مراسم جشن در سجادیه بزرگ تهران
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳٩٦  کلمات کلیدی:

بمناسبت اعیاد شعبانیه و شب میلاد امام سجاد (ع) مراسم جشن با شکوهی در محل زورخانه سجادیه بزرگ تهران به همت حاج محمد خوش جان و دوستداران آن امام همام برگزار گردید.

در این مراسم با شکوه که با مولودی خوانی مداحان و مرشدان همراه بود جناب اقای دکتر حسن غفوری فرد وزیر اسبق ورزش جمهوری اسلامی ایران هم حضور داشتند.

در پایان مراسم طبق رسم هر ساله سه کیک تولد به دست بزرگان مجلس بریده شد و در نهایت با سرو شام از میهمانان پذیرایی شد.


 
تبریک اعیاد شعبانیه
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳٩٦  کلمات کلیدی:


 حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...اعیاد شعبانیه مبارک
Image result for تبریک میلاد امام حسین


 
عرض تسلیت
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

Image result for ‫تسلیت شهادت حضرت زهرا‬‎


 
تسلیت حادثه ساختمان پلاسکو تهران
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی: پلاسکو

تسلیت جوهری در پی حادثه پلاسکو

 

 
مجتبی جوهری (رییس فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای) درگذشت برخی از هموطنان عزیزمان در حادثه پلاسکو را تسلیت گفت.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای، متن پیام تسلیت جوهری به شرح ذیل می باشد.
بسم الله الرحیمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
عروج غم انگیز شهادت ده ها آتش نشان و درگذشت شماری از هموطنان مان در حادثه "پلاسکو" اندوهی عمیق را در سراسر کشور و به ویژه تهران پدید آورد.
ضمن تسلیت به مردم ایران، به ویژه بازماندگان این رویداد علو درجات درگذشتگان این حادثه به ویژه شهدای عزیز آتش نشان را از درگاه احدیت مسالت دارم.
 

 
غلامرضا تختی
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی: غلامرضا تحتی ، اقا تختی

غلامرضا تختی

 
غلامرضا تختی

غلامرضا تختی در زورخانه.
مدال‌ها
شرکت‌کنندهٔ کشور  ایران
کشتی آزاد مردان
بازی‌های المپیک
طلا ۱۹۵۶ ملبورن ۸۷ ک‌گ
نقره ۱۹۶۰ رُم ۸۷ ک‌گ
نقره ۱۹۵۲ هلسینکی ۷۹ ک‌گ
مسابقات جهانی
طلا ۱۹۶۱ یوکوهاما ۸۷ ک‌گ
طلا ۱۹۵۹ تهران ۸۷ ک‌گ
نقره ۱۹۶۲ تولیدو ۹۷ ک‌گ
نقره ۱۹۵۱ هلسینکی ۷۹ ک‌گ
بازی‌های آسیایی
طلا ۱۹۵۸ توکیو ۸۷ ک‌گ

غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ در تهران - ۱۷ دی ۱۳۴۶ در تهران) هم‌چنین مشهور به لقب «جهان‌پهلوان»، کشتی‌گیر ایرانی و در فرهنگ ورزشی ایران، به اعتقاد برخی نماد پهلوانی است.[۱] او فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود.[۲]

تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به همراه امام‌علی حبیبی نخستین مدال‌های طلای تاریخ ورزش ایران در بازی‌های المپیک را کسب کرد. او با یک مدال طلا و دو مدال نقرهٔ المپیک، دو طلا و دو نقرهٔ قهرمانی جهان و یک طلای بازی‌های آسیایی در فهرست برترین‌های قرن فیلا در جایگاه سیزدهم قرار دارد.[۳] وی یکی از سه کشتی‌گیر ایرانی (در کنار امام‌علی حبیبی و عبدالله موحد) است که تصویر آنها در تالار افتخارات فیلا نصب شده است.[۴]

مزار تختی در ابن بابویه شهر ری واقع شده‌است.[۵]

 
بازوبند جهان‌پهلوانی غلامرضا تختی، اهدا شده به موزه حرم امام رضا؛ مشهد

 

محتویات

 

