان بلا ـ چهل ختم اولیاء و انبیاء ـ یک چل بزرگ است خدا ـ دو چل محمَّد است مُصطفا ـ سه چل علیس شیر خدا ـ چار چل یا فاطمة زهرا ـ پنج چل خدیجه کبرا امُ المؤمنین ـ شش چل ابراهیم خلیل الله ـ هفت چل موسی کلیم الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ نه چل آدم صفی الله ـ پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات ـ    [9]    ز آدم و حّوا دگر نبی الله ـ شعیب و یوسف و یعقوب ـ پس خلیل الله ـ ملائکان مُقّرب ـ

دگر ز جبرائیل ـ ز حسُن یوسف ـ جمال شصت بند دیو ، علی را صلوات .

در این هنگام مرشد برای دنبال کردن شماره و رساندن آن به (114)‌ یا (117) از پنجاه به پایین می شمارد بدینگونه:

نه چل آدم صفی الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ هفت چل موسی کلیم الله . . . . . . . تا به شماره یک برگردد. (17) شماره یا (14) شماره بازمانده از (117) یا (114) را دوباره از یک به بالا می شمارد. ولی اگر مرشد از شمارة شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یک مانده که روی هم (117) یا (114) شماره می شود شماره را به پایین می رساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش می آید که سنگ گیرنده به تواند (117) یا (114) بار سنگ بگیرد.

 
   

 جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد . ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سَر دَم) می‌ایستد . اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سَر دَم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

 

ورزشکاران شنای پیچ می روند

 

شنا رفتن

پیش از شنا رفتن، میاندار یکی از تخته شناها را که در غرفه ای روی هم ریخته شده است برمی‌دارد و به دنبال او ورزشکاران یکی پس از دیگری ، تخته ای را برمی دارند و درو گود می‌ایستند. سپس میاندار دور گود می‌گردد و به هر یک از ورزشکاران میانداری کردن را تعارف می کند. آنگاه از همه رخصت می طلبد و تخته‌اش را در میان گود می گذارد و زانوان و پنجه پا در کف گود قرار می دهد و دو لبه تخته شنا را با دست می گیرد . گاهی مرشد یا میاندار از ورزشکاری که آوزای خوش و گیرا دارد درخواست می کند که چند بیتی به مناسبت حال و مقام بخواند و پیش از اینکه او خواندن را آغاز کند «میاندار» یا «مرشد» می گوید: (مزد دهنش به محمد صلوات) و همه صلوات می فرستند و با صلوات فرستادن ورزشکاران ، آوازه خوان کمی خستگی در می کند و سرانجام آواز خود را چنین به پایان می رساند:       [10]

یا رَب بِه حَـّقِ نادَ علیاً سَیَنْجَلی یا رَب بِه حَـّقِ شاه نَجَف مُرْتضی عَلی

افتادگان وادی غم را بگیر دست یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

   

میاندار و ورزشکاران میل می گیرند

   

و آنگاه همه صلوات می فرستند سپس میاندار دو پایش را پس می برد و از یکدیگر باز می گذارد و به مرشد نگاه می کند . ورزشکاران هم به پیروی از میاندار چنان می کنند مرشد زنگ را به صدا در می آورد و به ضرب می زند و با هر تک ضربه محکمی که می کوبد ورزشکاران سینة خود را به سوی تخته شنا خم و نزدیک می کنند . گاهی در کشاکش شنا رفتن میاندار با صدایی که از خستگی بریده به گوش می رسد فریاد می زند (علی بابا) و با دست به مرشد اشاره می کند که آهنگ ضرب را تندتر کند تا آنها شیوة شنا رفتن را عوض کنند.

 

ورزشکاری در میان گود چرخ تیز می زند

 

ورزشکاران چهار گونه شنا می روند:

شنای کرسی ـ شنای دست و پا مقابل ـ شنای دو شلاقه ـ شنای پیچ.

شنای کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز می کنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

شنای دست و پا مقابل : در این شنا ، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصلة بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در می کنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنة خود را به سوی راست می چرخاند و در حرکت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

نرمش : ورزشکاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنکه تخته شنا را از کف گود بردارند برای در کردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تکان میدهند و این حرکت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش کردن ورزشکاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندکی اختلاف دارد.

