زورخانه پهلوانپور میزبان تیم مرحوم پهلوان سلیمانی
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

مراسم نکوداشت پهلوان علیرضا سلیمانی در شب تولد امام حسن مجتبی ع از ساعت ۲۳ شنبه شب مورخه ۹۳/۴/۲۱  در زورخانه پهلوانپور واقع در خ وحدت اسلامی کوچه البرز برگزار خواهد شد،از کلیه سروران گرامی دعوت بعمل می اید.
منبع : سایت فدراسیون


 
انتخاب قوی ترین ورزشکار باستانی
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:
      انتخاب قویترین ورزشکار زورخانه ای سال 1393
ارسال صفحه به دوستان

üبرای اولین بار با عنوان یادواره امام خمینی (ره)

مسابقات آزاد سنگ کشور برگزار می شود

انتخاب قویترین ورزشکار زورخانه ای سال 1393

بر اساس تقویم ورزشی سال 1393 فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای، اولین دوره مسابقات آزاد سنگ کشور برگزار می گردد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای، این مسابقات به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) از ساعت 9 صبح روز جمعه 16 خرداد با عنوان یادواره امام خمینی (ره) در زورخانه ملی شهید فهمیده واقع در تهران، ضلع شمالی پارک شهر، خیابان شهید فیاض بخش، جنب سازمان بهزیستی  برگزار خواهد شد.

در این رویداد ملی برای انتخاب قویترین ورزشکار زورخانه ای سال  1393 تعداد بیشترین رکورد سنگ با وزن 110 کیلوگرم و تعداد 5 جفت پرس اجباری طبق آیین نامه و مقررات مسابقات زورخانه ای محاسبه می شود.

گفتنی است پذیرش شرکت کنندگان ازسراسر کشور با پرداخت ورودیه نا محدود و نیاز به معرفی نامه هیئت پهلوانی و زورخانه ای استان نمی باشد.

خاطر نشان می گردد ضمن اهدای  مدال و حکم قهرمانی به قهرمانان اول تا ششم این مسابقات به مقام اول  این پیکارجایزه ویژه تعلق می گیرد.

 منبع :سایت فدراسیون


 
درگذشت پهلوان سلیمانی
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ خرداد ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

                                        بسمه تعالی
درگذشت جهان پهلوان علیرضا سلیمانی را به جامعه ورزش تسلیت عرض نموده و بدینوسیله به استحضار میرساند مجلس ختمی از سوی فدراسیون ورزش زورخانه ای روز شنبه ۹۳/۳/۳ از ساعت ۱۷/۳۰ در زورخانه ملی شهید فهمیده (شعبان بی مخ)  واقع در خ فیاض بخش تهران برگزار میگردد،از کلیه عزیزان دعوت بعمل می اید،حضور شما سروران باعث ارامش روح ان مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.


 
پهلوان سید حسن رزاز
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی: رزاز

مرحوم سید حسن شجاعت معروف به “پهلوان رزاز” بحق اسوه پهلوانان ایران است. “پهلوان رزاز” در دینداری، اطاعت، اخلاق، شجاعت، مردانگی، مردم‌داری و دیانت نمونه یک انسان کامل بود فضایل نیک پهلوان رزاز نه تنها در میان ورزشکاران و پهلوانان روزگار خود و در نزد جامعه و مردم کوچه و بازار آن روز ایران، بلکه در بین افراد خاص و عام دیگر کشورهای جهان شهره بود. فداکاریهای او برای کشورش و مردم ایران از او چهره‌ای با فضیلت در نظر همگان ساخته بود.
حاج سید حسن رزاز در سال ۱۲۵۷ هجری شمسی در تهران متولد شد. او دوره مقدمات علوم دینی را در تهران گذراند و برای ادامه تحصیل به نجف رفت و در دروس یکی از رهبران بزرگ مشروطه یعنی مرحوم آخوند خراسانی – که یکی از دانشمندان و عالمان بزرگ زمانه خود بود – شرکت کرد و تا اجتهاد نیز پیش رفت بعد از ترور ناصر الدین شاه به دستور مرحوم آخوند خراسانی، پهلوان حسن رزاز مامور رساندن حکم علمای دینی نجف – که جلوگیری از زیاده‌طلبی روس‌ها و انگلیس‌ها و مانع از افتادن مملکت به آشوب و هرج و مرج بود – به علمای ایران به خصوص علمای تهران می‌شود و مرحوم رزاز می‌پذیرد و با این اسناد مهم و محرمانه راهی ایران می‌شود و ماموریت را در کمال سلامت به پایان می‌رساند.
برای پهلوان رزاز بزن به زنگ
اولین کشتی معروف پهلوان رزاز که باعث شد او صاحب زنگ شود نبرد او با پهلوان اصغر نجار – پهلوان پایتخت – بود. پهلوان رزاز با پهلوان نجار در زورخانه “سرتخت بربری‌ها” باهم سرشاخ می‌شوند قدرت نمایی هر دو سبب می‌گردد که هیچ کدام از عهده دیگری بر نیاید اما کسی هم کشتی را رها نمی‌کند. کشتی دو پهلوان به درازا می‌کشد بطوری که “تنگه ها” – لباس کشتی گیری – سه بار پاره می‌شود، پهلوان‌ها کم کم خسته شده و نفس‌ها سنگین می‌شود. پهلوان رزاز اما همچنان سرجنگ دارد و پهلوان نجار نیز تلاش می‌کند پا به پای او مبارزه کند اما بالاخره از پا افتاده و رو به مرشد می‌کند و می‌گوید: مر‌شد! برای آقا (پهلوان رزاز) بزن به زنگ! از امروز زنگ مال این پهلوونه!
درگیری با کالسکه چی سفارت روسیه
یکی از اقدامات مردمی و میهنی پهلوان رزاز که در زمان خودش سرو صدای زیادی در تهران به راه انداخت ماجرای درگیری‌اش با کالسکه‌چی سفارت روسیه بود.