زندگی

غلام‌رضا تختی در محله خانی‌آباد در جنوب تهران از خانواده‌ای تهرانی زاده شد. «رجب خان» (پدر تختی) متولد ۱۲۷۴ محلهٔ دروازه غار تهران و مادرش از خانوادهٔ سنتی تهران بود.[۶]

اجداد او اهل استان همدان و اصالتی آذری داشتند.[۷] با تبدیل شدن وی به یک «قهرمان ملی»، گاه داستان‌هایی دربارهٔ او گفته می‌شود که لزوماً صحت تاریخی ندارند.[۸] در ایران از تختی به عنوان «جهان‌پهلوان» یاد می‌شود. کتاب‌های زیادی در وصف او تألیف شده است، فیلمی سینمایی در مورد وی ساخته شده، حتی تندیسی از وی ساخته شده و در میدان تجریش در شهر تهران نصب شده است. به افتخار او هر ساله به بهترین کشتی‌گیران ایران «جایزه غلام‌رضا تختی» اهدا می‌شود.[۸] تختی در طول زندگی خود به کارهای عام‌المنفعه پرداخت و خدماتی به محرومان کرد. او عضو جبهه ملی ایران بوده و در نهضت ملی‌شدن نفت در ایران فعالیت داشت.[۱][۸]

تبار

حاج قُلی، پدربزرگ غلامرضا تختی، در محلهٔ خانی‌آباد، از اربابان خانی آباد و یخچال دار شناخته شده تهران بود. در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی‌آباد به «حاج قلی تختی» شهرت یافته بود. همین نام بعدها به نام خانوادگی آن‌ها تبدیل شد. ارباب رجب، پدر غلامرضا تختی، یخچال دار ورشکسته بود که زود درگذشت و او را با تنگدستی یتیم گذاشت (زمین‌های یخچال ارباب رجب دقیقاً از راه آهن می‌گذرد که حکومت رضاشاه برای احداث راه آهن زمین‌های ارباب رجب را خریداری می‌کند).

سال‌های نخستین

غلامرضا تختی در ۵ شهریور ۱۳۰۹ در محلهٔ خانی‌آباد در جنوب تهران به دنیا آمد. او دو برادر و دو خواهر داشت که همهٔ آن‌ها از وی بزرگ‌تر بودند. وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم نظامی تهران گذراند و پس از گذراندن اول متوسطه در دبیرستان منوچهری تهران ترک تحصیل کرد. تختی همراه کار، به ورزش زورخانه‌ای و کشتی نزد پهلوان سید علی حق‌شناس پهلوان اول ایران و پایتخت می‌پرداخت.[۹] او در سال ۱۳۲۷ به خدمت سربازی رفت و در ۲۵ مهر همان سال در اداره راه‌آهن استخدام شد. وی پیشینهٔ کار در شرکت نفت مسجد سلیمان را هم داشت.[۵]

جوانی

او در ۳۰ بهمن ۱۳۴۵ با شهلا توکلی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام بابک بود که در ۱۱ شهریور ۱۳۴۶ به دنیا آمد.[۵] یکی از جاهایی که تختی همیشه می‌رفت، گل‌فروشی رز نزدیک چهارراه تخت‌جمشید (طالقانی کنونی) بود. این گل‌فروشی هنوز هم هست. تختی گل‌های باغچهٔ خانه‌اش را می‌چید و دسته می‌کرد و می‌برد گل‌فروشی رز که فروش برود. اما هربار که گذرش به آن‌جا می‌افتاد، مردم دور و برش را می‌گرفتند و با او گرم حرف زدن می‌شدند. تختی هم می‌خواست مهربانی آن‌ها را جبران کند. همین بود که از ده‌تا دستهٔ گل، یک دسته هم به گل‌فروشی نمی‌رسید. تختی با ماشین بنز سفیدی که داشت می‌رفت گل‌فروشی. می‌گویند بچه مدرسه‌ای‌ها می‌آمدند تکیه می‌زدند به ماشین و کنار او عکس یادگاری می‌گرفتند. گل‌فروش حرص و جوش می‌خورد و از تختی می‌خواست که خودش را از بچه‌ها و مردم پنهان کند. تختی گوش نمی‌کرد و می‌گفت: «مردم برای دیدن من آمده‌اند؛ چرا باید خودم را پنهان کنم؟»[۱۰]