میل گرفتن: ورزشکاران هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها که در بالای گود و نزدیک آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف می کند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانة خود می گذارد و دیگران از او پیروی می کنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می کنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چکشی یا (سرنوازی) ـ     [11]      میل جفتی.

میل سنگین : ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینة راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینة چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة راست رو به بالا نگاه می دارند . این کار به این روش ادامه می یابد.

میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند . ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دستة میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر کف گود می گذارند و میل‌ها را تک تک پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خَمْ گیری) می گویند.

پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند که به آن پای (نَرْمْ) می گویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند می کند و بر روی پنجة پای دیگر ، خود را تکان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

1ـ پای اول: ورزشکاری روی پنجة پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست می گذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

2ـ پای جنگلی: ورزشکار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجة پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می کند و بار دیگر روی پنجة پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می کند. این کار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشکار ، میان پای جنگلی زدن (رُخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود می ایستد و او را نگاه می کنند.

3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می کند. در اینحرکات دست‌ها نیز می‌جنبد.

ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب     [12]      را تند می کند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می کند و آنگاه پای‌ها را یکی یکی کمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان می دهد.

ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می کند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب می کند و آنگاه کمی درنگ می کند و دوباره همین روش پا می زند.

4ـ پای آخر: ورزشکار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می کند و یکی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است که در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.

 

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلی 2ـ چرخ تیز 3ـ چرخ سبک و چمنی 4ـ چرخ تَک پِر 5ـ چرخ تَک پِر

چرخ جنگلی: ورزشکار در میان گود می آید و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه می دارد و به نرمی خود را تکان می دهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود می چرخد.

 
 

چرخ تیز: ورزشکار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود می چرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد می شود که هیکل چرخنده را نمی توان تشخیص داد.

چرخ سبک چمنی : ورزشکار در چرخ سبک و چمنی نه تند و نه آرام بلکه سنگین و زیبا به درو خود می چرخد و با چرخ دور گود را هم می پیماید.

چرخ تَک پِر: ورزشکار پس از یک بار بدور خود چرخیدن ، یک بار هم به هوا می جهد و در هوا چرخی به دور خود می زند . گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه می گذارد و چرخ می زند . معمولاً ورزشکار «تک پرها» را در هوا در گوشه های گود انجام می دهد.

سه تَک پِر: ورزشکار سه بار به دور خود می چرخد آنگاه یک تک پر در هوا می زند . مرشد برای هر یک از چرخ‌ها آهنگی ویژه بر ضرب می گیرد.  

   

یکی از ورزشکاران چرخ تک پر می زند

   

کبـّاده کشیدن: کباده را همه ورزشکاران نمی کشند و کسانیکه بخواهند بکشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا یا تک تک از مرشد یا پیش کسوت «رُخصت» می گیرند و هر کدام کباده‌ای برمی‌دارند و با دو دست در بالای سر نگه می دارند . کباده کشیدن به این گونه است که ورزشکار کمان کباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ می گیرد (و برخی هم از ورزشکاران برعکس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او کمی تا شده است نگه می دارد. و با ضرب و آواز مرشد ، یک بار دست راست را در امتداد شانه نگاه می دارد و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه می دارد ، و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بدین گونه ورزشکار کباده کشیدن را ادامه می دهد. او باید به روی پنجه های دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حرکت دادن کباده پا به پا بشود و پیش و پس برود .

 

ورزشکار کباده می کشد

 

کُشتی

در گذشته پس از پایان یافتن ورزش ، کشتی‌گیران و پهلوانان میان گود می رفتند و دو به دو با هم کشتی می گرفتند دو کشتی گیر نخست (فرو می کوبیدند2) آنگاه مرشد لنگی به      [13]      میان هر دو کشتی گیر پرتاب می کرد تا دست نگه دارند که شعر(گُل کُشتی) خوانده شود. کشتی‌گیران در کنار هم به پهلو، رو به قبله خم می شدند و یک دست را بر گردن یکدیگر و دست دیگر را روی زانو می گذاشتند و مرشد شعر (گل کشتی) را می خواند یا یکی از ورزشکاران که آواز خوشی داشت در لبة دیوار گود می نشست و از حاضران (رُخصت) می طلبید و گل کشتی را می خواند:

در معرکه ها درنگ می باید کرد خون برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاستجایی که برهنه جنگ می بایدکرد

   

نمایشهای ورزشی در میدان ارک در برابر ناصرالدین شاه

 

دو کشتی گیر پس از اینکه مرشد یا خواننده می گوید:

خدا را سجود ، پیران را عزّت، جوانان را قدرت ، رَبُ المَشِرقین وَ رَبُ المَغـِربین فَبایّ آلاء رَبکُما تُکـّذبان ، کف گود را دست می بوسیدند و کشتی را آغاز می کردند.  

 
 

چند تن از باستانی کاران و پهلوانان بنام ایران:

از راست به چپ نشسته : حاجی خورده فروش ، میرزا کوچک برادر سید محمد بهبهانی ، سید محمد علی، نایب غلامرا قزوینی و علی حسین مشهدی اصفهانی

ایستاده: میرزا باقر دراندرونی استاد همة ورزشکاران ، مرشد ابوالقاسم شبرنگ

 

دعا کردن

پس از پایان ورزش ، مرشد می گوید (اول و آخر مردان عالم بخیر) و به زنگ می زند و تنبک را کنار می‌گذارد و می نشیند . در این هنگام میاندار و ورزشکاران دیگر که هر یک لنگی بر دوش انداخته اند به کنار گود می آیند و به لبه آن تکیه می دهند و میاندار دیگران را احترام می گذارد و تعارف می کند. اگر کسی نپذیرفت خود او به دعا کردن می پردازد و ورزشکاران و تماشاچیان هم باهم پس از هر یک از دعاهای او (آمین) می گویند. دعا چنین است:

دست و پنجه مرشد درد نکند. خداوند نسل سادات را زیاد کند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمین براندازد. پروردگارا به حَـّق عـَّزت و جَلالت قَسَمَت می دهیم که تیغ شاه اسلام پناه ما را «بُـّرا» (بُـّران) بگردان، سایه بلند پایه اش را از سر آب و خاک ایران و فرداً فرد ایرانیان کم و کوتاه نفرما. پروردگارا شرّ شیطان و بلاهای ناگهانی، نفس امارة آخر الزّمان را از بلاد اسلام دور بگردان . خداوندا بانیان ورزش را که مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنیا و آخرت زبان مار را به ذکر لا الله الا الله گویا بفرما . پروردگارا تورا قَسَم می دهم به حَقّ مقـّربان درگاهت در دنیا ما را از زیارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بی بهره منما. سپس میاندار می گوید:

بر آن کسانی رحمت باد که خداوند رحمتشان کرده . در دنیا و آخرت ما را روسفید و نام نیک بگردان. یک صلوات ختم کنید. حاضران صلوات می فرستند و دعا پایان می پذیرد.

گل ریزان

یکی از دیدنی‌ترین جشن‌ها که در زورخانه بر پا می شود (گل ریزان) است. جشن بیشتر در شبهای ماه رمضان برای بزرگداشت پهلوانان بنام و کهن بر پا می شود و در آن پهلوانان و ورزشکاران قدیمی و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت می شود و هر یک از آنان دسته گلی با خود می آورند و در و دیوار زورخانه نیز با گل پوشیده می شود . در جاهای خاص و روی میز شیرینی و میوه چیده می شود. پس از یک دور ورزش و بازیهای ورزشی و چند کشتی میان پهلوانان بنام ، یکی از پیش کسوت‌ترین ورزشکاران درباره مقام پهلوانی که (گل ریزان) برای او برپا شده است سخن می‌راند. اکنون «گل ریزان» بیشتر برای بزرگداشت ، و پاس پهلوان یا ورزشکار آزموده و قدیمی برپا می شود و هم چنین برای کمک به خانوادة ورزشکارانی که درآمد کافی برای گذراندن زندگی خود ندارند یا گرفتاری‌هایی زندگی آنان را آشفته کرده است .برای «گل ریزان» دعوت نامه هایی با عنوان «همت عالی» و به ارزشهای گوناگون چاپ می کنند و پولی را که از این راه گرد می آید به ورزشکار یا خانواده او می دهند.