پس از معاهده ننگین “ترکمان چای” در عهد فتحعلی شاه قاجار، اتباع دولت روسیه از هر مجازاتی در خاک ایران در امان بودند، با این قانون، تمامی مستشاران و کارمندان سفارت روسیه می‌توانستند هر نوع رفتار تحقیرآمیز و زشتی را با مردم کوچه و بازار انجام بدهند و کسی هم جلودارشان نباشد “تقی اف” کالسکه چی سفارت روس، از جمله کسانی بود که در این دوره توهین و تحقیر مردم را به حد اعلا خود رسانده و رفتارش روز به روز هم بدتر می‌شد.
تقی اف که بسیار تنومند و گردن کلفت و در عین حال مردم آزار بود هنگام حرکت با کالسکه، عابرین را زیر ضربات تازیانه می‌گرفت و به کوچک و بزرگ رحم نمی‌کرد. از کسبه سرچشمه تهران “باج” می‌گرفت و تمام مایحتاج زندگی‌اش را هم با زورگیری از آنان تامین می‌کرد.
عده‌ای از مردم که می‌دیدند کاری از دست دولت بر نمی‌آید و دولتی‌ها ذلیل‌تر از آنند که بتوانند در برابر این ظلم آشکار بایستند. شکایت به پیش مرحوم آیت‌الله طباطبایی بردند. مرحوم طباطبایی نیز پس از استماع شکوائیه آنان، خادمش “میرزاحمد” را به سرچشمه فرستاده و پهلوان رزاز را به حضور می‌طلبید. مرحوم طباطبایی به شدت از وضعیتی که یک کالسکه چی برای مردم ایجاد کرده گله می‌کند و به پهلوان رزاز می‌گوید با وجود پهلوانی چون شما، چرا این مردم باید توسط اجانب تحقیر شوند و مورد ستم قرار گیرند؟ پهلوان رزاز که گویی مدتهاست منتظر چنین دستوری بوده، قول می‌دهد چاره‌ای بجوید و به این اوضاع خاتمه دهد.
چند روز پس از آن، یک روز مردم پهلوان رزاز را می‌بینند که جلوی در سفارتخانه کشیک می‌دهد، تا این که بالاخره سرو کله کالسکه چی پیدا می‌شود به محض خروج کالسکه از سفارت، پهلوان رزاز دستان پرقدرتش را بند می‌کند به پشت کالسکه و آن را از حرکت نگه می‌دارد. اسب‌ها هرچه زور می‌زنند، نمی‌توانند قدم از قدم بردارند. تقی اف که از این وضع حسابی گیج و متعجب شده بود با صلوات مردم برای سلامتی پهلوان متوجه ماجرا می‌شود. وقتی به عقب نگاه می‌کند. چشمش به پهلوان رزاز می‌افتد ناگهان قداره را می‌کشد و به طرف او حمله می‌کند. پهلوان رزاز با یک دست مچ دست تقی اف را در آسمان می‌گیرد و با دست دیگر کمرش را چسبیده و با یک “یا علی” هیکل او را از زمین بلند می‌کند و به زمین می‌زند، کالسکه چی وقتی نقش بر زمین می‌شود دست به ششلول می‌برد، اما پهلوان آن را هم از دستش می‌گیرد و با یک ضربه دیگر تقی اف را دوباره نقش زمین می‌کند. تفی اف درحالی که از درد ضجه می‌زد رزاز به او می‌گوید: به مولایم علی(ع) قسم، اگر یک بار دیگر به ناموس مردم نگاه چپ کنی، یا بشنوم از کسی باج سبیل خواسته ای. اگر مرغ هوا شده باشی یا ماهی دریا، گیرت می‌آورم و زنده زنده، کبابت می‌کنم!
می گویند که از آن تاریخ به بعد دیگر کسی تقی اف را دور و اطراف سفارت روسیه ندید و نشانش گم شد!
پهلوان رزاز از هیچ حریفی شکست نخورد
پهلوان رزاز همانگونه که در داخل ایران کشتی گیر بی‌همتایی بود، در خارج از کشور هم چهره شناخته شده‌ای بود. او توانست اخلاق، مرام و آداب کشتی ایران را تا آن سوی مرزها بکشاند و آن را به همه جهانیان معرفی کند. مردم کشورهایی نظیر سوئد و آلمان در اروپا و کشورهایی مثل عراق و عربستان در آسیا کشتی‌هایش را دیده و او را تحسین کرده بودند. پهلوان رزاز در هیچ کجا از هیچ حریفی شکست نخورد و کسی هم نتوانست پشت او را به خاک برساند.
این پهلوان خداجو و مردمدار با مروت عاقبت در ۱۹ اسفند سال ۱۳۲۰ چشم از جهان فرو بست و در ابن بابویه مدفون شد.
“ژنرال ساخارف” سرهنگ قشون شوروی در زمان اشغال تهران در خاطراتش درباره تشییع جنازه حاج سید حسن رزاز می‌نویسد: صبح روز ۱۹ اسفند سال ۱۳۲۰ ایرانیان جنازه قهرمان محبوب خود که مردی سالخورده و از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) بود را در یک تابوت قرار داده و یک قالیچه بسیار گران بها هم روی آن کشیده بودند گروهی پیر و جوان که همگی قوی هیکل و خوش اندام بودند به همراه پهلوان “محمد صادق بلورفروش” که به رستم زنده مشهور بود زیر تابوت را گرفته بودند. کسبه هم از سه راه امین حضور تا میدان شوش مغازه هایشان را بسته و علم و بیرق به راه انداخته بودند. و تابوت را گلباران می‌کردند. بیراه نیست اگر بگویم در این تشییع جنازه نیمی از جمعیت تهران حضور داشتند. یک مرشد سوار بر گاری اسبی، جمعیت را با ضرب و آواز حزینی همراهی و خودش هم مثل بقیه گریه می‌کرد. با دیدن این صحنه‌ها، من هم بی‌اختیار گریه‌ام گرفت و سروان پازولین هم درحال اشک ریختن بود. جنازه در ابن بابویه به خاک سپرده شد و با وجود قحطی و کمیابی آذوقه، آن روز به تمام آن جمعیت غذا دادند و حتی برای ما هم غذا فرستادند. آن منظره آن قدر شکوه و جلال داشت که بعد از گذشت سال‌ها هنوز از خاطر من نرفته است. من در زندگی‌ام همیشه به حال چنین افرادی حسودی کرده‌ام. پهلوان رزاز کسی است که تا ابد برای هموطنانش زنده خواهد بود.