یکی از رویدادهای زندگی تختی، پیشنهاد به او برای بازی در فیلم سینمایی بوده است. فردین که از دوستان تختی بود، او را برمی‌انگیزد که بازیگر سینما بشود. فردین به او می‌گوید: «بلوری بازی کرد، تو هم بیا و بازی کن.» حتی پیشنهاد می‌دهند در فیلم‌های تبلیغاتی بازی کند. به تختی پیشنهاد تبلیغ عسل می‌دهند. می‌گوید: «من با خوردن عسل پهلوان نشدم! خاک و خُل خوردم و خوراکم نان و پنیر بود و با سختی‌ها ساختم و تمرین کردم تا به جایی رسیدم.»[۱۰]

مرگ و ابهام‌های آن

غلامرضا تختی.jpg
 

تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در اتاقش در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. او دو روز قبل از مرگش یعنی ۱۵ دی، وصیت‌نامه اش را در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ تحت شماره ۳۴۲۸ و با تعیین کاظم حسیبی به عنوان سرپرست فرزندش بابک (که تنها ۴ ماه داشت)؛ به ثبت رسانده بود.[۳] دربارهٔ دلایل مرگ او اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.

براساس اخبار منتشره در روزنامه‌های اطلاعات و کیهان ۱۸ دی ۱۳۴۶ غلامرضا تختی به خاطر وجود اختلافات خانوادگی با همسرش شهلا توکلی[۱] خودکشی کرده است.[۱۱] از انگیزه‌های ممکن برای خودکشی، مواردی چون ناکامی‌هایش در مسابقات در پایان عمر ورزشی تختی نام برده می‌شود.[۱۲] با این حال عده‌ای از دانشوران مرگ وی را مشکوک می‌دانند. این عقیده که ساواک او را به دلیل محبوبیت زیاد و عدم وفاداری به نظام وقت ایران به قتل رسانده است، در بین مردم وجود داشته است.[۸] غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شد. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را بر تختی افزایش دادند. حتی در مواردی تختی از ورود به ورزشگاه‌ها منع می‌شد. او پس از دوری دوساله از رقابتهای ورزشی برای چهارمین بار در بازی‌های المپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازیها مدالی کسب نکرد. میرزایی با استناد به اسناد به جا مانده بیان می‌کند که ظاهراً حکومت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیتش در میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او در مسابقات جهانی بودند.[۱۳]

در چنین شرایطی تختی در سال ۱۳۴۵ هم در بازیهای جهانی تولیدو شرکت کرد و بار دیگر دست خالی به ایران بازگشت. جلال آل‌احمد دربارهٔ مرگ او چنین نوشت: «از آن همه جماعت هیچ‌کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد.»[۱۴] عده‌ای معتقدند، تختی اگر خودکشی هم کرده باشد مسئولیت آن با حکومت شاه است که با فشارها و تنگناهایی که برایش به وجود آورد او را به این سمت سوق داد.[۱۵]

پس از درگذشت تختی، جبهه ملی در بیانیه‌ای مرگ وی را خودکشی اعلام کرد.[۶]

دوران ورزشی

تختی کشتی باستانی را در سال ۱۳۲۴ در زورخانه پهلوان سید علی آغاز کرد.[۶][۹][۱۶] او در سال ۱۳۲۹ در ۲۰ سالگی به عضویت باشگاه پولاد درآمد و به صورت حرفه‌ای زیر نظر حبیب‌الله بلور کشتی آزاد را برای شرکت در مسابقات قهرمانی آغاز کرد.[۳] و در همان سال نخستین قهرمانی کشور خود را کسب کرد. تختی در رقابتهای قهرمانی کشور طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۸ هشت بار قهرمان کشور شد. او در سال ۱۹۵۱ در مسابقات قهرمانی جهان هلسینکی در دستهٔ ۷۹ کیلو به مدال نقره رسید، وی و سه هم‌تیمیش؛ محمود ملاقاسمی (نقرهٔ ۵۲ کیلو)، محمدمهدی یعقوبی (برنز ۵۷ کیلو) و عبدالله مجتبوی (برنز ۷۳ کیلو)،[۱۷] برندگان اولین مدال‌های بین‌المللی تاریخ کشتی ایران بودند. او سال بعد در المپیک هلسینکی مدال نقرهٔ خود را در ۲۲ سالگی تکرار کرد. چهار سال بعد در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن در یک وزن بالاتر؛ ۸۷ کیلوگرم، بهتر ظاهر شد و به همراه امام‌علی حبیبی نخستین مدال‌های طلای تاریخ ورزش ایران در المپیک را کسب کردند. تختی در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۵۹ تهران، ۱۹۶۱ یوکوهاما و ۱۹۶۲ تولیدو به ترتیب به دو مدال طلا و یک مدال نقره رسید. در المپیک ۱۹۶۰ رم هم با ۵ پیروزی با ضربهٔ فنی و یک شکست با امتیاز از عصمت آتلی ترک مدال نقرهٔ وزن ۸۷ کیلو را گرفت. وی که کشتی را از میان‌وزن آغاز کرده بود با افزایش وزن خود به دسته‌های بالاتر رفته و از سال ۱۹۶۲ به دستهٔ ۹۷ کیلوگرم پا گذاشت، اما مشخص شد که رقابت در این وزن برای قهرمان پا به سن گذاشته دشوار است و او در المپیک ۱۹۶۴ توکیو با شکست از احمد آئیک ترک و مساوی با سعید مصطفائف بلغار به مقام چهارم قناعت کرد.[۱۸]