 
 

پهلوانان به بنام

در زیر لوحه‌ای که نام سرشناس‌ترین پهلوانان ایران از سدة هفتم هجری تاکنون بر آن کنده و بر دیوار خاوری زورخانه بانک ملی ایران کار گذاشته شده است آورده می شود:        [14]

1ـ پهلوان فیلة همدانی سدة هفتم هجری.

2ـ پهلوان محمود بن ولی الدین خوارزمی (پوریای ولی) سدة هشتم.

3ـ پهلوان محمد ابو‌سعید سدة نهم.

4ـ پهلوان نداقی عراقی اصفهانی سدة دهم.

5ـ پهلوان بیک قمری سدة دهم.

6ـ پهلوان میزابیک کاشی سدة یازدهم.

7ـ پهلوان کبیر اصفهانی سدة دوازدهم.  

     

پهلوان محمد یزدی کوچک معروف به «عبـْدُل»

حاج سید حسن شجاعت «رّزاز»

 

8ـ پهلوان لنـِدره دوز سدة سیزدهم.

9ـ پهلوان عسگر یزدی سدة سیزدهم به بعد.

10ـ پهلوان محمد مازار سدة سیزدهم به بعد .

11ـ پهلوان ابراهیم یزدی (یزدی بزرگ) سدة سیزدهم به بعد.

12ـ پهلوان شعبان سیاه سدة‌سیزدهم به بعد.

13ـ پهلوان حاج حسن بد آفت سدة سیزدهم به بعد.

14ـ پهلوان حاج نایب رضا‌قلی سدة سیزدهم به بعد.

15ـ پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی سدة سیزدهم به بعد.

16ـ پهلوان اکبر خراسانی سدة سیزدهم به بعد.

17ـ پهلوان یزدی کوچک (عَبـُدل) سدة سیزدهم به بعد.

18ـ پهلوان سید هاشم خاتم زاده سدة سیزدهم به بعد.

19ـ پهلوان اصغر نجار سدة سیزدهم به بعد.

20ـ پهلوان میرزا باقر دراندرونی سدة سیزدهم به بعد.

21ـ پهلوان علی میرزای همدانی سدة سیزدهم به بعد.

22ـ پهلوان مهدی خان سیف الممالک سدة سیزدهم به بعد.

23ـ پهلوان صادق قُمی سدة سیزدهم به بعد.

24ـ پهلوان سید حسن شجاعت (رّزاز) سدة سیزدهم به بعد.

25ـ پهلوان حاج محمد صادق بلور فروش سدة سیزدهم به بعد.

26ـ پهلوان سید تقی کمل قمی سدة سیزدهم به بعد (این پهلوان زنده است و در شهر قم زندگی می کند).

در پایان از آقایان زیر که در کار تهیه این گفتار نگارنده را راهنمایی نموده اند سپاسگزاری می نماید:

آقای علی بلوکباشی دوست عزیز و ارجمندم ـ آقای باقر مهدیه میاندار زورخانه بانک ملی ـ آقای علی کیانتاش گرداننده زورخانه طلاچی ـ آقای حسین رضی زاده مدیر باشگاه پولاد ـ آقای ملک ـ آقای منوچهر کلانتری دوست عزیزم ـ آقای کاظم جباری مرشد زورخانه بانک ملی و گردانندة زورخانه هنر ـ آقای محمد مختاری مرشد زورخانه طلاچی.

طرح‌ها از : آقای عارف اسفندیاری .

عکس‌ها از: آقایان غلامرضا ملک عراقی و مهدی ده بنه ای و کاشانی.      [15]

 

پی نوشت:

1-  ( پیش قبض) در فرهنگ آنندراج چنین معنی شده است : « نام فنی است از کشتی که در آن فن برای کشتی گرفتن قبض حریف را می گیرند ، میر نجات گوید: در کشتی به گل و سرو سمن بسته اوست پیش قبض همه در پنجة شایستة اوست »

2-  فرو کوبیدن : سَر شاخ شدن.