 
 
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:
   
 

چهره های سیاسی درگود ورزش پهلوانی

چهره های سیاسی درگود ورزش پهلوانی


پهلوان ابراهیم یزدی یکی از پهلوانان معتمد و نامدار سده سیزدهم هجری در تهران دوران ناصری بود که در چند سال آخر عمر، از هر دو پا عاجز شده و نمی توانست بدون دو چوب زیر بغل راه برود. او عصرها با همان دو چوب از خانه خود واقع در کوچه آشتی کنان بیرون می آمد و سر کوچه، بر روی نیمکتی که کنار خیابان برای او گذاشته بودند، می نشست و خیابان و عابرین را تماشا می کرد. روزی دو نفر از پهلوانان از آن جا می گذشتند؛ هر دو نفر به نزد پهلوان یزدی آمدند و یزدی از آن دو پهلوان احوالپرسی کرد و جویای اوضاع و احوال آنان شد.


 

پهلوانان به پهلوان یزدی بزرگ گفتند که در زورخانه مشغولیم و گاهی هم کشتی می گیریم. پهلوان یزدی خطاب به آنان گفت: «من این چوب دستی خودم را با یک دست بر زمین فشار می دهم، اگر هر دو نفرتان با هم توانستید آن را از جا بکنید، آن وقت من می دانم که شما زورمند و پهلوان هستید!»