وایکینگ پالم سوئدی، عادل آتان ترک، بوریس کولایف روس، پت بلر آمریکایی، دیتریش آلمانی، ویچزیستیوک روس، عصمت آتلی ترک، حسن کنگور ترک، الکساندر مدوید بیلورس از شوروی و احمد آئیک ترک مهمترین رقیبان تختی در ۱۴ سال حضور وی در عرصه بین‌المللی بودند.

غلامرضا تختی هم چنین سه بار قهرمان کشتی پهلوانی و پهلوان اول ایران شده بود.[۳]

اساتید

سید علی حق‌شناس کمیاب

حبیب‌الله بلور

مقام‌ها

 
تختی در حال کشتی گرفتن
 
مدال نقرهٔ مسابقات کشتی ورشوو، ۱۹۵۵ م.

المپیک ۳عدد - جهانی ۴عدد- بازیهای آسیایی۱عدد.

رکوردها

  • تختی اولین کشتی‌گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدال‌های جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو.
  • تختی نخستین ورزشکار ایرانی بود که در سه المپیک مدال گرفت، دست‌آوردی که پس از او تنها محمد نصیری و هادی ساعی به دست آورده‌اند.
  • تختی با ۷ مدال در رقابت‌های المپیک و قهرمانی جهان رکورددار کسب بیشترین مدال جهانی در میان کشتی‌گیران ایرانی است.
  • تختی اولین ورزش‌کار ایرانی بود که در ۳ المپیک شرکت کرد. امیررضا خادم (از ۱۹۸۸ سئول تا ۲۰۰۰ سیدنی) تنها ورزشکار دیگر ایرانی‌ست که رکورد شرکت در ۴ المپیک را دارد.

فعالیت‌های سیاسی

غلامرضا تختی از سال ۱۳۳۰ وارد فعالیت‌های سیاسی شد.[۱۹] او ابتدا در حزب زحمتکشان ملت ایران به رهبری ملکی و بقائی عضو بود و پس از انشعاب ملکی و خُنجی از بقائی به حزب نیروی سوم پیوست در جریان اختلاف میان محمدعلی خنجی و خلیل ملکی او پس از شنیدن نظرات طرفین به اتفاق اعضای سازمان ورزشکاران به دکتر خنجی و دکتر حجازی پیوست[۲۰] و پس از تأسیس حزب سوسیالیست به عنوان قائم مقام دبیرکل حزب (دکتر خنجی) انتخاب شد. ضمناً در سازمان ورزش حزب به همراه حسن خرمشاهی (مسئول سازمان ورزش حزب) فعالیت می‌کرد.