از این گفته پهلوان یزدی که در این زمان حسابی پیر و عاجز و فرتوت شده بود، به هر دو نوچه پهلوان خیلی برخورد و به همین جهت هر دو با هم سخت مشغول زورآزمایی شدند. آن ها با تمامی توان و نیروی خود سعی کردند چوب دستی او را از زمین بکنند اما هر قدر که زور زدند،

 نتوانستند و چوب دستی که به نیروی دست پهلوان یزدی پیر بر زمین فشرده شده بود، حتی از جای خود تکان نخورد! پس پهلوان یزدی، به آنان گفت: «هنوز پهلوان حقیقی نشده اید! باز هم باید کار کنید تا پهلوان حقیقی شوید!» و البته یزدی تنها در زور پهلوان نبود که اگر ملاک این بود، شیر و فیل درندگی و برندگی شان بیش از هر انسانی است و باید شان پهلوان اولی برایشان قائل شد.

آن دوره هنوز پهلوانان به رسم مولایشان علی (علیه السلام)، پس از نماز مغرب و عشا به دیدار مستمندان می رفتند و آنچه برای پرداختن به فقرا توسط متمولان به آن ها سپرده شده بود را به محتاجان می رساندند. چنین بود که هر کس گرفتار می شد سراغ این پهلوانان می آمد که اتفاقاً گروهی از ایشان در بازار بوده و خود نیز از متمولان و مورد نظر دولت ها و حکومت ها بودند.

سیاسیت و زورخانه با هم پیوندی عمیق دارند؛ گویی هر کدام کباده ای بودند در دستان پهلوان که جفت با هم بالا می آمدند. گود زورخانه جایی نبود که حکومت با همه جایگاهی که برای خود قائل بود، به خاک آن نگاهی نیاندازد. از پهلوان یزدی که ناصرالدین شاه بازوبندش را بست تا تختی که مقابل محمدرضاشاه سر خم نکرد، ایستاد چون سرو تا شاه سر به پایین بازوبند را بر دستان جهان پهلوان بست. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از اهل سیاست کسانی بودند که شیفته گود زورخانه بودند و هر از چند گاهی در مراسم های آیینی ویژه زورخانه شرکت می کردند. نگاهی به این حضور خالی از لطف نیست.

فرزند دوم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، جدا از این که در کسوت روحانیت بودند، فوتبالیست قهاری هم در تیم شاهین قم بودند. حاج سید احمد آقای خمینی، از بازیکنان سابق تیم های زیر گروه شاهین و از دوستان نزدیک کاظم رحیمی بود. او تا زمان خروج از ایران فوتبال بازی می کرد و اتفاقاً بازیکن بسیار خوبی هم بود.

حاج احمدآقا خمینی

فرزند دوم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، جدا از این که در کسوت روحانیت بودند، فوتبالیست قهاری هم در تیم شاهین قم بودند. حاج سید احمد آقای خمینی، از بازیکنان سابق تیم های زیر گروه شاهین و از دوستان نزدیک کاظم رحیمی بود. او تا زمان خروج از ایران فوتبال بازی می کرد و اتفاقاً بازیکن بسیار خوبی هم بود. سید احمدآقا مدت کوتاهی در تیم زیر گروه همایون شاهین زیر نظر همایون بهزادی هم کار می کرد. بعد از انحلال شاهین- به ظاهر- سید احمد آقا طرفدار پرسپولیس بود.

مرحوم سید احمد خمینی در زمان حیات امام (ره) در مصاحبه ای گفت: «امام (ره)، ما را در انتخاب کارمان آزاد می گذاشت؛ مثلاً من علاقه زیادی به فوتبال داشتم و بر سر آن، چندین بار دست هایم شکست که هنوز آثار آن هست. آن موقع ها ما هم در قم اطلاع داشتیم که وی بهترین فوتبالیست دبیرستان خود است. پدری که برای سلامتی خود ده ها سال پیش این ورزش مهم را با حفظ لباس روحانیت انجام می داد، طبیعی است که کاری به انجام آن توسط فرزند دبیرستانی خود نداشته باشد و آن را جهت ورزیدگی بدن، برای او لازم بداند، به خصوص که مورد علاقه او هم بوده است.»