غلامرضا تختی پس از کودتای ۲۸ مرداد در کمیته ورزشکاران نهضت مقاومت ملی نیز علاوه بر حزب سوسیالیست فعالیت داشت و پس از تشکیل جبهه ملی دوم در سال ۱۳۳۹ به این سازمان وارد شد و از سوی کمیته ورزشکاران به کنگره و از سوی منتخبین کنگره به شورای مرکزی جبهه ملی ایران راه یافت.[۲۱][۲۲]

با توجه به علاقه و رفت آمد تختی در جبهه ملی ایران و ریاست سازمان ورزشکاران و عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی او، مهندس حسیبی، را سرپرست پسرش - بابک - می‌کند. روزی هم که هواداران دکتر مصدق برای دیدن او به احمدآباد رفتند، تختی پیشاپیش آن‌ها با عکس بزرگی از مصدق که در دست داشت، جلودار کاروان بود. دلخوری تختی از خاندان پهلوی، تا اندازه‌ای به روزگار نوجوانی او بازمی‌گشت. پدر تختی یخچال طبیعی داشت و از این راه گذران می‌کرد. اما یخچال در طرح خیابان‌کشی‌های رضاشاه می‌افتد و پدر تختی ناچار می‌شود یخچال را به بهای اندکی به دولت بفروشد. این پیشامد خانوادهٔ آن‌ها را ورشکست و آواره می‌کند، تا بدان‌جا که ناگزیر می‌شوند دو شب را در کوچه بخوابند. به هر روی، رویداد تلخی بود که اثر بسیار بدی بر تختی گذاشت و هرگز نتوانست خاطرهٔ گزنده‌اش را فراموش کند. به‌ویژه که زمانی نمی‌گذرد که پدرش آزرده از آنچه پیش آمده بود، بیمار می‌شود و درمی‌گذرد.[۱۰]

رفت‌وآمدهای غلامرضا تختی به جبهه ملی و عضویت در شورای مرکزی آن باعث گردید تا از سوی ساواک به عنوان یک «ناراضی» شناخته شود. از این روی، دستگاه ورزشی بنا به تصمیم سازمان امنیت و اطلاعات کشور، از تمرین‌های تختی جلوگیری می‌کرد و به هر شکل می‌کوشید تا از حضور او در مجامع ورزشی بین‌المللی که با استقبال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی روبرو می‌شد، جلوگیری کند.

هنگام درگذشت محمد مصدق در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۴۵، غلامرضا تختی به تهدید مأموران نظامی و امنیتی مبنی بر خودداری از سفر به احمدآباد گوش فرانداد و به افسران می‌گفت «دستگیرم کنید».[۱]

فعالیت‌های اجتماعی

در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ زلزله مهیبی به قدرت ۷٫۲ ریشتر، به ویرانی کامل شهر بوئین زهرا و روستاهای دشت قزوین انجامید. بر اثر زمین‌لرزه بوئین‌زهرا حدود بیست هزار نفر کشته و هزاران خانواده نیز بی‌خانمان شدند.[۲۳] به پیشنهاد کیهان ورزشی و روزنامه کیهان قرار شد او برای زلزله‌زدگان کمک جمع کند.[۲۴]

تختی قبول کرد و صندوق به‌گردن از پارک ساعی در خیابان پهلوی تا تالار کیهان در خیابان فردوسی را پیاده پیمود. با بلندگو شخصاً از مردم می‌خواست تا به هموطنان زلزله‌زده‌شان هر چه در توان دارند، کمک کنند. زنان گوشواره و گردنبند و انگشتر و مردان پول اهدایی خود را به صندوق آویزان از گردن تختی می‌انداختند.[۲۴] واکنش‌ها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله موج بزرگی از نیکوکاران به‌راه افتادند و ده‌ها کامیون به وی سپرده شد.[۱]

تختی پس از مرگ

 
آرامگاه تختی در گورستان ابن‌بابویه

تاکنون در مورد غلامرضا تختی قصیده‌ها و کتاب‌های متعددی نوشته شده و فیلم‌های مستند و حتی سینمایی نیز از زندگی وی ساخته‌اند. پس از مرگ وِی، اقدامات گوناگونی برای گرامیداشت وی انجام گرفت و حوادثی (نظیر خودکشی هواداران و...) در واکنش به مرگ او در میان طبقات مختلف جامعه، رخ‌داد. از آن‌جمله می‌توان به این‌ها اشاره کرد.

کیهان ورزشی که در آن‌روزها تنها نشریه ورزشی ایران بود، در واکنش به مرگ تختی تیتر زد: «دلِ شیر، خون شده بود».[۲۴]

خودکشی هواداران

با انتشار خبر مرگ غلامرضا تختی، هفت تن در شهرهای مختلف ایران خود را کشتند که از همه فجیع‌تر، قصابی در کرمانشاه بود که خود را به قناره آویخت. وی قبل از مرگ یادداشت بزرگی بر شیشه مغازه‌اش چسبانده بود که «جهان بی جهان‌پهلوان ماندنی نیست».[۱]

 
آرامگاه غلامرضا تختی در ابن بابویه.
مسابقات ورزشی

در اردیبهشت ۱۳۵۹ به منظور بزرگ‌داشت مسابقاتی برای یادبود وی بنا نهاده شد که تاکنون به نام جام جهان‌پهلوان تختی ادامه داشته‌است. در اولین دوره این مسابقات، قهرمانان زیادی از سرتاسر جهان حضور یافتند که از جمله آنها احمد آئیک، عصمت آتلی، الکساندر مدوید، پتکوف سیراکف، سعید مصطفی‌اف می‌توان نام برد.[نیازمند منبع] این مسابقات که معمولاً در اواخر زمستان برگزار می‌شود، مهم‌ترین تورنمنت بین‌المللی کشتی سالیانه در ایران است.

ترانه
شعر
کتاب
  • درجستجوی پدر نوشته بابک تختی (تنها فرزند غلامرضا تختی)
  • حماسه جهان‌پهلوان نوشته محمدعلی سفری
  • پهلوان زندگی، پهلوان جهان نوشته: کیوان مرادیان، سید نصرالله سجادی
  • یکصد پرتره از سیمای پهلوان تختی، آثار طراحی، نقاشی و گرافیک بهزاد شیشه گران (انتشار با دو زبان فارسی و انگلیسی در سال ۱۳۷۷)
فیلم سینمایی
فیلم مستند

مرگ شهلا توکلی

شهلا توکلی، همسر غلامرضا تختی در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ در سن ۶۸ سالگی در بیمارستان ایران‌مهر تهران درگذشت.[۳۱][۳۲]

آلبوم تصاویر

در شهریور ۱۳۹۴ نمایشگاهی با مجموعه عکس‌های این قهرمان کشتی که درسال‌های گذشته توسط عباس خجسته جمع‌آوری شده است در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. در این نمایشگاه ۴۰۰ قطعه عکس از این قهرمان کشتی در تهران به نمایش درآمد.[۳۳]


 
بمناسبت روز اقا تختی
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

زندگی نامه ی مختصری از جهان پهلوان تختی

 


 

تختی

 

غلامرضا تختی در روز ۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محلهٔ خانی‌آباد در تهران به دنیا آمد. «رجب خان» (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ‌تر بودند. «حاج قلی»، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خواربار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می‌کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی‌آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده‌های رجب خان منتقل شد و به نام خانوادگی آنها تبدیل شد.

 

 

رجب‌خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین می‌کرد. نخستین واقعه‌ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانواده ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی‌آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی‌اش رکورددار شرکت در المپیک‌ها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. درچهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشتی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده‌است.

 

 

 

او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی‌گیران نامداری را مغلوب کرد.

 

 

 

وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود (تولیدو، ۱۹۶۶) در آبان ماه سال ۱۳۴۵ زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد که حاصل آن تولد بابک در سال ۱۳۴۶ بود. پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش، خبر درگذشت وی تحت عنوان خودکشی اعلام شد و همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت‌انگیز فرو برد.

 

 

 

در مورد قتل و یا خودکشی وی دلایلی همچون ناراحتی‌های روحی و مشکلات مالی آوردند ولی هیچ گونه بازرسی برای قتل وی به صورت جدی شکل نگرفته است.

 

 

تختی


 

بازیهای المپیک:

 

 

 

پنجاه و دو هلسینکی :مدال نقره ۷۹ کیلو گرم

 

پنجاه و شش ملبورن: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

 

شست رم: مدال نقره ۸۷ کیلو گرم

 

شست و چهار توکیو: چهارم۹۷ کیلو گرم

 


 

قهرمانی جهان:

 

 

 

پنجاه و یک هلسینکی: مدال نقره ۷۹ کیلو گرم

 

پنجاه و چهار توکیو: نفر پنجم ۸۷ کیلو گرم

 

شست و یک یوکوهاما: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

 

شست و دو تولیدو: مدال نقره ۹۷ کیلو گرم

 

 

 

بازیهای آسیایی:

 

 

 

پنجاه هشت توکیو: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم

 

جمع مدالهای غلامرضا تختی: هشت، ۴ طلا، ۴ نقره

 

المپیک ۳ - جهانی ۴ - بازیهای آسیایی ۱

 

 

 

تختی اولین کشتی گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدال‌های جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو.