از سوی دیگر علی پروین همین آشنایی ورزشی ها با احمد خمینی را واسطه دیدار با امام (ره) می داند: «پس از این که از سوی کاظم رحیمی، یکی از حمتکشان و فوتبالیست های پرسپولیسی سابق و از بچه های خوب و باصفای آن دوره اعلام شد که قرار است با توجه به رایزنی هایی که با حاج احمدآقا شده به دیدار امام خمینی (ره) برویم، باور کنید چند روزی در پوست خود نمی گنجیدم. هر روز از خودمان سوال می کردیم که کی این قرار عملی می شود. با لطف خدا فرااهم شد تا به دیدار امام خمینی (ره) برویم. روز خاطره انگیزی برای من و بازیکنان شاهین و استقلال بود. حدود 100 نفر بودیم که به دیدار امام (ره) رفتیم. به خاطر علاقه ای که به ایشان داشتم، سعی کردم بیشتر جلوی صف باشم و البته با توجه به احترامی که به ما می گذاشتند، این اتفاق افتاد.» اما احمدآقا در ورزش زورخانه هم رفقای زیادی داشت. عکسی که نشان می دهد حاج احمدآقا مشغول میل زدن در زورخانه است.

 

غلامعلی حداد عادل

این بچه میدان خراسان که روزگاری محله کشتی گیران و زورخانه بروهای تهران بود، جدای از دکترای فلسفه دل مشغولی زیادی نسبت به ادبیات، خصوصاً ادبیات حماسی ایران دارد. این را می توان از آخرین پست سایت رسمی او دید؛ جایی که وی در مطلبی با عنوان روز فردوسی به آیین های ورزش زورخانه ای نیز اشاره کرده بودند.

حداد عادل که این روزها رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس است، جدا از حضور در آیین های زورخانه ای مثل افتتاح، حضور فعالی برای ترویج ورزش زورخانه ای دارد. او در مقام رئیس کمیسیون فرهنگی با ارسال نامه ای برای رئیس سازمان صدا و سیما ضمن ارجاع درخواست های جامعه پهلوانی و زورخانه ای به آن سازمان خواستار توجه بیشتر رسانه ملی به این ورزش ملی شد. غلامعلی حداد عادل در قسمتی از این نامه در مورد ورزش باستانی اظهار داشته بود: «با توجه به این که ورزش های پهلوانی و زورخانه ای بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب می شود و عنایت ویژه به این ورزش ها علاوه بر ترویج یک ورزش ملی در توسعه ارزش های فرهنگی نیز موثر خواهد بود، انتظار می رود صدا و سیما حمایت بیشتری از آنان به عمل آورد.» در مراسم بستن بازوبند پهلوانی در مسابقات غدیر سال گذشته این بازوبند توسط حداد عادل بر بازوی فردین معصومی بسته شد. او در سال گذشته همراه اعضای کمیته تربیت بدنی مجلس شورای اسلامی با حضور در زورخانه ملی شهید فهمیده از نزدیک با فعالیت ها و دستاوردهای فدراسیون نیز آشنا شده بود. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس پیش از این در مصاحبه ای گفت: «در تیتراژ بیشتر برنامه های ورزشی صدا و سیما، تصویری از ورزش زورخانه ای نیست. این سازمان باید نسبت به توسعه مبانی فرهنگی این رشته ایرانی- اسلامی جدی تر اقدام کند.»

حسن غفوری فرد

وزیر نیروی دهه 60 که پس از آن به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. او پس از مدتی به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی منصوب شد. سپس مجدداً به مجلس شورای اسلامی راه یافت و امروز، به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حضور دارد. فردی که از مهندسی انرژی هسته ای تا گود زورخانه را سیر کرده است. رئیس سازمان تربیت بدنی دولت اول هاشمی رفسنجانی آن قدر به ورزش زورخانه ای دلبسته است که از زورخانه شهر بیرجند تا شهید فهمیده تهران او را می توان در مراسم گلریزان و آیین های ورزش زورخانه ای دید.

هر جا مراسم تجلیلی از کشتی گیری باشد، غفوری فرد حاضر است. وی در آخرین اظهارنظر خود در مورد ورزش زورخانه ای گفته است: «احیا و ترویج ورزش های سنتی مانند کشتی و باستانی بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی است. پیامبر اسلام (ص) هدف رسالت خود را تکمیل اخلاق بیان کرد و خوشبختانه سنت های قدیمی ما نیز همه سنت های اخلاقی است.» منش ها و خصوصیاتی همچون احترام به پیشکسوت، بزرگ تر، سادات و داشتن تواضع، ادب، گذشت، سخاوت، بزرگواری، بزرگ منشی، کمک به دیگران و بسیاری از موارد دیگر در ورزش های سنتی ما یعنی در کشتی به عنوان ورزش اول کشور و ورزش های باستانی بسیار فراوان است. غفوری فرد با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری بر گسترش ورزش های باستانی تصریح کرد: «باید به نحوی برنامه ریزی شود که ورزش های باستانی ما در میان سایر ورزش ها گم نشود، ضمن آن که همه ورزش ها در جایگاه خودشان بسیار خوب هستند. در هر حال آنچه که با سنت و تاریخ ما عجین شده اگر ترویج شود، دیگر تهاجم فرهنگی نخواهد بود و اخلاق و سنت هایی که به طور طبیعی در این ورزش ها وجود دارد، گسترش می یابد.