 
انتصاب رییس فدراسیون ورزشهای زورخانه ای
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

جوهری رییس فدراسیون پهلوانی و زورخانه‌ای شد

 

 

مجتبی جوهری رییس فدراسیون ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای شد.

به‌ گزارش ‌ایسنا، انتخابات فدراسیون ورزش‌های پهلوانی و زورخانه‌ای با حضور مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان برگزار شد که پس از رای گیری در دور دوم، مجتبی جوهری با 20 رای برای چهار سال به عنوان رییس فدراسیون انتخاب شد. علیرضا صفارزاده هم 18 رای داشت.

پس از انصراف پانزده نفر، 13 کاندیدا در رای گیری شرکت کردند که اسامی آنها به ترتیب زیر بود: حشمت الله باقری، محمد باقری، محمد یاشابالیده، مجتبی جوهری، محمدرضا حبیبی اصفهانی ، علیرضا حیدرزاده، امین رشید لمیر، علیرضا زندی، علیرضا صفارزاده، مهدی غلامی، محمد کریمی، سید هادی مهران هاشمی و حمید یاری.

در دور نخست انتخابات، علیرضا صفارزاده با کسب ۱۴ رای و مجتبی جوهری با کسب ۱۰ رای از ۳۸ رای رقابتشان به دور دوم کشیده شد.

محمد باقری ۸ رای، علیرصا زندی ۳ رای،حمید یاری ۲ رای و رشید لمیر نیز یک رای بدست آوردند.

حشمت الله باقری،محمد یاشا پالیده،محمدرضا حبیبی اصفهانی،علیرصا حیدرزاده،مهدی غلامی دیزیچه،محمد کریمی و سید هادی مهران هاشمی نیز هیچ رایی به دست نیاوردند.

 
 
       

 
 
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی:
حسن کاشفی، ورزشکار پیشکسوت و با سابقه کشتی و زورخانه از خاطرات شنیده نشده جهان پهلوان تختی میگوید....
حسن کاشفی که سالهای سال است دستی در ورزش های زورخانه ای و کشتی دارد و پهلوانان زیادی از جمله جهان پهلوان تختی و دیگر نام آوران ورزش های کهن را دیده و خاطرات زیادی از آنان دارد در گفتگو با خبرنگار ما از این خاطرات گفت.
خاطرات شنیده نشده از جهان پهلوان تختی
 

وی با یاد آوری از پهلوانان و ورزشکارانی که دیگر در این دنیا نیستند ولی اثرات خوبی را در گسترش فرهنگ جوانمردی و پهلوانی بر جای گذاشته اند گفت : پهلوانی به نام حسین نائب حسینی که حکم معلم اخلاق جهان پهلوان تختی را داشت و اکنون دیگر در میان این دنیا نیست حکایات جالب زیادی را از جهان پهلوان تختی برایم تعریف کرده است.