حسین زاکانی

پدر علیرضا زاکانی، نماینده مجلس شورای اسلامی و از سیاسیونی که این روزها به دلیل اتخاذ مواضع خود، به عنوان یک چهره رسانه ای نیز مطرح است. او یکی از پیشکسوتان عرصه زورخانه محسوب می شد که در ابتدای این ماه درگذشت. او نیز مثل حداد عادل، دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی بچه شرق تهران و شهر ری خاستگاه کشتی گیران و ورزشکاران زورخانه است.

حسین زاکانی متولد 1309 از داوران ممتاز و بین المللی کشتی و از پیشکسوتان ورزش پهلوانی و زورخانه ای کشور بود. آخرین مسئولیت وی عضویت در کمیته فنی کشتی پهلوانی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای کشور بود. در مراسم تشییع پیکر او بسیاری از نمایندگان مجلس و ورزشکاران اعم از زورخانه ای و کشتی گیران حضور داشتند که در نوع خود جالب بود.

ورزش زورخانه امروز جدا از موضوعات فرهنگی که در ادبیات ایران دارد، نگاهی جهانی را نیز به همراه دارد؛ جایی که با تاسیس فدراسیون جهانی ورزش زورخانه ای و پهلوانی به سفارش رهبر انقلاب زمینه های بین المللی شدن این ورزش بومی در ایران مهیا شده است. از سوی دیگر ورود اساتید مختلف رشته های دانشگاهی از فیزیولوژی ورزش تا عرفان و فلسفه در تدوین متون مرتبط در نوع خود جالب توجه است که بعد سیاسی- اجتماعی این ورزش را نیز فراتر کرده است.


 
 
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

«کوی دانشگاه» در منطقه امیرآباد تهران واقع شده است که اکثر مردم این منطقه با این نام آشنا هستند ولی از میان همین عده شاید کمتر کسی بداند که در دل خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران، زورخانه ای با همین نام وجود دارد. زورخانه کوی دانشگاه.
به گزارش ایسنا، نزدیک به ۴٠ سال از زمان تاسیس این زورخانه می گذرد و تاکنون تعداد بسیاری از دانشجویان را جذب و متوجه ارزش های این ورزش کرده است. بنابر گفته « زرشکیان» مربی زورخانه کوی، این زورخانه در میان دانشجویان از جایگاه خاصی برخوردار است، به گونه ای که در درگیری های زمان انقلاب در میان گروه های مختلف دانشجویی، تمامی آنان سعی می کردند که این درگیری ها به داخل زورخانه کشیده نشود. بنابر گفته مسئولان این زورخانه، در مجموعه دانشگاه تهران سه زورخانه وجود داشته است که دو زورخانه در تهران بود و دیگری در کرج که با تخریب یکی از آن ها در تهران به دلیل وجود برخی مسائل، تنها این زورخانه در کوی باقی مانده است. دور تا دور زورخانه را عکس ها و هدایایی فرا گرفته که مقامات مختلف کشوری به این زورخانه تقدیم کرده اند ولی اکثر لوازم را زرشکیان مربی پیر این زورخانه تهیه کرده است.
در روزهای زوج از ساعت ١٩ تا ٣٠/٢٠ ورزش باستانی در این زورخانه دایر است. ورودی این زورخانه طاق بستانی شکل است. ورودی زیبا و نورانی که با پرچم های منقش به اسامی معصومین(ع) زینت یافته است. هنگام ورود به زورخانه یکی از دانشجویان باستانی کار همراهمان می شود و ما را دعوت به تقدم در ورود به زورخانه می کند؛ در آیین زورخانه ای میهمان مقدم است.
در ابتدا مرشد با نواختن ضرب خود آغاز ورزش  را اعلام می دارد. باستانی کاران یک به یک برای ورود به گود از مرشد اجازه ورود می گیرند. گودزورخانه هشت گوش است. در گود هشت گوش شخص وارد شونده به گود به تمامی اطراف خود اشراف کامل دارد و در صورت حضور نداشتن  یکی از ورزشکاران از نبود وی آگاه و از حال وی جویا می شود. در آغاز دانشجویان باستانی کار به دور  گود می دوند و کسی را که « سید» است، در جلوی همگان قرار می دهند.سپس می ایستند و به نرمش می پردازند و برای این کار بزرگ ترها و سادات را بالای گود قرار می دهند و کسی را که پیشکسوت است، به وسط  گود می فرستند تا میانداری کند.در این زورخانه آموزش ورزش زورخانه ای نیز می دهند، به همین دلیل تعدادی از دانشجویان حاضر در گود برای بار اول است که وارد گود شده اند. باستانی کاران پس از گرم کردن به شنا می پردازند و برای این کار به ترتیب تخته های شنا را از گوشه گود بر می دارند و در کنار هم می چینند و میاندار نیز با دور زدن گود دیگران را دعوت به آمدن به میان گود برای انجام حرکت شنا می کند و دیگران نیز به وی رخصت انجام این حرکت را می دهند. در جای جای حرکات ورزشی، باستانی کاران به دعا و فرستادن صلوات مشغول اند. باستانی کاران به سراغ میل گرفتن می روند، میل نشانه ای از گرز جنگ  افزاری در میانه نبرد است که اصولا ظاهر این ورزش برای آمادگی با ظلم و جور و باطن آن برای آمادگی نبرد در برابر شیطان درون است. در تمامی حرکات، ضرب مرشد طنین انداز است؛ ورزش زورخانه ای تنها ورزشی است که موسیقی فاخر و خاص خود را دارد. ضرب مرشد در فضای زیبای گود زورخانه کوی می پیچد تا دانشجویان درون و برون خود را برای مقابله با دیو جهالت آماده سازند. هدهدی یکی از مسئولان  این زورخانه می گوید: «قبل از این که زورخانه به این نام خوانده شود «عبادت خانه» نام داشته است و این مکان نیز با محیط معنوی همراه با اسامی معصومین(ع) در جای جای خود به راستی چه به این نام نزدیک است».
ورزش به پایان خود نزدیک می شود. ورزشکاران به ترتیب به میانه گود می آیند و می چرخند و برای این کار از همدیگر رخصت می طلبند. باستانی کاران پس از پایان چرخ به سراغ کباده می روند. کباده نمادی از کمان صحنه نبرد است. به دلیل این که ایام امتحانات است ورزش را زودتر به پایان می رسانند، یکی از پیشکسوتان شروع به دعا کردن می کند و دانشجویان نیز آمین می گویند. در نهایت به امام زمان(عج) سلام می دهند. با آمدن نام امام تمامی ورزشکاران زانو می زنند و زمین گود را می بوسند.</BodyText></Section><Section><SubTitle>ورزش زورخانه ای؛ معنویت و صمیمیت</SubTitle><BodyText>یکی از دانشجویان باستانی کار زورخانه کوی که به دلیل تواضع از بردن اسمش خودداری کرد، به ایسنا گفت: احترام در ورزش زورخانه ای غوغا می کند و این اگر حتی نمادین هم باشد، تاثیرگذار است؛ هرچند که نمادین نیست واین یک رفتار واقعی است. وی اظهار کرد: موعظه های پیشکسوتان در این ورزش برای جوان ترها و احترامی که در این ورزش نسبت به بزرگ ترها وجود دارد، ویژگی این ورزش است و در شخصیت باستانی کاران بسیار تاثیر دارد. او در مورد فضای موجود در این ورزش گفت:با حضور در این ورزش یک حس پهلوانی به افراد دست می دهد و در ادامه ورزشکار می خواهد مرامی پهلوانی داشته باشد و حداقل این را در رفتارش نشان دهد. دانشجوی باستانی کار یکی از زیبایی های این ورزش را ضرباهنگ و اشعار موجود در این ورزش خواند و گفت: تکرار این اشعار در ذهن ورزشکار تاثیر می گذارد و زمینه رشد شخصیتی وی را فراهم می آورد. وی اساس این ورزش را ورزش، معنویت و صمیمیت خواند و اظهار داشت: حضور من دراین ورزش به دلیل تیمی بود که در یکی از کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان به وجود آمد و مسبب آن هم یکی از مربیان آن جا بود که من توانستم در دوران کودکی به آن تیم بپیوندم و پس از ورود به دانشگاه نیز به سوی این ورزش جذب شدم. این دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی شایعات مبنی بر ورود آسیب های جسمانی به بدن به دلیل پرداختن به این ورزش را کذب دانست و گفت: در صورت انجام صحیح حرکات ورزشی موجود در ورزش باستانی، صدمه ای بر بدن وارد نخواهد شد و اگر هم مشکلی به وجود می آید، به دلیل انجام نادرست این حرکات است که این مسئله در ورزش های دیگر هم وجود دارد.
</BodyText></Section><Section><SubTitle>چرا به این ورزش دروغ می گویند؟!</SubTitle><BodyText>مربی زورخانه ای کوی دانشگاه گفت: ورزش زورخانه ای باید جزو واحدهای درسی دانشگاه ها شود و از قشر تحصیل کرده برای آموزش آن شروع کرد. زرشکیان نیز به ایسنا گفت: ورزش زورخانه ای توام با دین است و هرچه با دین باشد را باید تبلیغ کرد. برای احیا و گسترش این ورزش باید از دانشگاه ها و قشر تحصیل کرده شروع کرد. وی که از ٨ سالگی و قریب به ۶٠ سال است که به این ورزش می پردازد، گفت: این ورزش باعث نزدیکی انسان به خدا می شود و جلوی آلوده شدن انسان را می گیرد.
زرشکیان تاکنون سه زورخانه در مجموعه دانشگاه تهران بنا کرده است که در خصوص یکی از آن ها گفت: به دلیل یک سری کوته بینی ها آمدند و یکی از زورخانه های دانشگاه را که در معاونت تربیت بدنی دانشگاه تهران قرار داشت، تبدیل به پارکینگ کردند.
 زرشکیان گفت: من تمام زندگی خود را برای بنای این سه زورخانه گذاشته ام ولی هم اکنون چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه در خصوص این ورزش  کارشکنی می شود. وی گفت: از این  زورخانه  استادان و دانشجویانی تحویل جامعه شده اند که بعدها برخی از آنان به استان ها و دانشگاه های دیگر رفته و اقدام به ساخت زورخانه در آنجا کرده اند که از آن جمله می توان به زورخانه های دانشگاه های امام حسین(ع)، پیام نور و افسری اشاره کرد. زرشکیان که با تزیین زورخانه کوی به نحوی خاص، دقایقی چند میهمانان را مشغول به دیدن اطراف گود زورخانه می کند، گفت: اگر می خواهیم به این ورزش توجه کنیم باید در وهله اول مرشدها را مورد توجه قرار دهیم و به آ ن ها تسهیلاتی ارائه دهیم و بیمه شان کنیم. زرشکیان که مربی ورزش زورخانه ای در مهد کودک نهاد ریاست جمهوری و مهد کودک دانشگاه تهران نیز می باشد، افزود: زمانی به من اعلام کردند که به دلیل پیشکسوتی باید به اداره تربیت بدنی تهران بروم و حق پیشکسوتی دریافت کنم که پس از رفتن به آن جا، نه تنها به من حق پیشکسوتی ندادند، بلکه ٢٠ هزار تومان هم از من گرفتند و کلی آبرویمان رفت. وی در پایان گفت: دلم از وعده هایی که به این ورزش می دهند، خون است، چرا این قدر به این ورزش دروغ گفته اند؟