کاشفی ادامه داد : یکی از این خاطرات از این قرار است که روزی جهان پهلوان تختی به همراه یکی دو نفر از ورزشکاران در خیابان کالج تردد میکردند و درحال رد شدن از مسیر بودند که فردی با دیدن تختی به سمت وی رفته و کت وی را به حالت خواهش در دست میگیرد و فردی دیگر را در آن سوی خیابان با دست نشان میدهد و میگوید ، این فردی که مشاهده میکنید 200 تومان به من بدهکار است و پول مرا نمیدهد و این در حالی است که من بسیار تنگدست و گرفتار هستم و وقتی پولم را طلب میکنم ، مورد آزار و ضرب و شتم وی هم قرار میگیرم، لطفا به من کمک کنید تا بتوانم طلبم را از او بگیرم.
در این لحظه جهان پهلوان به او میگوید ، صبر کن تا با او صحبت کنم و وقتی که به فرد مذکور میگوید که چرا طلب این مرد را نمیدهی ، جواب میشنود که ، چرا باید بدهم ، آیا تو گردن کلفت این میدان هستی !!!
تختی که میبیند این فرد با موعظه و نصیحت هم سربراه نمیشود ، به سمت مرد اول بازگشته و مبلغ 200 تومان به او میدهد.
مرد که میبیند به پول خود رسیده به سمت مرد ستمکار رفته و میگوید خوب شد که از کسی میترسی و دلم خنک شد از اینکه به پول خودم رسیدم ، حتما باید کتک میخوردی تا پول مرا پس بدهی ؟؟؟
و مرد دوم میگوید : من کتکی نخوردم بلکه حرفهایی احترام انگیز و نصیحت گونه شنیدم ، مگر این شخص کیست که با وجود تن و بدنی نیرومند اینگونه جوانمردانه صحبت میکند و پس از اینکه میفهمد با جهان پهلوان تختی سخن تند بر زبان رانده است ، خود را به سرعت به او رسانده و بر روی پاهای تختی می اندازد.
و جهان پهلوان تختی باز هم او را مورد نصیحت و تفقد قرار میدهد که با خلق خدا از راه ستمکاری وارد نشود.

خاطرات شنیده نشده از جهان پهلوان تختی

خاطره دیگری که از مرحوم تختی نقل میشود به این ترتیب است که مرحوم تختی در مقطعی ، از نظر مالی در تنگنا قرار داشت و مبلغ 300 تومان از کسی دستی میگیرد و از سختی های زندگی میگوید.


فردی که مبلغ را به جهان پهلوان میدهد میگوید ، از اینکه در عسر و حرج قرار گرفته ای تعجب میکنم و این در حالی است که میتوانی از شهرت و محبوبیت خود نهایت استفاده را بنمایی از جمله پیشنهاد 500 هزار تومانی بازی در فیلم سینمایی است که این مبلغ به همراه کل فروش سینماهای ایران به وی پیشنهاد شده بود و مرحوم تختی از پذیرش این پیشنهاد سرباز میزد.

و این در حالی است که در آن زمان خانه های صد متری را میشد با  تنها150 تومان خرید.

و مرحوم تختی در جواب فرد مذکور میگوید : آیا درست است از خرقه پهلوانی که برای این ملت عزیز است برای خود ثروتی به هم بزنم و به اعتماد و عزت این مردم با بازیگری فیلم های فارسی لطمه وارد کنم و من هرگز این کار را نخواهم کرد.

خاطره دیگری نیز از جهان پهلوان تختی نقل میشود بدین ترتیب که روزی ماشین مرحوم تختی که یک مرسدس سفید بود در خیابان با یک تاکسی "فیات" که مدلی بسیار پایین داشت تصادف میکند و مقصر این تصادف نیز راننده تاکسی تشخیص داده میشود. ولی وقتی مردم فرد را مقصر اعلام میکنند و به نفع مرحوم تختی رأی میدهند، او بدون توجه اتفاق رخ داده و شخص مقصر مبلغ 400 تومان به آن مرد میدهد تا ماشین خود را تعمیر کند و در مقابل اعتراض مردم میگوید، ظاهر این فرد نشان میدهد که از فقر مالی رنج میبرد و توانایی پرداخت خسارت به من را ندارد و نمیخواهم که با این کار من به سختی بیشتری بیشتری بیفتد و فرد نیز راضی و شکر خدا گویان از معرکه خارج میشود و جهان پهلوان تختی نیز راه خود را ادامه داده و از شکایت نمودن صرفه نظر میکند.

حسن کاشفی در ادامه سخنان خود بر زنده نگه داشتن منش و رفتار پهلوانی در ایران تأکید کرد و گفت: همین سنتها و جوانمردی های است که ایران را در جهان نمونه ساخته  و امثال پوریای ولی ها و تختی ها را در تاریخ کهن آن ماندگار کرده است.

خاطرات شنیده نشده از جهان پهلوان تختی

وی در پایان صحبتهای خود گفت: تا این منش و خصلتها زنده است ما میتوانیم فرزندان و افراد شایسته ای برای فردای کشور تربیت کنیم و نباید از این سنتها که ریشه در فطرت ایرانی و مسلمانی دارد به راحتی بگذریم.


 
← صفحه بعد