 
مسابقه چرخ تیز ازاد کشور
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩۳  کلمات کلیدی: چرخ تیز

 

 

 

اولین دوره مسابقات چرخ تیز آزاد کشور در تهران برگزار می گردد

انتخاب سریعترین ورزشکار زورخانه ای سال

اولین دوره مسابقات آزاد چرخ تیز کشور برگزار خواهد شد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای، بر اساس تقویم ورزشی سال 1393 به مناسبت میلاد با سعادت امام جواد (ع) اولین دوره از مسابقات چرخ تیز بدون محدودیت سنی روز جمعه 19 اردیبهشت ماه جاری در زورخانه ملی شهید فهمیده تهران برگزار خواهد شد.

گفتنی است تعداد دور چرخ تیز در زمان 40 ثانیه با بهره گیری از سنسور و تابلوی الکترونیکی اندازه گیری خواهد شد تا سریعترین ورزشکار زورخانه ای سال انتخاب شود.

لازم به ذکر است حضور شرکت کنندگان از سراسر کشور در این مسابقات ضمن پرداخت ورودی، نامحدود است. به قهرمانان اول تا ششم حکم و مدال اعطا می گردد و به سریعترین ورزشکار این دوره از مسابقات، جایزه ویژه تعلق خواهد گرفت.

 

 


 
تبریک سال نو
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
   
 
 

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست. کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام. گل بگویند گل بشنوند. هر کسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه دهد. شرط وارد گشتن شستشوی دل هاست، شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست. بر درش برگ گلی می کوبم، با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست. تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست؟

 

فرا رسیدن نوروز و آغاز سال 1393 خورشیدی را به همه ی ایرانی تباران و فارسی زبانان در هر گوشه ی عالم تبریک و شادباش می گویم. امیدوارم سال خوب و خجسته ای در پیش داشته باشند. لذا از ادب، متانت و بزرگواری خوانندگان و فرهیختگان خاکسارانه سپاسگزاری می کنم و امیدوارم در سال پیشِ رو نیز از پشتیبانی و یاری رسانیِ شما عزیزان و لطف ایزد یکتا برخوردار باشم.

 
 

 
← صفحه بعد